فرهنگ
فرهنگ
پوشاک

پوشش زن کرمانج خراسان شاخصه‌های منحصربه‌فردی دارد که نوع پارچه، زینت‌ها، نام‌ها و پردازش رنگ از جمله این ویژگی‌ها است. لباس زن کرمانج خراسان شمالی ترکیبی از گراس (،(gorasشیلوار، کله ( (kolleو نظامی است. بالاتنه که در اصطلاح کرمانجی «گراس» نامیده می‌شود و دامن که در اصطلاح کردی «پارچه» و «شیلوار» نامیده می‌شود، دو قسمت اصلی لباس کرمانجی هستند. بالاتنه لباس، «گراس» نامیده می‌شود که پیراهنی ساده‌است و یقه خاصی ندارد.





«کله» پوششی است از جنس پارچه مخمل که بر روی گراس پوشیده می‌شود. برای کله از پارچه مخمل با رنگهای تند و گرم مثل قرمز و سبز و بنفش استفاده می‌شود. این لباس با سکه‌های تزیینی که در اصطلاح کرمانجی «دراو» نامیده می‌شود با تعبیه حلقه بر روی سکه، تزیین می‌شود. سکه‌های متعدد بر روی کله، هنگام راه رفتن، صدایی موزون تولید می‌کند. به حاشیه یقه، جیب‌ها و سر آستین‌های کله، نوارهایی زیگزاگ با رنگهای تند، دوخته می‌شود. زن کرمانج برای پوشش سر از(پشمی) که امروز به روسری موسوم است و شالی مخصوص استفاده می‌کند، این سرپوشها حتی روی چهره زن به جز چشمان را می‌پوشاند.





کردهای گرجستان

کردهای گرجستان بخشی از طوایف کرد هستند که در دوران عثمانی بر ترکان شوریدند و سرکوب و فراری به کشور گرجستان شدند.

یزیدیان، ایزدی، ایزدیان (به کردی Êzidî یا ئێزیدی) اقلیت مذهبی کُرد زبانی هستند که در شمال عراق، سوریه، جنوب شرقی ترکیه و قفقاز ساکن هستند و بیش از ۴۰ هزار نفر از آنها در گرجستان زندگی می‌کنند که به زبان کُردی و گویش کرمانجی صحبت می‌کنند. آیینشان ایزدی شاخه‌ای از بهدینانیه است که آمیزه‌ای از عقاید ادیان پیش از اسلام است و بنا به اعتقاد خودشان ایزدی همان زردشتی است. براساس برخی منابع غیررسمی نزدیک به ۴۰ هزار کُرد در گرجستان زندگی می‌کند که اکثراً دارای آئین ایزدی می‌باشند و از عراق، ترکیه، ارمنستان و آذربایجان به گرجستان رهسپار شده‌اند و اکثر آنها در شهر تفلیس پایتخت گرجستان زندگی می‌کنند، برخی هم در بخش اوستیای جنوبی از توابع گرجستان و همچنین به نسبت کمتر در دو جمهوری آبخازی و آجاری گرجستان پراکنده شده‌اند.

در وضعیت کنونی به کُردهای گرجستان اجازه دخالت و فعالیت در امور سیاسی داده نمی‌شود. آنها فقط چندتشکل فرهنگی و روشنفکری دارند. کُردهای گرجستان تا سال ۱۹۹۱ وضعیت عادی داشتند (سال ۱۹۹۱ فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال گرجستان) و اقلیتی فعال بودند که از آزادی جزئی و حق نوشتن و نشر آثار به زبان کُردی برخوردار بودند. حتی در سال ۱۸۵۷ کتاب مقدس (انجیل- تورات) برای اولین بار از زبان یونانی به زبان کُردی کرمانجی ترجمه شد و در استانبول با الفبای ارمنی، توسط مبلغین و قدیسیان ارمنی چاپ شد اما بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۹۱) و استقلال گرجستان، کُردها به وضعیت نامطلوب پیشین بازگشتند، چرا که گرجستان پس از استقلال یافتن حقوق اقلیت‌های قومی را به رسمیت نشناخت، بنابراین حقوق فرهنگی کُردها نقض شد و تبعید و آوارگی کُردهای این کشور دوباره آغاز شد و اکثر آنها به اروپا رهسپار شدند. کردها اکنون خواهان آنند که همچون ارمنیان و آشوریها به عنوان اقلیت قومی به رسمیت شناخته شوند.






پیشینه کردها در گرجستان

بر پایهٔ اسناد تاریخی، کُردهای ایزدی در عصر سلطنت سزار گرجی (نیمه دوم قرن ۱۲م) از یکی از قبایل کُرد، بین النهرین را ترک و در ارمنستان ساکن شدند و بعدها به گرجستان مهاجرت کردند. در دهه ۱۷۶۰ م کُردها از سزار گرجستان (ایراکلی دهم) در برابر حمله عثمانی تقاضای کمک کردند. اوایل ۱۷۷۰م سزار گرجی طی نامه‌ای به رهبر کُردها (چوبان آقا) با قول پشتیبانی همه جانبه، آنها را به نبرد با دشمن مشترک (عثمانی) فراخواند.

سرانجام پس از انعقاد قرارداد ترکمنچای روسیه با ایران در سال ۱۸۲۸، کُردها مجال یافتند تا به عنوان رعیت به گرجستان بازگردند. در اواسط سده ۱۹، شمار مهاجرین کُرد در گرجستان فزونی گرفت و از ابتدای سدهٔ ۲۰، تعداد زیادی از کُردهای شهرهای وان، فارس و سایر مناطق کردنشین ترکیه برای در امان ماندن از فشار حکام عثمانی و نیز عدم تمایل آنها به گرویدن به دین اسلام، به گرجستان روی آوردند.

جمعیت کُردهای مسلمان و ایزدی گرجستان، براساس آخرین سرشماری ۱۹۲۶ در این کشور، ۲۵۰۲ نفر بوده است. اما بعدها شمار آنها افزایش یافت و اکنون تعداد آنها به ۴۰ هزار نفر می‌رسد که اکثر آنها ایزدی هستند.





کردهای لبنان

کردهای لبنان بخشی از طوایف کرد هستند که از اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم در دوران عثمانی بر ترکان شوریدند و سرکوب و فراری شدند. این طوایف از سرزمینهای کردستان ترکیه و کردستان سوریه (امروزین) به سرزمین لبنان (امروزین) مهاجرت کردند و امروزه تقریباً همگی در بیروت ساکن شده‌اند. معروفترین این طوایف طوایف جان پولاد (طوایف جنبلاط) هستند که چهارصد سال پیش به دره شوف گریختند و به مذهب دروزی درآمدند و نوادگانشان اکنون، خاندان معروف جنبلاط اند. کردها اکنون خواهان آن اند که همچون ارمنیان و آشوریان به عنوان اقلیت قومی به رسمیت شناخته شوند.





کردان فارس

کردان فارس در متون قرون اولیه اسلامی به عشایر منطقه فارس، مرکز ایران ساسانی، اطلاق می‌شود (رموم فارس). در این معنا، «کرد» به معنای امروزین نیست یعنی به یک قوم خاص اطلاق نمی‌شد بلکه دارای همان معنای عامی بود که امروزه از واژه «عشایر» مستفاد می‌شود.

در زمان باستان تا اواسط سده نهم هجری، ۵۰۰ هزار کرد در فارس هستند. اینها به صورت پنج ایل در فارس می‌زیسته‌اند. کهنترین و تنها اثری که طایفه‌های کردهای شیانکاره را بازکاوی کرده، فارسنامه ابن بلخی است که بین سالهای۵۰۰ تا ۵۱۰ هجری قمری نوشته شده و این کردها را در پنج گروه اسماعیلیان، رامانیان، کرزومپان، مسعودیان و شکانیان شرح داده‌است. او در پژوهش خود احتمال می‌دهد که این کردها، مذهبی تسنن و امامیه و هفت امامی داشته که با زبانی غیر از پارسی سخن می‌گفته، اما زبان پارسی را خوب می‌دانسته‌اند.

غیر از عشایر کرد شیراز، گروهی کرد از زمان ساسانیان وجود داشته‌اند که پنج طایفه بوده‌اند. یک طایفه آنها در اصفهان و چهار طایفه دیگر در پارس سکونت داشته‌اند. طایفه اصفهانی در سده چهارم به شهرستان کنونی اقلید فارس می‌آیند شاید کردشولی ها که منطقه سرحد چهادانگه شهرستان اقلید فارس و به ویژه در روستاهای چشمه رعنا حسین اباد کافتر و خنجشت یا (خنجشت) ساکن هستند این دسته می‌باشند زیرا در قبرستانهای انها سنگ قبرهایی با قدمت بیش از ۵۰۰ سال وجود دارد که کلمه کردشولی و بعضا (کورشولی) ذکر شده‌است.و یک گروه هم در فیروزآباد و گروهی هم در گرمسیر فارس حضور داشته‌اند. گروهی را هم نمی‌دانیم در کجا هستند. اینها در سال ۴۳۰ برای خودشان یک پادشاه معین می‌کنند و از اینجا سلطنت ملوک شبانکاره از سال ۴۳۰ تا ۷۴۶ در شرق فارس به وجود می‌آید. شهرستان نیریز، استهبان (شهر ایج، ایگ سابق)، فسا و داراب ولایت کردهای شبانکاره را دارند. تعداد ۲۹ پادشاه در این سرزمین پادشاهی می‌کنند و حکومت داشته‌اند.

ژوکوفسکی (v.a.Jokovicksi) که در سال ۱۸۸۲ به شیراز آمده‌است (حدود ۱۳۰ سال پیش) در باره مردم تلخداشک می‌نویسد:

روستای تلخی دشک در جنوب غربی شیراز در حومه باغ کمال الملک (باغ عفیف آباد) واقع شده، ساکنان آن کرد بوده و از طایفه کوزیوند (غازیوند) از ایل گوران می‌باشند که از آئین و مذهب ویژه‌ای برخوردارند.

تعداد ۱۲ روستا در ایران به نام شبانکاره وجود دارد که تأثیر و ردپای کردهای ملوک شبانکاره را نشان می‌دهد. شهری در شهرستان برازجان به نام شبانکاره و در استان کرمانشاه چند روستا داریم که از کردهای شبانکاره هستند و به زبان کردی صحبت می‌کنند. در سلیمانیه عراق شبانکاره زیاد هستند. مثلاً در یک منطقه ۷۳ روستا که ساکنانش کرد شبانکاره هستند، وجود دارد که به کردستان عراق کوچ کرده‌اند. اما اینکه آیا کوچ اجباری دولتی و یا کوچ تبعیدی و دراثر خشکسالی بوده، هنوز اطلاعی در دست نیست.

در حال حاضر در استان فارس، گروهی از کردها زندگی می‌کنند که خود را کرونی می‌نامند این گروه در حدود ۱۰۰۰ خانوار هستند که در روستاهای شیراز و کازرون و سپیدان زندگی می‌کنند. سه روستا صد در صد کرد و ۱۱ روستای مشترک با فارسها. اینها به زبان کردی کرمانشاهی صحبت می‌کنند. این کردها زمان کریم خان زند به شیراز آمده‌اند. کریم خان زند، در آن زمان ۹۰ هزار نفر از کردها را برای تقویت خود به اطراف شیراز می‌بَرد.

در شیراز غیر از این روستاها، در محله «تلخداش» که اینها هم از همین کردها هستند و یک کوچه در شیراز به نام لکها وجود دارد. آنهایی که در تلخداش زندگی می‌کنند علی الهی(اهل حق) هستند. یک حسینیه یا مسجد کردها هم در شهر شیراز وجود دارد که مربوط به دوره کریم خان زند است. کردهایی که از زمان کریم خان زند به این مناطق آمده‌اند، کرد کرمانشاهی هستند و کردی کرمانشاهی صحبت می‌کنند.

همچنین در استان فارس ؛ روستای بنام بوکان وجوددارد. بوکان نام شهری کُردنشین در ایران است.

۱۷ خانوار از کردهای شیراز هنوز کوچ روی می‌کنند. در لارستان فارس ۱۰ هزار نفر کرد هستند که پیرو مذهب اهل سنت شافعی بوده‌اند.

ردپای کردهای کرمان تا کهنوج و بم هم دنبال شده‌است. مهنی‌ها در سیرجان و رفسنجان هستند؛ در دامنه کوههای بارز.





ادبیات کردی

ادبیات کردی به نوشته‌ها، سروده‌ها و داستان‌هایی گفته می‌شود که به گویشھای زبان کردی مانند سورانی، گورانی و کرمانجی نوشته شده‌است.

از بزرگان ادبیات کلاسیک کردی می‌توان به جزیری، احمد خانی، نالی، مولوی کرد ومستوره اردلان اشاره کرد. از میان معاصران هم می توان شیرکو بی‌کس، عبدالله پشیو، هژار و هیمن اشاره کرد.






ادبیات کرمانجی

طلوع و رشد ادبیات کرمانجی را می توان همزمان با ملای جزیری و علی حریری دانست. دامنه اشعار این گویش با کارهای فقی طیران و احمد خانی گسترده شد. از معاصرانی که به این گویش شعر سروده می توان جگرخون را نام برد.






ادبیات کردی جنوبی ( کلهری، گورانی، لکی، فیلی )

سابقه ادبیات و بویژه شعر در میان دیگر گویشوران کردی جنوبی بسیار طولانی تر از سایر کردها است . با این حال تا اوایل سدۀ هجدهم میلادی متنی به گویش کردی جنوبی در دسترس نیست و سرایندگان جنوب کردستان برای سرایش از کردی گورانی استفاده می کردند. ملا پریشان دینوری، غلامرضا ارکوازی، شاه خوشین، الماس خان کندوله ای، خانا قبادی و ... از شاعرانی هستند که در سده های هفتم تا هجدهم در منطقه ی جنوب کردستان ظهور کرده اند و همگی آثار خود را به کردی گورانی نوشته اند. قدیمی ترین اشعار به دست آمده به کردی گورانی مجموعه سروده های دینی یارسان (اهل حق) است که قدیمی ترن آن ها به قرن سوم هجری بازمی گردد. از ابتدای قرن هجدهم با ظهور شاکه و خان منصور سرایش به کردی جنوبی هم شکل می گیرد، اما به یک سنت ادبی تبدیل نمی‌شود. گورانی تا ابتدای سدۀ بیستم کماکان زبان ادبی رایج در جنوب کردستان باقی می ماند و از این تاریخ به بعد به تدریج جای خود را به کردی جنوبی و لهجه های گوناگون آن می دهد.
در عصر حاضر شاعرانی همچون: شامی کرماشانی، نقی آزاد، پرتو کرماشانی، یدالله بهزاد، جلیل آهنگرنژاد، ناهید محمدی، رضاموزونی، سعید عبادتیان، ظاهر سارایی، شیردل ایلپور، فرهاد شاهمرادیان، پرویز بنفشی، علی الفتی، حبیب الله بخشوده و ... آثار قابل توجهی به کردی جنوبی خلق کرده اند. نخستین رمان به زبان کردی جنوبی، تحت عنوان ئاگرمه لوچ در سال ۱۳۸۸ خورشیدی توسط عباس جلیلیان نوشته شده است.






ادبیات گورانی و هورامی

قدیمی ترین آثار در ادبیات کردی سروده های دینی یارسان هستند که به کردی گورانی سروده شده اند. کردی گورانی و هورامی تا ابتدای سدۀ نوزدهم در دربار اردلان و تا ابتدای سدۀ بیستم در جنوب کردستان زبان رایج ادبی محسوب می شد. بخش اعظم ادبیات دینی یارسان به کردی هورامی و گورانی نگارش شده و هورامی و گورانی زبان آیینی یارسان به شمار می آید. همچنین بخش زیادی از ادبیات گورانی را منظومه های بلند تشکیل می دهند که عمدتاً مضمونی عاشقانه یا حماسی دارند و سراینده ی برخی از آن ها، مانند برزونامه ناشناخته مانده است. از بزرگان ادب هورامی می توان بیسارانی، صیدی و مولوی کرد را نام برد.






ادبیات سورانی

طلیعه شعر سورانی را می توان همزمان با نشر اشعار نالی، بزرگترین غزلسرای کرد، در ابتدای قرن ۱۹ دانست. سپس شعرایی چون کردی، سالم (شاعر) و حاجی قادر کویی، محوی، وفایی، ناری، حریقی و قانع بیشتر بر دامنه ادب سورانی افزودند.حسن قزلجی و ابراهیم احمد از اولین کسانی بودند که به گویش سورانی داستان نویسی کردند. عبدالله گوران شعر نو کردی را پایه گذاری نمود. هژار شاعر، مترجم و فرهنگ نویس، هیمن شاعر، بختیار علی داستان نویس برجسته کرد، شیرکو بیکس و عبدالله پشیو از دیگر شخصیت های مهم ادبیات سورانی هستند.





استان کردستان

استان کردستان (به کردی : کوردستان - Kurdistan ) یکی از استان‌های ایران است که در غرب کشور واقع شده این استان ۲۸٬۲۰۳ کیلومتر مربع مساحت دارد. این استان که در دامنه‌ها و دشت‌های پراکنده سلسله جبال زاگرس میانی قرار گرفته است، از شمال به استان‌های آذربایجان غربی و زنجان، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است. مرکز این استان، شهر سنندج است. استان کردستان براساس آخرین تقسیمات کشوری در سال ۱۳۹۰ دارای ۱۰شهرستان، ۲۹شهر، ۳۱بخش، ۸۶دهستان و ۱۶۹۷آبادی دارای سکنه و ۱۸۷آبادی خالی از سکنه بوده است. شهرستان‌های این استان عبارتند از: بانه، بیجار، دهگلان، دیواندره، سروآباد، سقز، سنندج، قروه، کامیاران و مریوان.

بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ١٣٩٠ استان كردستان ۱٬۴۹۳٬۶۴۵ نفر جمعیت دارد كه ۶۶درصد شهری و ۳۴درصد را جمعیت روستایی تشكیل می دهد . تراكم نسبی جمعیت معادل ۵۱.۲ نفر در كیلومتر مربع است .






نام

کردستان متشکل از دو کلمه «کرد» و پسوند «ستان» به معنی مکان می‌باشد. کردستان مکان و سرزمین کردها می‌باشد. ناحیه‌ای است در ایران واقع شده است. کلمه کردستان برای اولین بار بطور رسمی در دوره سلجوقی بکار برده شد و از آن پس ثبت گردید.






جغرافیا
استان کردستان با مساحت ۲۸۲۰۳ کیلومتر در غرب ایران مجاور کشور عراق بین ۳۴ درجه و ۴۴ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۵ درجه و ۳۱ دقیقه تا ۴۸ درجه و ۱۶ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد که این مساحت ۱٫۷ درصد از مساحت کل کشور را شامل می‌شود و از نظر وسعت رتبه ۱۶ را در کشور دارا است. از شمال به استانهای آذربایجان غربی و قسمتی از زنجان و از جنوب به استان کرمانشاه و از شرق به استان همدان و قسمتی دیگر از استان زنجان و از غرب به کشور عراق محدود می‌باشد. این استان شامل ۲۳۰ کیلومتر مرز خاکی مشترک با کشورعراق است. از لحاظ اقلیمی و طبیعی استان کردستان منطقه‌ای کوهستانی می‌باشد که دشت‌های مرتفع و دره‌های پهن نیز در پهنه منطقه گسترده شده‌اند. اختلاف ارتفاع بین بلندترین و پست‌ترین نقاط استان به حدود ۲۴۰۰ متر می‌رسد. کوه شاهو با ارتفاع ۳۳۰۰ متر بلندترین و منطقه آلوت در بانه با ارتفاع حدود ۹۰۰ متر کم ارتفاع‌ترین نقطه استان می‌باشد. که این اختلاف ارتفاع خود باعث به وجود آمدن اقلیم‌های متفاوت می‌گردد. کردستان با دریا فاصله اش زیاد است، اما از طریق دره‌های عمیق در هم تنیده، به آب‌های آزاد جهان در جنوب و دریاچه‌های شمالی نظیر دریای خزر و دریاچه ارومیه راه دارد. سرچشمه بسیاری از رودخانه‌های بزرگ در کوه‌های کردستان واقع شده‌اند.






تاریخ

استان کردستان بخشی از سرزمینی است که به وسیله مادها حکمرانی می شده است. مرز تاریخی سرزمینهایی که بوسیله مادها اداره می شده، در شمال به اورارتو، در غرب به آشور و در جنوب و جنوب غربی به ایلام و سومر منتهی می‌شد. در ابتدا قبایل نژاد آریایی در شرق و غرب دریاچه ارومیه اسکان یافتند. تعدادی از آنان در شرق دریاچه مقیم شدند و آن را «آمادای» نامیدند و قسمتی که در غرب دریاچه ارومیه بود را پارسوا (پارسوما) نامیده می‌شد. اولین گروه دولت مادها را بنیان نهاد و دومین گروه سلطنت قدرتمند هخامنشیان را به وجود آورد. با توجه به متن نوشته داریوش در پرسپولیس و بیستون، دولت شاهنشاهی مادها در ناحیه هخامنشی در ۵۵۰ قبل از میلاد واقع شده و سرزمین مادها یکی از ایالات دولت هخامنشی شد. از زمان سلطنت هخامنشیان، در نواحی پارسها و ساسانیها، ایالت مادها بعنوان یکی از ایالات ایران باستان بنام «ماه» شناخته می‌شد. این ایالت شامل دو بخش «ماه پایین» یا رازی ماه و «ماه بالا» یا نهاوند ماه بود. در دوران قبل از اسلام سرزمین مادها، «مای» یا «ماه» نامیده می‌شد. ناحیه استان کردستان (اردلان)در دوره صفویه شامل ۹ شهر عمده بود: سنه، گروس، الکا، زرین کمر، طغامین، خورخوره، جوانرود، اورامان، الکای بانه، قالازالام و پالانگان. دولتمردان مستقل برای قبایل بزرگ منصوب می‌شدند. بنا به پیش نویس شماره ۱۲۷۵ در ۱۳۱۶/۹/۹، ایران به شش بخش تقسیم شده بود. استان غربی شامل شهرهای کردستان، کرمانشاه، گروس، باوندپور (کلهر)، پشت کوه، لرستان، بروجرد، همدان، ملایر، خرمشهر، آبادان، خوزستان و کهگیلویه بود. در سال ۱۳۳۷ با توجه به فرمان شورای وزرا کردستان از پنجمین استان جدا شد و استان کردستان را تشکیل داد. شهرهای استان، سنندج، گروس، سقز و قروه بودند.






مردم

استان کردستان یکی از استان‌های کردنشین در غرب ایران است، اکثریت ساکنان این استان، کردزبان هستند که به لهجه‌های مختلف تکلم می‌کنند. زبان کردی در استان کردستان و همچنین در استان‌های ایلام، کرمانشاه، همدان، قزوین، آذربایجان غربی و شمال خراسان و دیگر کشورها لهجه‌های گوناگونی دارد اما مهمترین، پر تکلم‌ترین و یا به عبارتی لهجه رسمی و ادبی دو شاخه کرمانجی و سورانی است، شاخه سورانی در استان کردستان لهجه رایج در ادبیات مکتوب است.

علاوه بر زبان کردی اهالی شمال شرقی شهرستان قروه وشهریاسوکند و روستاهای شمالی شهرستان بیجار به زبان ترکی آذربایجانی تكلم می كنند و همچنین در بخش چهاردولی به زبان لکی نیز تکلم می‌کنند اقلیت‌های ارمنی و یهودی نیز به تعداد اندک در برخی شهرهای استان یافت می‌شوند.
نظرسنجی سال ۱۳۸۹طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در استان کردستان به قرار زیر بود: 84 کرد (84٪ مرد، 84٪ زن)٬ ۰٫۶ فارس (۰٫۶٪ مرد، ۰٫۶٪ زن)، 15 ترک (15٪ مرد، 15٪ زن) و ۱٫۲ بدون‌جواب بودند.






آب و هوا

اقلیم کردستان متاثر از توده‌های هوای گرم و مرطوب مدیترانه‌ای است که این توده‌ها موجب بارندگی‌هایی در بهار و ریزش برف در زمستانها شده است. این توده‌های هوایی که از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه با برخورد به ارتفاعات زاگرس بخش قابل توجهی از رطوبت را بصورت بارش‌های پراکنده برف و باران در این منطقه نشان می‌دهند. تعداد روزهای یخبندان ۱۰۹ روز و میزان بارندگی سالانه در شرایط عادی اقلیمی معادل ۵۰۰ میلی متر می‌باشد. بیشترین میزان بارندگی مربوط به شهرهای مریوان و بانه حدود ۸۰۰ میلی متر در سال و کم‌ترین میزان بارندگی در ناحیه شرق حدود ۴۰۰ میلی متر و در قسمت مرکزی استان یعنی سنندج نزدیک به ۵۰۰ میلی متر در سال است. نفوذ توده‌های مرطوب زمستانی و بهاری در مریوان و دریاچه زریوار تأثیر فراوانی در مرطوب و معتدل شدن هوای این ناحیه دارد. میزان رطوبت و بارش مناسب باعث ایجاد جنگل‌های انبوه بلوط و گونه‌های مختلف درختان جنگلی شده است.






کوه‌ها و قله‌ها
ارتفاعات، دامنه‌ها و رشته کوههای متعدد استان کردستان از دیگر قابلیت‌های تفرجگاهی آن به شمار می‌آیند. رشته کوههای غرب کشور به صورت رشته‌هایی موازی، تمامی پهنه استان را در بر گرفته‌اند و محدوده طبیعی آن را تشکیل می‌دهند. یخچال‌های قلل مرتفع، چشمه سارهای فراوان پوشش مناسب جنگلی و مرتعی دامنه‌های مناطق کوهستانی، به ویژه مناطق نزدیک شهرها (آبیدر، آربابا، شاهو) در جنوب استان عمدتا در روزهای تعطیل، پذیرای گروه زیادی از ساکنین مناطق شهری و مسافران استان هستند. مهمترین کوههای استان که بیش از ۲۸۰۰ متر ارتفاع دارند عبارتند از: کوه کوچسار، کوه شیخ معروف، کوه پنجه علی، کوه کانی چرمه، کوه حلقه مسیر، کوه سنا سره، کوه میانه، کوه مسجد میرزا، کوه ملاکاوو، کوه حسین بک، کوه پیازه، کوه تخت، کوه هوعالی داغ، کوه چهل چشمه، کوه هواربرزه، کوه چرخ لان، کوه سراج الدین.






سدها

سد قشلاق
سد گاوشان
سد گلبلاغ
سد وحدت
سد سیاه‌زاغ







مناطق دیدنی و گردشگری
بزرگترین سینمای روباز جهان در آبیدر

بزرگترین سینمای روباز جهان با گنجایش 10هزار نفر در پارک جنگلی آبیدر سنندج می باشد. آبیدر با پرده ای در ابعاد 12×25 متر، بزرگترین سینمای روباز جهان محسوب می‌شود. صدای فیلم‌های این سینما از طریق موج اف ام رادیو در هر مکان از پارک جنگلی آبیدر قابل دریافت است و پرده آن به گونه‌ای تعبیه شده که 10 هزار نفر بتوانند روبه‌روی آن قرار گیرند.حوزه هنری کردستان ساعت 21 هر شب یک فیلم را در این سینما اکران می‌کند.همچنین مسابقات مهم از جمله نیمه نهایی و فیتال جام جهانی 2010 از این سینما برای شهروندان سنندجی پخش شد.
استان کردستان به علت دارا بودن شرایط مساعد اقلیمی و زیست محیطی، از دوران پیش از تاریخ، به عنوان یکی از استقرارگاه‌های بشری مورد توجه بوده و نتایج حاصل از کاوش‌های علمی باستان‌شناسی در مکان‌های باستانی حاکی از این مطلب است. در کردستان حدود هزار و دویست و سی و چهار اثر باستان شناسایی شده و حدود پانصد اثر از آنها در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.






جاذبه‌های طبیعی

بیش‌تر جنگل‌های استان دراطراف شهرهای بانه و مریوان واقع شده و بعد از جنگل‌های شمال کشور در درجهٔ دوم اهمیت قرار دارد. در حال حاضر جنگل‌های استان به صورت درختچه و بوته‌های پراکنده درآمده است. معروف‌ترین درختان جنگلی این جنگل‌ها بلوط، گلابی، گردو، سیب وحشی، پسته وحشی، زالزالک، آلبالو جنگلی، نارون، افرا و درخت‌هایی مانند گز و بید وحشی در کنار رودخانه است. نواحی جنگلی استان عبارت اند از: جنگل‌های مریوان (۱۸۵۰۰۰ هکتار)، بانه (۵۰۰۰۰ هکتار)، سقز (۷۰۰۰ هکتار) و جنگل‌های منطقه سنندج که مساحت آن حدود ۷۸۰۰۰ هکتاراست و بیشتر درغرب کامیاران و جنوب سنندج واقع شده‌اند. از دیگر جاذبه‌های طبیعی استان می‌توان به

پارک جنگلی آبیدر،
منطقه اورامان،
روستای پلکانی پالنگان
رودخانه سقز (چم سقز)
دریاچه زریوار
کوه آر بابا بانه،
آبشاربل،
دریاچه زریوار،
چهل‌چشمه،
سراب قروه و
آبشارکویله اشاره کرد.







آئین‌ها و مراسم‌ها

مراسم پیر شالیار در روستای اورامان‌تخت (هورامان) کردستان، هر سال دو بار در نیمه بهار و نیمه زمستان برگزار شده و عروسی «پیر شالیار» در سه روز جشن گرفته می‌شود. مقبره پیر شالیار که از موبدان عبدالقادرگیلانی بوده است در انتهای جاده آسفالته اورامان قرار دارد. این مراسم شامل ذبح دام قربانی، دف زنی، نوعی رقص، خوردن آش، و شب‌نشینی و خواندن شعر و دعا است.






موقعیت اقتصادی اجتماعی

این استان از لحاظ اقتصاد کشاورزی از مناطق قابل توجه و از لحاظ دامپروری یکی از قطب‌های اساسی دامداری کشور است. فعالیتهای صنعتی این استان بسیار محدود می‌باشد، ولی به طور کلی صنایع این استان به دو گروه ماشینی و دستی تقسیم می‌شوند که صنایع ماشینی آن مشتمل بر صنایع کانی غیرفلزی، شیمیایی، نساجی و چرم، غذایی، برق و الکترونیک می‌باشد و صنایع دستی آن نیز شامل فرشبافی، گلیم‌بافی، نساجی و غیره می‌باشد.






مشاهیر استان کردستان
سیاسیون،دولتمردان،نظامیون

امیرنظام گروسی (سیاستمدار٬دیپلمات،ادیب و خوشنویس دوره قاجار)
زبیده خانم امینه اقدس از همسران ناصرالدین شاه قاجار و سوگلی دربار
غلامعلی بایندر فرمانده کل نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی ایران در جنگ جهانی دوم
یدالله بایندر ناوسروان نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی ایران
یحیی صادق وزیری وزیر ، قاضی
فرح کریمی ( سیاست‌مدار ایرانی-هلندی عضو حزب سبزهای چپ،مدیر آکسفام نویب،نماینده پارلمان هلند،مشاور ارشد برنامه عمران ملل متحد در پروژه SEAL )
احمد مفتی‌زاده
بهاالدین ادب سیاستمدار،موسس حزب جبهه متحد کرد ، موسس و رئیس سازمان نظام مهندسی ، عضو هیأت موسس بانک کارافرینان، نایب رئیس فدراسیون بسکتبال ایران.
عبدالله رمضان زاده عضوشورای‌مرکزی جبهه مشارکت ایران ،استاددانشگاه‌تهران،سخنگوی دولت خاتمی ، استاندار کردستان
محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور در دولت احمدی‌نژاد
صدیق کمانگر از اعضای جنبش کارگری ایران و از رهبران جنبش کارگری در کردستان ایران
محمدصدیق کبودوند
رؤیا طلوعی روزنامه نگار،از مدافعان حقوق بشر و طرفدار حقوق زنان
احسان هوشمند فعال ملی مذهبی ، پژوهشگر
حسن امینی فعال مذهبی- قومی
هانا عبدی فعال سیاسی







حوزه فرهنگ و ادب

فاضل‌خان گروسی شاعر و نویسنده دربار فتحعلی شاه
علی‌اصغر امیرانی روزنامه‌نگار و بنیان‌گذار، مدیر و نویسنده مجله خواندنیها
ابراهیم یونسی مترجم، نویسنده و محقّق
مستوره اردلان شاعر، نویسنده و تاریخ‌نگار
فرخ نعمت‌پور رمان نویس و مترجم
محمد کابلی (قانع) شاعر
شکرالله بابان گوینده، مفسر، شاعر، نویسنده، مترجم
ذبیح‌الله منصوری مترجم ، روزنامه نگار، نویسنده
کامران نجات اللهی استاد دانشگاه
محی‌الدین حق‌شناس شاعر و ادیب
عطا نهایی نویسنده
حمید حسنی پژوهشگر، فرهنگ‌ نویس، و ویراستار
سوران کردستانی محقق، نویسنده،مورخ و شاعر
عرفان قانعی‌فرد پژوهشگر
عرفان قانعی‌فرد پژوهشگر
مهدی حبیبی نخبه علمی ،مهندس برق ،استاد دانشگاه،فعال اجتماعی وفرهنگی







هنرمندان

سید علی‌اصغر کردستانی از اساتید آواز دوران قاجار و پهلوی
مظهر خالقی خواننده
حسن کامکار موسیقی‌دان، نوازندهٔ ویولن و بنیان‌گذار گروه موسیقی کامکارها
گروه کامکارها شامل خانواده هنرمند و سرشناس کامکار
هوشنگ کامکار آهنگساز،عضو شورای عالی خانه موسیقی ایران
بیژن کامکار خواننده و نوازنده دف، رباب، تار، تمبک و دهل
پشنگ کامکار نوازنده سنتور
قشنگ کامکار نوازندهٔ سه‌تار و ویلن
ارژنگ کامکار نوازنده تمبک، نقاش
اردشیر کامکار نوازندهٔ ویولن و کمانچه
ارسلان کامکار نوازندهٔ بربط و ویولن
اردوان کامکار نوازنده سنتور
هانا کامکار نوازندهٔ دف و عکاس
صبا کامکار خواننده
نیریز کامکار نوازنده تار
سیاوش کامکار نوازنده سنتور
بهروز غریب‌پور نویسنده کارگردان تئاتر و سینما و استاد نمایش عروسکی
ایرج گل‌افشان تدوین‌گر فیلم
عربعلی شروه نقاش ، سفال‌گر و مجسمه‌ساز
محمد رشید شیخ‌الاسلامی کردستانی خطاط
پل کلدانی موزیسین،مجری رادیوئی٫محقق٫مترجم و نویسنده حکایت‌های فولکلور ایرانی
بهمن قبادی، کارگردان و نویسنده
هادی ضیاءالدینی مجسمه ساز و نقاش
حسن یوسف‌زمانی آهنگساز، نوازنده و رهبر ارکستر ایرانی
حسین یوسف‌زمانی آهنگساز ، نوازنده ویلن
احمد ابراهیمی (خواننده)
ناصر رزازی خواننده
عباس کمندی خواننده،آهنگساز،شاعر
صدیق تعریف خواننده
محمدجلیل عندلیبی آهنگساز و نوازنده سنتور
قطب‌الدین صادقی نویسنده کارگردان تئاتر و بازیگر سینما و تلویزیون.
فرهاد اصلانی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون
فرامرز صدیقی بازیگرسینما و تلویزیون
مهوش افشارپناه بازیگرسینما و تلویزیون
بیژن صیفوری طراحِ گرافیک، مدیر هنری، عکاس، نویسنده و استاد دانشگاه
سعید فرج‌پوری نوازنده کمانچه
جمشید عندلیبی نوازنده نی
سعید آقاخانی نویسنده ، کارگردان و بازیگر تئاتر ، سینما و تلویزیون
مهرداد کریم خاوری نوازنده و مدرس دف
فردین کریم خاوری نوازنده و آهنگساز
محمود شهریاری مجری برنامه های تلویزیونی
محمود دینی بازیگر سینما و تلویزیون
شهره قمر بازیگر سینما
روژان خواننده کردی کلاسیک
تینو صالحی بازیگر و کارگردان تئاتر
کیوان کریمی فیلمساز
آزاد آزادپور رپر سبک هیپ‌هاپ
جمشید مقدم خواننده
ستار چمنی‌گل کارگردان و پخش کننده فیلم
ویدا صالحی بازیگر سینما،تلویزیون و تئاتر، فیلمنامه نویس و گریمور







علما و مذهبیون

مظفر پرتوماه از نخستین استادان ایرانی رشته فیزیک هسته‌ای بود، که سه دهه در سازمان فضایی ناسا به پژوهش علمی اشتغال داشت.
عبدالله سوری (مه‌لا سووری)
پیرمراد (صحابه پیامبر (ص))
محمد عزیزی (ملا محمد به‌ردهڕه‌ش)
آیت الله نصرالله بنی صدر پدر ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران
سید ابوالفضل حسینی مجتهد
عزالدین حسینی





ورزشکاران

بیژن ذوالفقارنسب بازیکن سابق و مربی فوتبال
عبدالله چمن‌گلی قهرمان سابق کشتی فرنگی،مربی تیم ملی کشتی،برترین مربی کشتی فرنگی جهان در سال ۲۰۱۲
بیت الله عباسپور قهرمان بدنسازی ایران و از قهرمانان این رشته در دنیا
سامان ویسی بسکتبالیست
حامد سهراب‌نژاد بسکتبالیست
امجد شکوه‌مقام فوتبالیست
ضیاءالدین نیک‌نفس فوتبالیست
وریا غفوری فوتبالیست
اسحاق سبحانی فوتبالیست
page1 - page2 - page3 - page4 | 1:15 pm
روش‌های جهت‌یابی در روز

جهت‌یابی به کمک موقعیت خورشید در آسمان

۱- خورشید صبح تقریباً از سمت شرق طلوع می‌کند، و شب تقریباً در سمت غرب غروب می‌کند.

این مطلب فقط در اول بهار و پاییز صحیح است؛ یعنی در اولین روز بهار و پاییز خورشید دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، ولی در زمان‌های دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد.






در تابستان طلوع و غروب خورشید شمالی‌تر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبی‌تر از شرق و غرب می‌باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید حداقل حدود ۲۳٫۵ درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد، که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیست. در واقع از آن‌جا که موقعیت دقیق خورشید با توجه به فصل و عرض جغرافیایی متغیر است، این روش نسبتاً غیردقیق است.

۲- در نیمکرهٔ شمالی زمین، در زمان ظهر شرعی خورشید همیشه دقیقاً در جهت جنوب است و سایهٔ اجسام رو به شمال می‌افتد.

ظهر شرعی یا ظهر نجومی، دقیقاً هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه خود در آسمان می‌رسد. در این زمان، سایهٔ شاخص به حداقل خود در روز می‌رسد، و پس از آن دوباره افزایش می‌یابد؛ همان زمان اذان ظهر.

برای دانستن زمان ظهر شرعی می‌توان به روزنامه‌ها مراجعه کرد یا منتظر صدای اذان ظهر شد. ظهر شرعی حدوداً نیمه بین طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.

۳- حرکت خورشید از شرق به غرب است؛ و این هم می‌تواند روشی برای یافتن جهت‌های جغرافیایی باشد.




جهت‌یابی با سایهٔ چوب(شاخص)

شاخص، چوب یا میله‌ای صاف و راست است (مثلاً شاخه نسبتاً صافی از یک درخت به طول مثلاً یک متر) که به طور عمودی در زمینی مسطح و هموار و افقی(تراز و میزان) فرو شده‌است.

روش اول: نوک(انتهای) سایهٔ شاخص روی زمین را [مثلاً با یک سنگ] علامت‌گذاری می‌کنیم. مدتی (مثلاً ده-بیست دقیقه بعد، یا بیشتر) صبر می‌کنیم تا نوک سایه چند سانتیمتر جابه‌جا شود. حال محل جدید سایهٔ شاخص (که تغییر مکان داده‌است) را علامت‌گذاری می‌نماییم. حال اگر این دو نقطه را با خطی به هم وصل کنیم، جهت شرق-غرب را مشخص می‌کند. نقطهٔ علامت‌گذاری اول سمت غرب، و نقطهٔ دوم سمت شرق را نشان می‌دهد. یعنی اگر طوری بایستیم که پای چپ‌مان را روی نقطهٔ اول و پای راستمان را روی نقطهٔ دوم بگذاریم، روبروی‌مان شمال را نشان می‌دهد، و رو به خورشید (پشت سرمان) جنوب است.

از آن‌جا که جهت ظاهری حرکت خورشید در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سایهٔ خورشید بر روی زمین از غرب به شرق خواهد بود. یعنی در نیم‌کره شمالی سایه‌ها ساعتگرد می‌چرخند.
هر چه از استوا دورتر بشویم، از دقت پاسخ در این روش کاسته می‌شود. یعنی در مناطق قطبی (عرض جغرافیایی بالاتر از ۶۰ درجه) استفاده از آن توصیه نمی‌شود.
در شب‌های مهتابی هم از این روش می‌توان استفاده کرد: به جای خورشید از ماه استفاده کنید.

روش دوم(دقیق‌تر): محل سایهٔ شاخص را زمانی پیش از ظهر علامت گذاری می‌کنیم. دایره یا کمانی به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت‌گذاری شده می‌کشیم. سایه به تدریج که به سمت شرق می‌رود کوتاه‌تر می‌شود، در ظهر به کوتاه‌ترین اندازه‌اش می‌رسد، و بعداز ظهر به تدریج بلندتر می‌گردد. هر گاه بعد از ظهر سایهٔ شاخص از روی کمان گذشت (یعنی سایهٔ شاخص هم‌اندازهٔ پیش از ظهرش شد) آن‌جا را به عنوان نقطهٔ دوم علامت‌گذاری می‌کنیم. مانند روش پیشین، این نقطه سمت شرق و نقطهٔ پیشین سمت غرب را نشان می‌دهد.

در واقع هر دو نقطه سایهٔ هم‌فاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص می‌کنند.
با این‌که روش پیشین نسبتاً دقیق است، این روش دقیق‌تر است؛ البته وقت بیشتری برای آن لازم است.
برای کشیدن کمان مثلاً طنابی(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنید. یک طرف طناب را به شاخص ببندید، و طرف دیگرش را به یک جسم تیز؛ به شکلی که وقتی طناب را می‌کشید دقیقاً به محل علامت‌گذاری شده برسد. نیم‌دایره‌ای روی زمین با جسم تیز رسم کنید.
وقتی سایهٔ شاخص به حداقل اندازهٔ خود می‌رسد(در ظهر شرعی)، این سایه سمت جنوب را نشان می‌دهد (بالای ۲۳٫۵ درجه).



جهت‌یابی با ساعت عقربه‌دار
ساعت مچی معمولی (آنالوگ، عقربه‌ای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه می‌داریم که عقربهٔ ساعت‌شمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِ زاویه‌ای که عقربهٔ ساعت‌شمار با عدد ۱۲ ساعت می‌سازد (زاویهٔ کوچک‌تر، نه بزرگ‌تر)، جهت جنوب را نشان می‌دهد. یعنی مثلاً اگر چوب‌کبریتی را [به طور افقی] در نیمهٔ راه میان عقربهٔ ساعت‌شمار و عدد ۱۲ ساعت قرار دهید، به طور شمالی-جنوبی قرار گرفته‌است.
نکات

این که گفته شد عقربهٔ کوچک ساعت به سمت خورشید اشاره کند، یعنی این‌که اگر شاخصی [مثلاً چوب‌کبریت] ای که در مرکز ساعت قرار دهیم، سایه‌اش موازی با عقربهٔ ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. یا این‌که سایهٔ عقربهٔ ساعت‌شمار درست در زیر خود عقربه قرار گیرد. یا مثلاً اگر چوبی ده-پانزده سانتیمتری را در زمین به‌طور عمودی قرار دهیم، ساعت روی زمین به شکلی قرار گرفته باشد که عقربهٔ ساعت‌شمارش موازی با سایهٔ چوب باشد.
دلیل این‌که زاویه بین عقربهٔ ساعت‌شمار و ۱۲ را نصف می‌کنیم این است که: وقتی خوشید یک بار دور زمین می‌چرخد، ساعت ما دو دور می‌چرخد(دو تا ۱۲ ساعت). یعنی گرچه روز ۲۴ ساعت است (و یک دور کامل را در ۲۴ ساعت طی می‌کند)، ساعت‌های ما یک دور کامل را در ۱۲ ساعت طی می‌نماید. اگر ساعت ۲۴ ساعته‌ای می‌داشتید، که دور آن به ۲۴ قسمت مساوی تقسیم شده بود، هر گاه عقربهٔ ساعت‌شمار را رو به خورشید می‌گرفتید عدد ۱۲ ساعت همیشه جهت جنوب را نشان می‌داد.
این روش وقتی سمت صحیح را نشان می‌دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد. یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد یک‌ساعت جلو می‌برند، ما باید آن را تصحیح کنیم(ابتدا ساعت‌مان را یک ساعت عقب ببریم سپس روش را اِعمال کنیم؛ یا نیمساز عقربهٔ ساعت‌شمار را [به جای ۱۲] با ۱ حساب کنید). همچنین در همهٔ سطح یک کشور معمولاً ساعت یکسانی وجود دارد، که مثلاً در ایران حدود یک ساعت متغیر است (ایران تقریباً بین دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعی در شرق و غرب ایران حدوداً یک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحیح هر مکان همان ساعتی است که هنگام ظهر شرعی در آن در طول سال، اطراف ساعت ۱۲ ظهر است. در واقع برای تعیین دقیق جهت‌های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم باشد که هنگام ظهر شرعی ساعت ۱۲ را نشان دهد.
روش ساعت مچی تا ۲۴ درجه امکان خطا دارد. برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی بین ۴۰ و ۶۰ درجه [شمالی یا جنوبی] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافیایی ۲۳٫۵ تا ۶۶٫۵ درجه [شمالی یا جنوبی] نتیجه‌اش قابل قبول است.(البته در نیم‌کردهٔ جنوبی جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزدیک‌تر شویم، از دقت این روش کاسته می‌شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن این روش به ظهر شرعی نزدیک‌تر باشد، نتیجهٔ آن دقیق‌تر خواهد بود.
اگر مطمئن نیستید کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به یاد بیاورید که خورشید از شرق بر می‌خیزد، در غرب می‌نشیند، و در ظهر سمت جنوب است.
توجه کنید که اگر این روش را در هنگام ظهر شرعی (یعنی ساعت ۱۲) اجرا کنیم، جهت عقربه ساعت‌شمار خود به سوی جنوب است. یعنی مانند همان روش «جهت‌یابی با سمت خورشید»، که گفتیم خورشید در ظهر شرعی به سمت جنوب است.
اگر از ساعت دیجیتال استفاده می‌کنید، می‌توانید ساعت عقربه‌داری را روی یک کاغذ یا روی زمین بکشید (دور دایره‌ای از ۱ تا ۱۲ بنویسید، و عقربهٔ ساعت‌شمار را هم بکشید)، و سپس از روش بالا استفاده کنید.
حتی وقتی هوا آفتابی نیست و خورشید به راحتی دیده نمی‌شود هم گاه سایهٔ خوشید را می‌توان دید. اگر یک چوب‌کبریت را عمود نگه دارید، سایهٔ آن برعکس جهت خورشید می‌افتد.




روش‌های جهت‌یابی در شب
جهت‌یابی با ستارهٔ قطبی

از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره قطبی در آسمان می‌چرخند، در نیم‌کرهٔ شمالی زمین ستارهٔ قطبی با تقریب بسیار خوبی (حدود ۰٫۷ درجه خطا) جهت شمال جغرافیایی (و نه شمال مغناطیسی) را نشان می‌دهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، رو به شمال خواهیم بود.

برای یافتن ستارهٔ قطبی روش‌های مختلفی وجود دارد:

به وسیلهٔ مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکی دبّ اکبر شامل هفت ستاره‌است که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند: چهار ستاره آن تشکیل یک ذوزنقه را می‌دهند، و سه ستارهٔ دیگر مانند یک دنباله در ادامه ذوزنقه قرار گرفته‌اند. هر گاه دو ستاره‌ای که لبهٔ بیرونی ملاقه را تشکیل می‌دهند (دو ستارهٔ قاعده کوچک ذوزنقه؛ لبهٔ پیالهٔ ملاقه؛ محلی که آب از آن‌جا می‌ریزد) را [با خطی فرضی] به هم وصل کنیم، و پنج برابر فاصله میان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهیم، به ستاره قطبی می‌رسیم.
به وسیلهٔ مجموعه ستاره‌های «ذات‌الکرسی»: صورت فلکی ذات‌الکرسی شامل پنج ستاره‌است که به شکل W یا M قرار گرفته‌اند. هرگاه (مطابق شکل) ستارهٔ وسط W (رأس زاویهٔ وسطی) را حدود پنج برابرِِ «فاصلهٔ آن نسبت به ستاره‌های اطراف» به سوی جلو ادامه دهیم، به ستارهٔ قطبی می‌رسیم.


نکات
صورت‌های فلکی ذات‌الکرسی و دبّ اکبر نسبت به ستارهٔ قطبی تقریباً روبه‌روی یکدیگر، و دور ستاره قطبی خلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخند. اگر یکی از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با دیگری می‌توان ستارهٔ قطبی را یافت. فاصلهٔ هر کدام از این دو صورت فلکی تا ستارهٔ قطبی تقریباً برابر است.
اگر برای یافتن ستاره‌ها در آسمان از نقشه ستاره‌یاب (افلاک‌نما) استفاده می‌کنید، به‌خاطر داشته باشید که ستاره‌یاب‌ها موقعیت ستاره‌ها را در زمان، تاریخ و موقعیت جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) خاصی نشان می‌دهند.
هر چه از استوا به سوی قطب شمال برویم، ستارهٔ قطبی در آسمان بالاتر (در ارتفاع بیشتر) دیده می‌شود. یعنی ستارهٔ قطبی در استوا (عرض جغرافیایی صفر درجه) تقریباً در افق دیده می‌شود، و در قطب شمال(عرض جغرافیایی ۹۰ درجه) تقریباً بالای سر (سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) دیده می‌شود. بالاتر از عرض جغرافیایی ۷۰ درجه شمالی عملاً نمی‌توان با ستارهٔ قطبی شمال را پیدا کرد.





جهت‌یابی با هلال ماه

اگر به دلیل وجود ابر یا درختان نمی‌توانید ستاره‌ها را ببینید، می‌توانید از ماه برای جهت‌یابی استفاده کنید.

ماه به شکل هلال باریکی تولد می‌یابد، و در نیمه‌های ماه قمری به قرص کامل تبدیل می‌شود، و سپس در جهت مقابل هلالی می‌شود. در نیمهٔ اول ماه‌های قمری قسمت خارجی ماه (تحدب و کوژی ماه، برآمدگی و برجستگی ماه) مانند پیکانی جهت غرب را نشان می‌دهد. در نیمهٔ دوم ماه‌های قمری، تحدب ماه به سمت مشرق است.

اگر خطی از بالای هلال به پایین آن وصل کنیم و ادامه دهیم، در نیمهٔ اول ماه قمری شکل p و در نیمهٔ دوم شکل q خواهد داشت.
کره ماه در نیمهٔ اول ماه‌های قمری پیش از غروب آفتاب طلوع می‌کند، و در نیمهٔ دوم پس از غروب، تا پایان ماه که پس از نیمه‌شب طلوع می‌نماید.
پیدا کردن جنوب توسط ماه: اگر خطی فرضی میان دو نوک تیز هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمین ادامه دهید، تقاطع امتداد این خط با افق، نقطه جنوب را [در نیم‌کرهٔ شمالی زمین] نشان می‌دهد.
این روش جهت‌یابی چندان دقیق نیست، ولی حداقل راه‌نمایی تقریبی را فراهم می‌سازد. در زمان قرص کامل نمی‌توان از این روش استفاده کرد. وقتی ماه به صورت قرص کامل است، می‌توان به کمک حرکت ظاهری ماه (که از مشرق به طرف مغرب است) جهت‌یابی کرد.


روش‌های دیگر جهت‌یابی در شب

حرکت ظاهری ماه در آسمان از شرق به غرب است.
خوشه پروین: دسته‌ای (حدود ده تا پانزده) ستاره، به شکل خوشه انگور، در یک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه پروین می‌گویند. این ستارگان مانند خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولی در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.
ستارگان بادبادکی: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک یا علامت سوال می‌باشند. این ستارگان نیز از شرق به غرب حرکت می‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکی آنها به‌طرف جنوب است.
کهکشان راه شیری تودهٔ عظیمی از انبوه ستارگان است که تقریباً از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته‌است. در شمال شرقی این راه باریک است، و هر چه به سمت جنوب غربی می‌رود، پهن‌تر می‌شود. هر چه به آخر شب نزدیک‌تر می‌شویم، قسمت پهن راه شیری به طرف مغرب منحرف می‌شود.



روش‌های جهت‌یابی، قابل استفاده در روز و شب

جهت‌یابی با قبله

اگر جهت قبله و میزان انحراف آن از جنوب (یا دیگر جهت‌های اصلی) را بدانیم، می‌توانیم شمال را تشخیص دهیم. مثلاً اگر در تهران ۳۷ درجه از جنوب سمت به غرب متمایل شویم (یعنی حدوداً جنوب غربی)، به طرف قبله ایستاده‌ایم. پس هرگاه در تهران جهت قبله را بدانیم، اگر ۳۷ درجه از سمت قبله در جهت عکس عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف جنوب ایستاده‌ایم، و اگر ۱۴۳ درجه (۳۷-۱۸۰) در جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف شمال ایستاده‌ایم.

قبله را از راه‌های مختلفی می‌توان یافت:

قبله‌نما: دقیق‌ترین روش تعیین قبله، به‌وسیلهٔ قبله‌نماست، که آن هم با یک قطب‌نما انجام می‌گیرد؛ و اگر ما قطب‌نما داشته باشیم، با آن قطب را مشخص می‌کنیم!
محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله‌است. در نمازخانه‌ها هم معمولاً جهت قبله مشخص شده‌است.
قبرستان: مرده را در قبر روی دست راست، به سمت قبله می‌خوابانند. پس اگر شما طوری ایستاده باشید که نوشته‌های سنگ قبر را به درستی می‌خوانید، سمت چپ‌تان قبله‌است.
دستشویی: از آن‌جا که قضای حاجت رو به قبله نباید باشد، معمولاً توالت‌ها را عمود بر قبله می‌سازند.






جهت‌یابی با قطب‌نمای دست‌ساز

اگر قطب‌نمایی به همراه نداشتید، ولی اتفاقاً یک سوزن یا میخ کوچک در جیبتان یافتید، این روش کمک‌کار شما در ساخت یک قطب‌نما خواهد بود. البته احتمال استفاده از آن در شرایط واقعی کم است، ولی انجام آن کاری سرگرم‌کننده‌است.

با مالش دادن یک سوزن فقط در یک جهت به آهن‌ربا -یا حتی احتمالاً چاقوی خودتان-، یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچهٔ ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی می‌شود؛ مانند سوزن قطب‌نما. (مثلاً با ۳۰ بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازهٔ کافی خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچهٔ ابریشمی باعث می‌شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.

حال اگر آن‌را روی یک چوب‌پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید(سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور نمایید، مانند یک قطب‌نما عمل می‌کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد. برای این‌که سمت شمال و جنوب سوزن را اشتباه نکنید، این نکته را در نظر بگیرید که -در نیمکرهٔ شمالی زمین- آن سمت قطب‌نما که تقریباً رو به خورشید و ماه است، سمت جنوب است، زیرا آن‌ها در قسمت جنوبی آسمان قرار دارند. همچنین می‌توانید سوزن را با یک آهنربا امتحان کنید، و سپس سمت شمال را با علامتی روی آن مشخص نمایید.

روش دیگر ساخت آهنربا این است که یک میله یا سوزن آهنی یا فولادی را در جهت میدان مغناطیسی زمین تراز کنیم، و سپس آن‌را حرارت داده یا بر آن ضربه وارد کنیم. حال اگر این آهنربا را روی سطحی با اصطکاک کم قرار دهیم (روی یک تکه چوب کوچک در آب شناور سازید، یا مثلاً سوزن را با یک ریسمان غیرفلزی آویزان(معلق) نمایید) قطب‌نمای ما کار می‌کند؛ یعنی میله آن‌قدر می‌چرخد تا در راستای میدان مغناطیسی زمین (شمالی-جنوبی) قرار گیرد.
مغناطیسی کردن سوزن با باتری: اگر سیمی را دور سوزن بپیچانید و برای چند دقیقه سر سیم را به ته باتری وصل کنید، سوزن مغناطیسی می‌شود.
به دلیل کشش سطحی آب، می‌توان سوزن را به تنهایی روی سطح آن شناور کرد. مثلاً می‌توان سوزن را روی کاغذی گذاشت، و کاغذ را روی آب گذاشت. اگر کاغذ روی آب بماند که بهتر، و اگر کاغذ در آب فرو برود احتمالاً سوزن روی آب باقی می‌ماند. اگر سوزن را با گریس یا روغنی غیرقابل‌حل در آب چرب کنید (مثلاً با مالش سوزن به موهای خود سوزن را چرب نمایید)، کار آسان‌تر خواهد شد. چرب بودن سوزن سبب می‌شود که سوزن روی سطح آب شناور بماند.
 
ساعت : 1:15 pm | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
شمال غرب | next page | next page