سگ سلوکی
سلوکی
تازی، تانجی، تاژی و یا تانژی که در کشورهای غربی با نام‌های دیگری از جمله سلوکی و پرشین گری‌هاوند ( به انگلیسی: Persian Greyhound , Saluki ) نوعی از سگ‌سانان است که در گذشته و حال در مناطق آسیا و خاورمیانه برای شکار بکار می‌رفته‌است. امروز نیز در ایران به شکار با آن می‌پردازند اما در ایران و اغلب کشورهای جهان همچنین به عنوان سگ خانگی یا برای شرکت در مسابقه نگه‌داری می‌شود. تازی سرعت بسیار زیادی دارد و با آن می‌توان حیوانات تیزپا مانند آهو و خرگوش را شکار کرد.اینگونه سگ‌ها تقریباً در تمامی مناطق آب و هوایی ایران و جهان قابلیت زندگی کردن دارند.





نام

این سگ را در برخی از زبان‌ها به نام‌های تازی ایرانی، پرشین گری‌هاوند و سالوکی می‌شناسند. در عربی به آن سلوقی می‌گویند. تازی، تاژی، تانژی، سگ تازی، نام‌هایی است که در فارسی برای این حیوان بکار رفته است و در زبان عربی و انگلیسی سلوقی، سالوقی و سالوکی (تلفظ و ضبط ناشی از آوانگاری نام عربی «سلوقی» در متن‌های اروپایی) گفته می‌شود.

یک تصور این است که «تازی» در فارسی از مصدر «تاختن» و «تازیدن» می‌آید که با ویژگی دوندگی این نوع سگ متناسب است.

ز تازیدن گور و گرد سوار برآمد همی دود از آن مرغزار. (فردوسی)

تازند رخش بدعت و سازند تیر کید اما سفندیار مرا تهمتن نیند. (خاقانی)




تاریخ

در یافته‌های باستان‌شناسانه‌ی شوش، چغا میش و تپه‌سبز در غرب ایران (مزوپوتامیا) سفالینه‌های بسیاری با نقش تازی در حال دویدن و شکار یافت شده است که از جمله می‌توان به این ظرف ۶ تا ۷ هزار ساله در موزه‌ی لوور اشاره کرد. سفالینه‌ی تازی و بزکوهی

در برخی از ظروف سفالین منقوش به نقوشی از سگ‌های تازی در تعقیب حیواناتی از جمله گوزن، آهو و بزکوهی برمی خوریم که با نهایت دقت و به سبکی انتزاعی ترسیم شده است. سفالینه‌های مکشوف از تل باکون در نزدیکی تخت جمشید نمونه‌های منحصربه‌فردی از نقوش تازی را از ۴۲۰۰ تا ۳۸۰۰ سال پیش از میلاد به نمایش گذاشته‌اند. باریکی اندام، دست‌ها و پاهای بلند و کشیده، پوزه باریک و دمی حلقه مانند همه از خصوصیات بارز سگ‌های تازی است که بر این سفال‌ها تصویر شده است.

همچنین می‌توان به سنگ‌نگاری‌های یافت شده در خمین و گلپایگان استان اصفهان اشاره کرد که علی‌رقم نبود تحقیقات دیرینه‌شناسانه‌ی کافی روی آن‌ها و از روی دیگر شواهد و سبک آثار به دوران پیش از کشاورزی ( در ایران از ۱۲ هزار سال پیش کشاورزی صورت می‌گرفته است) نسبت داده می‌شوند. نمونه‌ای از این سنگ‌نگاری‌ها نقش شکارچی سواره به‌همراه پرنده‌ی شکاری بر روی دستش و تازی‌ش بر روی اسب اشاره کرد.ببینیدوببینید

دیگر آثار قدیمی حضور سگ‌های تازی را در منطقه‌ای یافتند که قدیمی‌ترین محل سکونت بشر در دشت بود. در تپه‌های باستانی سیلک، واقع در نزدیکی شهر کاشان، علاوه بر استخوان حیوانات اهلی دوران پیشین، استخوان‌های یک سگ تازی نیز به دست آمد که متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد بود.

علاوه بر ظروف سفالین، نقش تازی‌ها را بر روی مهرها و اثر مهرهای به جا مانده از ایران باستان نیز می‌توان مشاهده کرد.

همچنین در وندیداد اوستا و در فرگرد ۱۰ شاهد قوانینی برای حمایت از سگ‌ها هستیم که در آن نام سگ شکاری نیز عنوان شده است. به‌علاوه در بندهش دیگر کتاب زرتشتیان که در مورد آفرینش و انواع موجودات سخن می‌گوید نامی از سگان شکاری به میان آمده است.

از آثار یافت شده در گورهای فراعنه مصر که متعلق به ۲۱۰۰ سال پیش از میلاداند شواهدی به دست آمد که نشان می‌دهد در آن زمان اجساد سلوکی‌ها را مانند خداوندگارشان مومیایی کرده و به خاک می‌سپردند.

تازی‌ها در میان اعراب نیز دارای اهمیت و ارزش بالایی بوده‌اند. آنان این سگ‌ها را "سلوقی" می‌نامند و همواره در طول زمان قبایل بدوی عرب برای تامین مایحتاج خود وابسته به قدرت خارق العاده سلوکی‌ها بوده‌اند. اگر چه سگ در دین اسلام نجس شمرده می‌شود اما استثناهایی در مورد این نژاد خاص میان اعراب وجود داشت. بنا بر اعتقاد آنان سلوکی هدیه‌ای از جانب خداوند بود. آنان تنها سگانی بودند که اجازه داشتند داخل خیمه شیخ‌های عرب بنشینند. در میان اعراب علاقه و گرامی داشت نسبت به این سگ به حدی بود که آن را «ال حُر» می‌نامیدند که به معنای حیوان آزاده و اصیل است.

علی‌رغم مشکلات اسلام بعد از پیامبر با سگان، در قرآن و سوره‌ی مائده، آیه ۴ آمده است :

یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ.

که در این‌جا مکلبین اشاره به حیواناتی دارد که مانند سگ شکاری برای شکار تعلیم داده شده‌اند. و ترجمه‌ی آن به این صورت است: نقل به مضمون «... از صیدی که حیوانات آموزش‌دیده‌تان (مانند سگ) برای‌تان می‌آورند بخورید.»





شکار با سگ‌های تازی

در اسطوره‌های ایرانی شکار آموختن به سگان از ابداعات هوشنگ پیشدادی است.

در گذشته شاهان و بزرگان به شکار با سگ‌های تازی علاقه داشتند و همیشه در تازی-خانه‌های آن‌ها تعداد زیادی تازی آموزش‌دیده وجود داشت که هر یک دارای خدمه و مسئول خاص خود بودند. سلطان محمود غزنوی تمام سلوکی‌های خود را جل اطلس و زربفت می‌پوشاند و گردن بند جواهرنشان به گردنشان می‌انداخت. در رستم التواریخ نیز آمده است، در دوران صفویه مسئول سگ‌های شکاری را «تازی‌کش باشی» می‌نامیدند و سلوکی خانه‌های آن‌ها پر بود از «سگان شیرگیر پلنگ فرسا و تازی‌های نخجیر گیر آهو ربا.»

از سلوکی‌ها برای شکار انواع حیوانات از قبیل آهو، جبیر، گور و خرگوش استفاده می‌شود.




انواع تازی در ایران

در ایران چند نوع تازی وجود دارد

تازی کردی در غرب و شمال‌غرب دیده می‌شود و معمولن ظریف است و سریع و برای شکار خرگوش و آهو از آن استفاده می‌شود.
تازی شرق ایران که در استان‌های خراسان و سیستان دیده می‌شود شباهت بسیاری به تازی کردی دارد و درشت‌اندام است و با آن گراز و خرگوش و آهو و ... شکار می‌شود.
تازی کوسه در مناطق جنوب‌غربی و همچنین برخی مناطق جنوب شرقی دیده می‌شود و بدن و گوش آن کم‌موتر است.
تازی بلوچی در جنوب استان سیستان و در ملک بلوچستان دیده می‌شود. با بدنی مو دار و با موهایی بسیار بلند که در هم تنیده می‌شوند.

در شمال شرق ایران (برای مثال استان گلستان) نیز از دیرباز تازی وجود داشته و برای شکار به‌کار برده می‌شده است. این تازی با تازی‌های کرد و بعضی مناطق شرق ایران شباهت بسیار دارد.

تازی‌ها امروزه در مناطق روستایی و یا نزد بادیه‌نشین‌های مناطق مرزی ایران نیز وجود دارند که هر منطقه جثه و رنگ ویژه‌ای دارد اما همه‌ی این انواع به عنوان تازی ایرانی و در یک گروه قرار می‌گیرند. کما این‌که به‌جز انواع بسیار پرموی بلوچی بقیه‌ی انواع تقریبن در کلیه‌ی مناطق یاد شده به صورت موردی قابل رویت هستند.




پوشش مو در بدن تازی

گوش و بدن مودار
گوش مودار و بدن کم مو
گوش و بدن با موهای خیلی کوتاه
گوش و بدن با موهای کاملاً بلند







سنت برنارد
توضیحات

سِنت بِرنارد سگی بزرگ جثه، قدرتمند، عضلانی به همراه سری بزرگ و قدرتمند می‌باشد. هر چقدر ارتفاع حیوان بیشتر باشد ارزشمندتر است. پوشش خارجی در دو نوع زبر و سخت، صاف و نرم وجود دارد که هر دو نوع آن به رنگ سفید به همراه لکه‌های قهوه‌ای، قرمز و سیاه می‌باشد. معمولاً صورت و گوشها به رنگ سیاه می‌باشد. موهای زبر و زمخت از طول بیشتری برخوردار است. دارای پاهای بزرگ و پر مو می‌باشد که امکان راه رفتن را بر روی برف و یخ برای او فراهم می‌آورد. حس بویایی قوی دارد و به نظر می‌آید که از حس ششم نسبت به وقوع حوادثی مانند بهمن و طوفان برخوردار می‌باشد.




خلق وخو

بسیار آرام و دوستانه می‌باشد. رفتار کودکان را به خوبی تحمل می‌کند و با آنها کنار می‌آید. سِنت بِرنارد به آرامی راه می‌رود. بسیار باوفا است و علاقه دارد تا صاحبش را خشنود سازد بدلیل داشتن جثه غولپیکر باید او را از سنین پایین اجتماعی کرد. آموزشها را به خوبی فرا می‌گیرد و بهتر است تا زمانی که هنوز جثه آن قابل کنترل می‌باشد مطیع بودن را به او آموخت. معمولاً بعد از خوردن آب و غذا ریزش آب از دهان طبیعی می‌باشد. سِنت بِرنارد همچنین دیدبان خوبی است.





وزن و ارتفاع

وزن در نرها: (50-91) ک.گ، در ماده ها: (50-91) ک.گ

ارتفاع در نرها: (61-70) س.م، در ماده ها: (61-70) س.م




مشکلات سلامتی

غالباً سگ سلامتی است اما بیماریهای قلبی، مشکلات پوستی، مشکل کپل، برگشتگی پلک پایین به درون چشم و معده درد قابل ذکر می‌باشد. از آنجا که سِنت بِرنارد مشکل ورم معده دارد بهتر است در ازای یک وعده غذای بزرگ از دو یا سه وعده غذای کوچک بهره گرفت.




شرایط نگهداری

برای نگهداری در آپارتمان مناسب می‌باشد به شرطی که در طول روز فعالیت بدنی کافی داشته باشد . اصولاً در داخل خانه آرام است و یک حیاط کوچک مکان مناسبی را برایش فراهم می‌کند. می‌تواند در خارج از خانه نگهداری شود اما توجه داشته باشید که سِنت بِرنارد نسبت به اب و هوای گرم، اتاق و ماشین گرم حساسیت دارد. این حیوان به علت جثه ی بزرگ باید در باغ های بزرگ باشد تا خوب رشد کند




فعالیت بدنی

پیاده روی‌های طولانی پیشنهاد می‌شود. نباید توله‌ها را قبل از آنکه استخوان بندیشان بطور کامل شکل بگیرد به ورزش و فعالیت بدنی زیاد، وادار نمود. پیاده روزهای کوتاه و بازی‌های منظم تا سن دو سالگی کافی می‌باشد.




طول عمر

حدود 8-10 سال.




آراستن

هر دو نوع پوشش سِنت بِرنارد برای آراستن آسان می‌باشد. برس کشیدن و شانه زدن منظم و استحمام در مواقع ضروری پیشنهاد می‌شود. بهتر است به جای شامپو از صابون ملایم استفاه شود. چشمها باید مرتباً تمیز شود تا از عفونت آن جلوگیری شود. این نژاد دوبار در سال ریزش موی فصلی دارد.





تاریخچه

سِنت بِرنارد یک نژاد باستانی می‌باشد. اجداد او را احتمالاً Mastiff و Tibetan Mastiff تشکیل می‌دهند که 1000 سال پیش توسط رومی‌ها به آلپ برده شدند. نقش سِنت بِرنارد بعنوان ناجی کوهستان از اواسط قرن 17 آغاز گردید و تا به امروز بیش از 2000 نفر توسط این سگ از مرگ حتمی نجات یافته اند. عملیات نجات سِنت بِرنارد این گونه است که ابتدا برف‌ها را کنار زده و مصدوم را پیدا می‌کند سپس صورت او را می لیسد و در کنارش می خوابد تا گرم شود و در این مدت سگ دیگر جهت آوردن تیم نجات می‌رود. حس بویایی فوق العاده دارد و می‌تواند فرد مصدوم را تا مترها زیر برف ردیابی کند.





سیبرین هاسکی
سیبرین هاسکی (Siberian Husky)

مشخصات

مشخصات ظاهری

هاسکی سگی قدرتمند و کاری می‌باشد. در همه رنگها از سیاه یکدست تا سفید یافت می‌شود. معمولاً بصورت دو رنگ سیاه وسفید، طوسی و سفید، قرمز و سفید و نارنجی و سفید یافت می‌شود. رنگ نارنجی و سفید هستند و البته گاهی مالاموت ها آلاسکایی ها با این نژاد ترکیب میشوند و یا که مالامونت ها به رنگ های نارنجی معروفیت بیشتری داردن نمونه چشم آبی آن از اصالت بیشتری و استاندارد بیشتری و قیمت بیشتری برخوردار است البته آبی روشن و تیره هم دارد که یک بحث حرفه ای است. و آلاسکایین هاسکی نیز همان سیبریایی هست که به آلاسکا انتقال داده شده و در آنجا پرورش داده شده و با اختلاف کمی از نمونه اصلی میباشد که اختلافات این دو در اندازه, خطوطت صورت و خصوصیات رفتاری میباشد. که آلاسکایی ها فاقد خطوط اند و بیشتر سگ گله و سورتمه کش هستند و بیشتر به رنگ خاکستری و سفید یافت میشوند و رنگ چشم بیشتر آنها رنگ های تیره می باشد. در اکثر سگها صورت و زیر بدن سفید می‌باشد. گوشها حالت برافراشته و نوک تیز دارند و همانند سایر نژادهای سگ در سیبری دارای چشمان آبی رنگ می‌باشند. چشمها گاهی اوقات نیز دو رنگ است (آبی - قهوه‌ای). در بین پنجه‌ها دارای مو می‌باشد که این امر راه رفتن حیوان را بر روی برف و یخ آسان می‌سازد. لایه زیرین موها زبر و ضخیم و لایه بیرونی صاف و نرم می‌باشد. هاسکی قادر است تا در دمای ۶۰- درجه به راحتی زندگی کند.





خلق و خو

سگی آرام و بازیگوش می‌باشد. مشتاق و گاهی اوقات لجباز. به اعضای خانواده‌ای که در آن بزرگ می‌شود بسیار علاقه‌مند است. باهوش، اجتماعی و با محبت می‌باشد. اگرچه انرژی زیادی خصوصاً در تولگی دارد اما سگ سر براه و مطیعی می‌باشد. رابطه خوبی با کودکان دارد. بسیار کم واق واق می‌کند بنابراین دیدبان خوبی نمی‌باشد. استعداد خوبی در آموختن دارد اما این کار را باید با صبر و حوصله انجام داد چراکه هاسکی می‌تواند گاهی اوقات لجباز شود. اگر بیکار بماند خیلی زود حوصله اش سر می‌رود. از تنهایی بیزار است بنابراین اگر ساعات زیادی را بیرون از خانه سپری می‌کنید حتماً یک جفت و هم بازی برای سگ خود پیدا کنید. به غذای کمتری نسبت به آنچه به نظرمی رسد نیاز دارد. اگر از سنین پایین اجتماعی شود با سایر حیوانات مشکلی ندارد سگی واقعاً بازیگوش که با زور میتوان ان را اموزش داد.




وزن، ارتفاع

وزن در نرها: (۲۰-۲۷) کیلوگرم، در ماده‌ها: (۱۶-۲۲) کیلوگرم ارتفاع در نرها: (۵۳-۶۰) سانتی‌متر، در ماده‌ها: (۵۱-۵۶) سانتی‌متر




طول عمر

حدود ۱۲- ۱۵ سال





مشکلات سلامتی

اصولاً سگ سلامتی است. مشکلات کپل، بیماری‌های چشمی همانند آب مروارید و ورم پوستی ناشی از کمبود روی قابل ذکر می‌باشد.




شرایط نگهداری

شب ها باید با پوشک مای داگ بخوابد




فعالیت بدنی

به فعالیت بدنی زیادی نیاز دارد اما نباید او را در هوای گرم به انجام ورزشهای سخت وادار نمود. یک حیاط بزرگ با نرده یا دیوارهای بلند پیشنهاد می‌شود. توجه کنید تا نرده‌ها از زیر نیز بلند و محکم باشند چراکه هاسکی علاقه زیادی به کندن زمین دارد.





آراستن

به جز در فصول ریزش مو به آراستن زیادی نیاز ندارد (دوبار در سال ریزش مو دارد). برس کشیدن با شانه آهنی پیشنهاد می‌شود. ‎






شیتزو
تاریخچه

مدارک و نقاشی‌های بدست آمده از قرن ۱۶ میلادی سگهای کوچکی را نشان می‌دهند که شبیه به شیر می‌باشند. در قرن ۱۷ این نژاد از موطن خود یعنی تبت به پِکینگ برده و در آنجا پرورش یافت. اجداد او را نژادهای لهاسا آپسو و پیکینیز تشکیل می‌دهند. بعدها شیتزو سگ محبوب امپراطور چین گردید و تا سالیان زیادی چینی‌ها از فروش و یا هدیه آنها به غرب خودداری می‌کردند اولین جفت از آن در سال ۱۹۳۰ به انگلستان وارد شد و در سال ۱۹۴۶ به ثبت رسید.





مشخصات

شیتزو باوقار، پر جنب و جوش، هشدار، شاد، شیرین و اهل تفریح ​​و بازی است. او بسیار مهربان و و علاقه دارد روی پاهای شما بنشیند و به او محبت کنید. او با غریبه‌ها دوست و خوش مشرب است. او یکی از محبوب ترین سگ در ایالات متحده است.





آموزش

شیتزواز سخت ترین نژادهای سگ برای آموزش است. او دستورات جدید را از تمام نژادهای دیگر کندتر می‌آموزد. شما باید به دقت و صبر بیشتری در هنگام آموزش او خرج کنید.





ریزش مو

ریزش موی شیتزو بسیار کم است و شما هیچوقت در خانه موهای اورا پیدا نخواهید کرد.





طول عمر

شیتزو حدود ۱۵ سال یا بیشتر عمر می‌کند.





شیهواهوا

چی‌ و‌ا و‌ا (به اسپانیایی: Chihuahueño) کوچکترین نژاد سگ است که به نام ایالت چی‌ و‌ا و‌ا در مکزیک نام‌گذاری شده‌است. خاستگاه اصلی این نژاد از سگ، کشور مکزیک ‌می‌باشد.





مشخصات ظاهری

ارتفاع متغیر، بیش از نژادهای دیگر می‌باشد.

به طور کلی محدوده ارتفاع بین شش و ده اینچ است. با این حال برخی از سگ‌های قد بلند تا ۱۲ تا ۱۵ اینچ رشد می‌کنند.

وزن آنها بین ۱٫۵ و ۳٫۰ کیلوگرم (۳٫۳ - ۶٫۶ پوند) است.





فاکس تریر

فاکس تریر (به انگلیسی: FOX TERRIER)از نژادهای سگ‌های تریر است. منشا این سگ کشور انگلستان و همجوار آن می باشد. دو گونه اصلی این نژاد عبارتند از : فاکس تریر موصاف و فاکس تریر موسیمی.





فاکس تریر موصاف

این نژاد مخصوص شکار روباه است اما به ندرت به دنبال روباهی که در داخل زمین لانه ساخته می رود. این سگ همدم مناسبی می‌باشد و مهارت خاصی در گرفتن موش دارد. نژاد موصاف نسبت به نژاد موسیمی آرامتر بوده، کمتر تحریک پذیر میباشد. علاوه بر این شانه کردن نژاد مو صاف آسانتر بوده، سگ خانگی خوبی است. با بچه‌ها هم رفتار خوبی دارد. از نظر ویژگی‌های ظاهری، سگ کوچکی است که حالت چند ضلعی دارد. دم آن را باید تا نیمه کوتاه کرد. از لحاظ رنگ، سفیدی غالب است که در آن لکه‌های خرمایی یا سیاه هم دیده می شود. رنگ زیاد اهمیت ندارد زیرا ممکن است لکه‌های گندمگون، قرمز یا نقرهای هم دیده شود. ارتفاع آن‌ها بین ۳۵ تا ۴۰ سانتی متر می باشد. این سگ‌ها عاشق شکار می باشند به طوری که اگر شکاری پیدا نشود، به طریقی دیگر دندان هایشان را به کار می اندازند لذا باید مراقب عابرین پیاده باشید.





فاکس تریر موسیمی یا مو مجعد
پر تحرک، سرزنده و بازیگوش می باشند و اشتیاق و علاقه خاصی به شکار دارند. از این سگ‌ها برای تعقیب و شکار حیواناتی که در زیر زمین لانه می سازند استفاده می شود.از خصوصیات این سگ فعالیت فوق العاده و خستگی ناپذیر آنهاست. نگهداری این سگ‌ها آسان است اما به تمرین و فعالیت زیادی نیاز دارند. گونه موسیمی، سگ خانگی مناسبی می باشد. از نظر ویژگی‌های ظاهری، دارای جثه ای کوچک و نسبتاً چند ضلعی با گوش‌های کوچک تیز است که به طرف جلو خم می‌شود دم آن را باید تا نیمه کوتاه کرد. از لحاظ رنگ، سفیدی در آن غالب است و لکه‌های سیاه یا خرمایی در آن دیده می شود. رنگ آن خیلی اهمیت ندارد ولی رنگ‌های گنمگون، قرمز، نقرهای آن چندان خوشایند نیست. سگ‌های نر ۳۸٫۵ سانتی متر ارتفاع و ۸٫۵ کیلوگرم مزن و سگ‌های ماده ۳۶ سانتی متر ارتفاع و ۷ کیلوگرم وزن دارند.





کانگال
کانگال(به انگلیسی: Kangal) یک سگ اصیل ترک است که بیشتر به عنوان سگ گله یا نگهبان مورد استفاده قرار می‌گیرد از جثه بزرگ و استخوان بندی قوی برخوردار است و بشدت نترس و شجاع می‌باشد. این سگ از نژاد اصیل است و یک کانگال اصیل به راحتی از کانگال دورگه قابل شناسایی است.






خصوصیات ظاهری

از خصوصیات ظاهری آن می‌توان به بدن تراشیده و خشک، پوزه و سر بزرگ و به رنگ مشکی و گوشهای افتاده اشاره کرد همچنین این نژاد در رنگ‌های سفید، شیری و خاکستری بعضاً با رگه‌های سیاه موجود می‌باشد.

ظاهر این سگ به سگ سراب و سگ افغانی شباهت‌هایی دارد که این به دلیل موقعیت نزدیک جغرافیایی این سه نژاد می‌باشد. قد و اندازه کانگال از ۷۷ تا ۸۶ سانتیمتر و وزنش از ۵۰ تا ۶۶ کیلوگرم متغیر است. واز لحاظ یادگیری در حد ژرمن شپرد باهوش است. از خصوصیات بارز آن می‌توان به اعتماد به نفس بالا در برخورد با سگسانان دیگر اشاره کرد. با اینکه کانگال یک ماستیف است اما در مقایسه با بعضی ماستیف‌ها وزن سبک تری دارد و به رغم وزن کمتر از چالاکی بیشتری برخوردار است. در این سگ اضافه وزن دیده نمی‌شود. برای بهره وری کامل از خصوصیت‌ها، این نژاد نیازمند تربیت صحیح واصولی می‌باشد. از کانگال به عنوان نگهبان و سگ گله استفاده می‌شود و نمی‌توان آن را در محیط آپارتمانی نگهداری کرد. کانگال خصوصیت حمله به هر تهدیدی را دارد لزا نباید قلاده آنرا در محیط‌های پر رفت‌وآمد باز گذاشت.





کوتون دو تولیر
کوتون دو تولیر سگی کوچک با رنگ معمولا سفید که بسیار شبیه مالتیزها می باشد. بسیار مهربان، احساساتی و علاقه مند به صاحب (یا صاحبان) و منزل بوده و با کودکان بسیار با احتیاط رفتار میکند. وزن آن معمولا در حدود 4 الی 6 کیلوگرم و قد آن در حدود 30 سانتی متر می باشد. جنس موها بسیار لطیف مشابه پنبه میباشد.




کیرن تریر

کِیرن تریر (به انگلیسی: CAIRN TERRIER)از نژادهای سگ‌های تریر است. این سگ سرزنده و با وفا است و می تواند در تمام شرایط آب و هوایی به عنوان سگ خانگی مورد بهره برداری قرار گیرد. این سگ‌ها کاوش و جستجو در محیط اطرافشان را دوست دارند. این سگ‌ها خیلی هوشیار و باهوش هستند و در گرفتن موش مهارت خاصی دارند. هرگز مو و دم این سگ‌ها را کوتاه نباید کرد. از نظر ویژگی‌های ظاهری شبیه روباه بوده، کوچک هستند و دارای گوش‌های تیزی می باشند. موی آن‌ها زبر است و پاهای آن‌ها کوتاه و دم آن‌ها نیز متوسط می باشد. به رنگ‌های قرمز، شنی، خاکستری، گندمگون یا متمایل به سیاه دیده می شوند. نقاط تیره در گوش و پوزه متداول است.
در اسکاتلند تپه‌های کوچکی از سنگ به نام توده سنگ ساخته می‌شد. اما حیواناتی بودند که این توده سنگ‌ها را غارت می‌کردند و توله شکاری توده سنگی (به انگلیسی: Cairn Terrier) که شبیه توده سنگ ثابت در یکجا می‌ماند برای به دام انداختن این حیوانات به کار گرفته می‌شد و همینطور از این سگ‌ها برای مشخص کردن مرزسرحد و حتی یافتن قبور کمک گرفته می‌شد.
page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page7 - page8 - | 9:05 pm
روش‌های جهت‌یابی در روز

جهت‌یابی به کمک موقعیت خورشید در آسمان

۱- خورشید صبح تقریباً از سمت شرق طلوع می‌کند، و شب تقریباً در سمت غرب غروب می‌کند.

این مطلب فقط در اول بهار و پاییز صحیح است؛ یعنی در اولین روز بهار و پاییز خورشید دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، ولی در زمان‌های دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد.






در تابستان طلوع و غروب خورشید شمالی‌تر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبی‌تر از شرق و غرب می‌باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید حداقل حدود ۲۳٫۵ درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد، که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیست. در واقع از آن‌جا که موقعیت دقیق خورشید با توجه به فصل و عرض جغرافیایی متغیر است، این روش نسبتاً غیردقیق است.

۲- در نیمکرهٔ شمالی زمین، در زمان ظهر شرعی خورشید همیشه دقیقاً در جهت جنوب است و سایهٔ اجسام رو به شمال می‌افتد.

ظهر شرعی یا ظهر نجومی، دقیقاً هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه خود در آسمان می‌رسد. در این زمان، سایهٔ شاخص به حداقل خود در روز می‌رسد، و پس از آن دوباره افزایش می‌یابد؛ همان زمان اذان ظهر.

برای دانستن زمان ظهر شرعی می‌توان به روزنامه‌ها مراجعه کرد یا منتظر صدای اذان ظهر شد. ظهر شرعی حدوداً نیمه بین طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.

۳- حرکت خورشید از شرق به غرب است؛ و این هم می‌تواند روشی برای یافتن جهت‌های جغرافیایی باشد.




جهت‌یابی با سایهٔ چوب(شاخص)

شاخص، چوب یا میله‌ای صاف و راست است (مثلاً شاخه نسبتاً صافی از یک درخت به طول مثلاً یک متر) که به طور عمودی در زمینی مسطح و هموار و افقی(تراز و میزان) فرو شده‌است.

روش اول: نوک(انتهای) سایهٔ شاخص روی زمین را [مثلاً با یک سنگ] علامت‌گذاری می‌کنیم. مدتی (مثلاً ده-بیست دقیقه بعد، یا بیشتر) صبر می‌کنیم تا نوک سایه چند سانتیمتر جابه‌جا شود. حال محل جدید سایهٔ شاخص (که تغییر مکان داده‌است) را علامت‌گذاری می‌نماییم. حال اگر این دو نقطه را با خطی به هم وصل کنیم، جهت شرق-غرب را مشخص می‌کند. نقطهٔ علامت‌گذاری اول سمت غرب، و نقطهٔ دوم سمت شرق را نشان می‌دهد. یعنی اگر طوری بایستیم که پای چپ‌مان را روی نقطهٔ اول و پای راستمان را روی نقطهٔ دوم بگذاریم، روبروی‌مان شمال را نشان می‌دهد، و رو به خورشید (پشت سرمان) جنوب است.

از آن‌جا که جهت ظاهری حرکت خورشید در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سایهٔ خورشید بر روی زمین از غرب به شرق خواهد بود. یعنی در نیم‌کره شمالی سایه‌ها ساعتگرد می‌چرخند.
هر چه از استوا دورتر بشویم، از دقت پاسخ در این روش کاسته می‌شود. یعنی در مناطق قطبی (عرض جغرافیایی بالاتر از ۶۰ درجه) استفاده از آن توصیه نمی‌شود.
در شب‌های مهتابی هم از این روش می‌توان استفاده کرد: به جای خورشید از ماه استفاده کنید.

روش دوم(دقیق‌تر): محل سایهٔ شاخص را زمانی پیش از ظهر علامت گذاری می‌کنیم. دایره یا کمانی به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت‌گذاری شده می‌کشیم. سایه به تدریج که به سمت شرق می‌رود کوتاه‌تر می‌شود، در ظهر به کوتاه‌ترین اندازه‌اش می‌رسد، و بعداز ظهر به تدریج بلندتر می‌گردد. هر گاه بعد از ظهر سایهٔ شاخص از روی کمان گذشت (یعنی سایهٔ شاخص هم‌اندازهٔ پیش از ظهرش شد) آن‌جا را به عنوان نقطهٔ دوم علامت‌گذاری می‌کنیم. مانند روش پیشین، این نقطه سمت شرق و نقطهٔ پیشین سمت غرب را نشان می‌دهد.

در واقع هر دو نقطه سایهٔ هم‌فاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص می‌کنند.
با این‌که روش پیشین نسبتاً دقیق است، این روش دقیق‌تر است؛ البته وقت بیشتری برای آن لازم است.
برای کشیدن کمان مثلاً طنابی(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنید. یک طرف طناب را به شاخص ببندید، و طرف دیگرش را به یک جسم تیز؛ به شکلی که وقتی طناب را می‌کشید دقیقاً به محل علامت‌گذاری شده برسد. نیم‌دایره‌ای روی زمین با جسم تیز رسم کنید.
وقتی سایهٔ شاخص به حداقل اندازهٔ خود می‌رسد(در ظهر شرعی)، این سایه سمت جنوب را نشان می‌دهد (بالای ۲۳٫۵ درجه).



جهت‌یابی با ساعت عقربه‌دار
ساعت مچی معمولی (آنالوگ، عقربه‌ای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه می‌داریم که عقربهٔ ساعت‌شمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِ زاویه‌ای که عقربهٔ ساعت‌شمار با عدد ۱۲ ساعت می‌سازد (زاویهٔ کوچک‌تر، نه بزرگ‌تر)، جهت جنوب را نشان می‌دهد. یعنی مثلاً اگر چوب‌کبریتی را [به طور افقی] در نیمهٔ راه میان عقربهٔ ساعت‌شمار و عدد ۱۲ ساعت قرار دهید، به طور شمالی-جنوبی قرار گرفته‌است.
نکات

این که گفته شد عقربهٔ کوچک ساعت به سمت خورشید اشاره کند، یعنی این‌که اگر شاخصی [مثلاً چوب‌کبریت] ای که در مرکز ساعت قرار دهیم، سایه‌اش موازی با عقربهٔ ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. یا این‌که سایهٔ عقربهٔ ساعت‌شمار درست در زیر خود عقربه قرار گیرد. یا مثلاً اگر چوبی ده-پانزده سانتیمتری را در زمین به‌طور عمودی قرار دهیم، ساعت روی زمین به شکلی قرار گرفته باشد که عقربهٔ ساعت‌شمارش موازی با سایهٔ چوب باشد.
دلیل این‌که زاویه بین عقربهٔ ساعت‌شمار و ۱۲ را نصف می‌کنیم این است که: وقتی خوشید یک بار دور زمین می‌چرخد، ساعت ما دو دور می‌چرخد(دو تا ۱۲ ساعت). یعنی گرچه روز ۲۴ ساعت است (و یک دور کامل را در ۲۴ ساعت طی می‌کند)، ساعت‌های ما یک دور کامل را در ۱۲ ساعت طی می‌نماید. اگر ساعت ۲۴ ساعته‌ای می‌داشتید، که دور آن به ۲۴ قسمت مساوی تقسیم شده بود، هر گاه عقربهٔ ساعت‌شمار را رو به خورشید می‌گرفتید عدد ۱۲ ساعت همیشه جهت جنوب را نشان می‌داد.
این روش وقتی سمت صحیح را نشان می‌دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد. یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد یک‌ساعت جلو می‌برند، ما باید آن را تصحیح کنیم(ابتدا ساعت‌مان را یک ساعت عقب ببریم سپس روش را اِعمال کنیم؛ یا نیمساز عقربهٔ ساعت‌شمار را [به جای ۱۲] با ۱ حساب کنید). همچنین در همهٔ سطح یک کشور معمولاً ساعت یکسانی وجود دارد، که مثلاً در ایران حدود یک ساعت متغیر است (ایران تقریباً بین دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعی در شرق و غرب ایران حدوداً یک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحیح هر مکان همان ساعتی است که هنگام ظهر شرعی در آن در طول سال، اطراف ساعت ۱۲ ظهر است. در واقع برای تعیین دقیق جهت‌های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم باشد که هنگام ظهر شرعی ساعت ۱۲ را نشان دهد.
روش ساعت مچی تا ۲۴ درجه امکان خطا دارد. برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی بین ۴۰ و ۶۰ درجه [شمالی یا جنوبی] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافیایی ۲۳٫۵ تا ۶۶٫۵ درجه [شمالی یا جنوبی] نتیجه‌اش قابل قبول است.(البته در نیم‌کردهٔ جنوبی جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزدیک‌تر شویم، از دقت این روش کاسته می‌شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن این روش به ظهر شرعی نزدیک‌تر باشد، نتیجهٔ آن دقیق‌تر خواهد بود.
اگر مطمئن نیستید کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به یاد بیاورید که خورشید از شرق بر می‌خیزد، در غرب می‌نشیند، و در ظهر سمت جنوب است.
توجه کنید که اگر این روش را در هنگام ظهر شرعی (یعنی ساعت ۱۲) اجرا کنیم، جهت عقربه ساعت‌شمار خود به سوی جنوب است. یعنی مانند همان روش «جهت‌یابی با سمت خورشید»، که گفتیم خورشید در ظهر شرعی به سمت جنوب است.
اگر از ساعت دیجیتال استفاده می‌کنید، می‌توانید ساعت عقربه‌داری را روی یک کاغذ یا روی زمین بکشید (دور دایره‌ای از ۱ تا ۱۲ بنویسید، و عقربهٔ ساعت‌شمار را هم بکشید)، و سپس از روش بالا استفاده کنید.
حتی وقتی هوا آفتابی نیست و خورشید به راحتی دیده نمی‌شود هم گاه سایهٔ خوشید را می‌توان دید. اگر یک چوب‌کبریت را عمود نگه دارید، سایهٔ آن برعکس جهت خورشید می‌افتد.




روش‌های جهت‌یابی در شب
جهت‌یابی با ستارهٔ قطبی

از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره قطبی در آسمان می‌چرخند، در نیم‌کرهٔ شمالی زمین ستارهٔ قطبی با تقریب بسیار خوبی (حدود ۰٫۷ درجه خطا) جهت شمال جغرافیایی (و نه شمال مغناطیسی) را نشان می‌دهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، رو به شمال خواهیم بود.

برای یافتن ستارهٔ قطبی روش‌های مختلفی وجود دارد:

به وسیلهٔ مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکی دبّ اکبر شامل هفت ستاره‌است که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند: چهار ستاره آن تشکیل یک ذوزنقه را می‌دهند، و سه ستارهٔ دیگر مانند یک دنباله در ادامه ذوزنقه قرار گرفته‌اند. هر گاه دو ستاره‌ای که لبهٔ بیرونی ملاقه را تشکیل می‌دهند (دو ستارهٔ قاعده کوچک ذوزنقه؛ لبهٔ پیالهٔ ملاقه؛ محلی که آب از آن‌جا می‌ریزد) را [با خطی فرضی] به هم وصل کنیم، و پنج برابر فاصله میان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهیم، به ستاره قطبی می‌رسیم.
به وسیلهٔ مجموعه ستاره‌های «ذات‌الکرسی»: صورت فلکی ذات‌الکرسی شامل پنج ستاره‌است که به شکل W یا M قرار گرفته‌اند. هرگاه (مطابق شکل) ستارهٔ وسط W (رأس زاویهٔ وسطی) را حدود پنج برابرِِ «فاصلهٔ آن نسبت به ستاره‌های اطراف» به سوی جلو ادامه دهیم، به ستارهٔ قطبی می‌رسیم.


نکات
صورت‌های فلکی ذات‌الکرسی و دبّ اکبر نسبت به ستارهٔ قطبی تقریباً روبه‌روی یکدیگر، و دور ستاره قطبی خلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخند. اگر یکی از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با دیگری می‌توان ستارهٔ قطبی را یافت. فاصلهٔ هر کدام از این دو صورت فلکی تا ستارهٔ قطبی تقریباً برابر است.
اگر برای یافتن ستاره‌ها در آسمان از نقشه ستاره‌یاب (افلاک‌نما) استفاده می‌کنید، به‌خاطر داشته باشید که ستاره‌یاب‌ها موقعیت ستاره‌ها را در زمان، تاریخ و موقعیت جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) خاصی نشان می‌دهند.
هر چه از استوا به سوی قطب شمال برویم، ستارهٔ قطبی در آسمان بالاتر (در ارتفاع بیشتر) دیده می‌شود. یعنی ستارهٔ قطبی در استوا (عرض جغرافیایی صفر درجه) تقریباً در افق دیده می‌شود، و در قطب شمال(عرض جغرافیایی ۹۰ درجه) تقریباً بالای سر (سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) دیده می‌شود. بالاتر از عرض جغرافیایی ۷۰ درجه شمالی عملاً نمی‌توان با ستارهٔ قطبی شمال را پیدا کرد.





جهت‌یابی با هلال ماه

اگر به دلیل وجود ابر یا درختان نمی‌توانید ستاره‌ها را ببینید، می‌توانید از ماه برای جهت‌یابی استفاده کنید.

ماه به شکل هلال باریکی تولد می‌یابد، و در نیمه‌های ماه قمری به قرص کامل تبدیل می‌شود، و سپس در جهت مقابل هلالی می‌شود. در نیمهٔ اول ماه‌های قمری قسمت خارجی ماه (تحدب و کوژی ماه، برآمدگی و برجستگی ماه) مانند پیکانی جهت غرب را نشان می‌دهد. در نیمهٔ دوم ماه‌های قمری، تحدب ماه به سمت مشرق است.

اگر خطی از بالای هلال به پایین آن وصل کنیم و ادامه دهیم، در نیمهٔ اول ماه قمری شکل p و در نیمهٔ دوم شکل q خواهد داشت.
کره ماه در نیمهٔ اول ماه‌های قمری پیش از غروب آفتاب طلوع می‌کند، و در نیمهٔ دوم پس از غروب، تا پایان ماه که پس از نیمه‌شب طلوع می‌نماید.
پیدا کردن جنوب توسط ماه: اگر خطی فرضی میان دو نوک تیز هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمین ادامه دهید، تقاطع امتداد این خط با افق، نقطه جنوب را [در نیم‌کرهٔ شمالی زمین] نشان می‌دهد.
این روش جهت‌یابی چندان دقیق نیست، ولی حداقل راه‌نمایی تقریبی را فراهم می‌سازد. در زمان قرص کامل نمی‌توان از این روش استفاده کرد. وقتی ماه به صورت قرص کامل است، می‌توان به کمک حرکت ظاهری ماه (که از مشرق به طرف مغرب است) جهت‌یابی کرد.


روش‌های دیگر جهت‌یابی در شب

حرکت ظاهری ماه در آسمان از شرق به غرب است.
خوشه پروین: دسته‌ای (حدود ده تا پانزده) ستاره، به شکل خوشه انگور، در یک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه پروین می‌گویند. این ستارگان مانند خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولی در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.
ستارگان بادبادکی: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک یا علامت سوال می‌باشند. این ستارگان نیز از شرق به غرب حرکت می‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکی آنها به‌طرف جنوب است.
کهکشان راه شیری تودهٔ عظیمی از انبوه ستارگان است که تقریباً از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته‌است. در شمال شرقی این راه باریک است، و هر چه به سمت جنوب غربی می‌رود، پهن‌تر می‌شود. هر چه به آخر شب نزدیک‌تر می‌شویم، قسمت پهن راه شیری به طرف مغرب منحرف می‌شود.



روش‌های جهت‌یابی، قابل استفاده در روز و شب

جهت‌یابی با قبله

اگر جهت قبله و میزان انحراف آن از جنوب (یا دیگر جهت‌های اصلی) را بدانیم، می‌توانیم شمال را تشخیص دهیم. مثلاً اگر در تهران ۳۷ درجه از جنوب سمت به غرب متمایل شویم (یعنی حدوداً جنوب غربی)، به طرف قبله ایستاده‌ایم. پس هرگاه در تهران جهت قبله را بدانیم، اگر ۳۷ درجه از سمت قبله در جهت عکس عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف جنوب ایستاده‌ایم، و اگر ۱۴۳ درجه (۳۷-۱۸۰) در جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف شمال ایستاده‌ایم.

قبله را از راه‌های مختلفی می‌توان یافت:

قبله‌نما: دقیق‌ترین روش تعیین قبله، به‌وسیلهٔ قبله‌نماست، که آن هم با یک قطب‌نما انجام می‌گیرد؛ و اگر ما قطب‌نما داشته باشیم، با آن قطب را مشخص می‌کنیم!
محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله‌است. در نمازخانه‌ها هم معمولاً جهت قبله مشخص شده‌است.
قبرستان: مرده را در قبر روی دست راست، به سمت قبله می‌خوابانند. پس اگر شما طوری ایستاده باشید که نوشته‌های سنگ قبر را به درستی می‌خوانید، سمت چپ‌تان قبله‌است.
دستشویی: از آن‌جا که قضای حاجت رو به قبله نباید باشد، معمولاً توالت‌ها را عمود بر قبله می‌سازند.






جهت‌یابی با قطب‌نمای دست‌ساز

اگر قطب‌نمایی به همراه نداشتید، ولی اتفاقاً یک سوزن یا میخ کوچک در جیبتان یافتید، این روش کمک‌کار شما در ساخت یک قطب‌نما خواهد بود. البته احتمال استفاده از آن در شرایط واقعی کم است، ولی انجام آن کاری سرگرم‌کننده‌است.

با مالش دادن یک سوزن فقط در یک جهت به آهن‌ربا -یا حتی احتمالاً چاقوی خودتان-، یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچهٔ ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی می‌شود؛ مانند سوزن قطب‌نما. (مثلاً با ۳۰ بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازهٔ کافی خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچهٔ ابریشمی باعث می‌شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.

حال اگر آن‌را روی یک چوب‌پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید(سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور نمایید، مانند یک قطب‌نما عمل می‌کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد. برای این‌که سمت شمال و جنوب سوزن را اشتباه نکنید، این نکته را در نظر بگیرید که -در نیمکرهٔ شمالی زمین- آن سمت قطب‌نما که تقریباً رو به خورشید و ماه است، سمت جنوب است، زیرا آن‌ها در قسمت جنوبی آسمان قرار دارند. همچنین می‌توانید سوزن را با یک آهنربا امتحان کنید، و سپس سمت شمال را با علامتی روی آن مشخص نمایید.

روش دیگر ساخت آهنربا این است که یک میله یا سوزن آهنی یا فولادی را در جهت میدان مغناطیسی زمین تراز کنیم، و سپس آن‌را حرارت داده یا بر آن ضربه وارد کنیم. حال اگر این آهنربا را روی سطحی با اصطکاک کم قرار دهیم (روی یک تکه چوب کوچک در آب شناور سازید، یا مثلاً سوزن را با یک ریسمان غیرفلزی آویزان(معلق) نمایید) قطب‌نمای ما کار می‌کند؛ یعنی میله آن‌قدر می‌چرخد تا در راستای میدان مغناطیسی زمین (شمالی-جنوبی) قرار گیرد.
مغناطیسی کردن سوزن با باتری: اگر سیمی را دور سوزن بپیچانید و برای چند دقیقه سر سیم را به ته باتری وصل کنید، سوزن مغناطیسی می‌شود.
به دلیل کشش سطحی آب، می‌توان سوزن را به تنهایی روی سطح آن شناور کرد. مثلاً می‌توان سوزن را روی کاغذی گذاشت، و کاغذ را روی آب گذاشت. اگر کاغذ روی آب بماند که بهتر، و اگر کاغذ در آب فرو برود احتمالاً سوزن روی آب باقی می‌ماند. اگر سوزن را با گریس یا روغنی غیرقابل‌حل در آب چرب کنید (مثلاً با مالش سوزن به موهای خود سوزن را چرب نمایید)، کار آسان‌تر خواهد شد. چرب بودن سوزن سبب می‌شود که سوزن روی سطح آب شناور بماند.
 
ساعت : 9:05 pm | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
شمال غرب | next page | next page