سگ تریر
سگ‌های تریر

سگهای تریر سگهایی هستند که گونه‌های گوناگونی دارند و به طور نوعی کوچک، پرجنب جوش، پر طاقت و همچنین بسیار شجاع و بی باک هستند.خیلی از انواع سگهای تریر در انگلیس و ایرلند به وجود آمدند.از آنها برای کنترل جمعیت موشها و خرگوش و روباه استفاده می‌شد و از نوع بزرگتر آنها برای شکار گورکن استفاده می‌شد.در واقع کلمه تریر از زبان فرانسوی گرفته شده که نتیجه کلمه «ترا» در لاتین به معنی زمین می‌باشد.






خیلی زود از تریرها در مسابقات شکار استفاده شد و مثلاً در مسابقه برای گرفتن موش صحرایی از درون لانه اش.و سگی که همه سریع تر موشها را می‌کشت برنده می‌شد. در سال ۱۷۰۰ میلادی بول‌داگ‌ها با تریرها پیوند داده شدند که انواع مختلفی را بوجود آورد.بعدها از آمیزش تریرها با برخی گونه‌های دیگر تریرهای دیگری نیز به وجود آمد. در زیر به برخی از انواع تریرها اشاره میکنیم:

وست هایلند وایت تریر.(تریر سفید هایلند غربی)
بول و تریر؛ که این از پیوند این دو نزاد انواعی چون تریر بوستون و بول تریر به وجود امد نوع دیگر بول تریر بول تریر مینیاتوری می‌باشد.



تریر اسکاتلندی
تریر شکارچی؛ از این سگ هنوز در پیدا کردن و یا تعقیب یا آوردن حیوان شکار شده استفاده می‌شود.نزاد این سگها معمولاً خالص نمی‌باشد.از انواع این نزاد می‌توان به این دو گونه زیر اشاره نمود:
تریر جسور؛ این نوع تریر در شمال انگلستان برای شکار روباه پرورش داده شد.
تریر شکار؛ که در جنوب انگلستان برای رم دادن شکار و پیدا کردن محل روباه‌ها پرورش داده شد.
تریر عروسکی؛ که می‌توان از آنها به تریر عروسکی انگلیسی و تریر یورکشایر اشاره نمود.





تریر اسکاتلندی
تریر اسکاتلندی یک سگ با اصلیت اسکاتلندی است و اغلب سیاه رنگ، سگ جرج بوش بارنی نیز از همین نوع بود. تریرهای اسکاتلند تا سال ۱۸۷۳ تنها شامل گروه از سگها و تحت عنوان scotch terrier می‌شدند




خلق و خو

سگی باهوش و مغرور است به اعضای خانواده‌ای که در آن بزرگ می‌شود علاقهٔ بسیار نشان می‌دهد و در برابر غریبه‌ها بی تفاوت است با کوچک ترین سر زنش آزرده می‌شود تربیت این نژاد به صبر و حوصله بسیار زیاد احتیاج دارد



خصوصیات ظاهری

پوزه این سگ قوی بوده ولی خیلی طویل نیست، بینی او سیاه است چشمهایش چهن هستند و قهوای رنگ هستند. گوشها کوچک بوده و به خوبی ایستاده‌اند. بدنی عضلانی، قوی، قعال و ارتجاعی دارند. به استثناء رنگ سفید ممکن است هر رنگی باشند.



نگهداری

کوتاه کردن موها ۲ بار در سال.
حمام کردن یک هفته به یک هفته.
پیاده روی مستمر.


اندازه

وزن در نرها = ۷ کیلو گرم وزن در ماده‌ها = ۶/۵ کیلو گرم اندازه در نرها = ۲۵ سانتی متر اندازه در ماده‌ها = ۲۲ سانتی متر




داشهوند

تاریخچه

نام داشهوند ازدوکلمه Dachs به معنی گورکن وHund به معنی سگ آمده‌است. کتبی که از قرون وسطی اروپا به دست آمده اشاره به نوعی سگ می‌کند که ازلحاظ توان دنبال کردن شبیه به تازیها وازلحاظ رفتارو خلق وخوی شبیه به تریرها بوده‌است و از این لحاظ که می‌توانستند گورکن را تعقیب کنند تحت عناوین dachs – hund و, badger – dog نامیده شده‌اند که در ایران بیشتر به نام سگ سوسیسی. شکل معروف است. باید دانست که گورکن یک موجود نیرومند ۱۲ الی ۲۰ کیلوگرمی است که چه دربالا وچه درزیرزمین پرقدرت. به علاوه درنواحی مختلف نیزازسگهای مختلفی که قادربه شکارخرگوش بوده‌اند استفاده می‌شده‌است وهمگی آنها را تحت عنوانrabbit dog به معنی سگ شکارخرگوش می‌نامیدند. قوی، زیرک و با جرات است. همچنین سگهای داشهوند درمقابله علیه گرازهای وحشی نیزمداخله می‌کردند. یک داشهوند کوچک ۸ الی ۱۱ کیلوگرمی به خوبی علیه روباه‌ها ودنبال کردن گوزن‌های زخمی کارائی دارد. حتی داشهوندهای ۶ کیلوگرمی قادربه شکارسمورو خرگوش صحرائی هستند. طی ۲۵ سال اول قرن بیستم انواعی ازاین نژاد به وجود آمده‌اند که با وزن کمتراز۵/۲ کیلوگرم ودورسینه‌ای درحدود ۳۰ سانتی مترهنوز هم استعداد شکارخرگوش را دارند. داشهوند موصاف با اندازه متوسط را به خوبی می‌توان درداخل خانه یا آپارتمان نگهداری کرد. پاهای کوتاه آن به خوبی طاقت فعالیتهای بسیارزیاد را دارد.




آراستن

موهای کوتاه، تیره‌رنگ، بدون بو ونرم آن نیازی به اصلاح. برس زدن. شانه زدن وحمام کردن ندارند. مگرآن که به صورت اتفاقی کثیف وآلوده شوند. درمحیط خارج ازخانه داشهوند سگی خستگی ناپذیرسرسخت وقوی است ودرداخل خانه سگی مطیع و وظیفه شناس. درموقع بازی بشاش ودرمواقع خطرهوشیاراست.



مشخصات استاندارد داشهوند

مشخصات ظاهری

قد کوتاه بدن دراز با پاهایی کوچک که به خوبی عضلانی هستند. پوست حالت ارتجاعی دارد وبدون چین خوردگی زیاد کاملاً انعطاف پذیراست. به نظرمی رسد درتوان بالای خود برای حرکت هیچگونه لنگش. درد عضلانی وناهماهنگی را نشان نمی‌دهد. داشهوند سگ جسوری است که سرخود را با اطمینان وهوشیاری بالا نگه می‌دارد وحالت چهره اوحاکی اززیرکی است. روحیه شکار. حسن بویائی قوی وصدای رسا. آن را به موجودی مبدل ساخته که برای کاردرزیرزمین وعبورازلابلای بوته‌ها ودرختچه‌ها ایده‌آل نموده‌است. حس بویائی قوی مزیت فوق العاده‌ای نسبت به سایرنژادها درتعقیب شکاربه این سگ داده‌است.

سر چنانچه ازبالا یا ازپهلو به سرنگاه شود به صورت یکنواخت به طرف بینی نازکترمی گردد. چشمها دارای اندازه متوسط بادامی شکل وسیاه هستند. منظره چشم مطبوع وپرنفوذ است. زوائد استخوانی بالای حدقه چشم به طرزمشهودی بیرون زده‌اند. قاعده گوشها نزدیک به قله سراست وخیلی به سمت جلونمی آید. طول آن متوسط وشکل آن گرد می‌باشد وحالت باریک یا چین دارپیدا نمی‌کند. جمجمه وپوزه کمی انحنا دارند. مشکی بهترین رنگ بینی است. لبها به خوبی فک پائین را می‌پوشانند. سوراخهای بینی کاملاً بازهستند. گردن بلند وعضلانی است ودرناحیه پس سرکمی خمیدگی دارد. بدن درازوعضلانی است. درنمای نیمرخ کمرمختصرخمیدگی دارد. شکم دارای انحنای کمی به سمت بالا است.

دستها به دلیل کارائی کافی درزیرزمین دستها می‌بایست قوی وعضلانی باشد. بازو نزدیک به دنده‌ها است وآرنج چسبیده به بدن قرارمی گیرد. قسمت ساعد کوتاه وعضلانی است. پنجه‌ها فشرده قوی ودارای انحنای مناسب ودارای بالشتک های ضخیمی است. هردست دارای پنج انگشت است که چهارانگشت نزدیک به یکدیگرو جهت کارمورد استفاده قرارمی گیرند. ناخنها کوتاه هستند. پاها قوی وعضلانی هستند. لگن . ران . ساق وقلمهای پا دارای طول یکسانی می‌باشند. پاها به جوانب چرخش ندارند. وقتی از پشت به قلم ها نگاه می‌شود عمودی وموازی هستند. پنجه‌های پا کوچکترازپنجه‌های دست بوده وتنها دارای چهارانگشت خمیده وبالشتک های ضخیم می‌باشند. دم درادامه ستون مهره‌ها قراردارد. فاقد فرخوردگی وتاشدگی است. حالت نگه داشتن دم چندان قابل توجه نیست.




ویژگی

داشهودها سگهای با هوش هستند، این سگها با نشاط، خونگرم و بی باک می‌باشند. از دیگر خصوصیات این نژاد: بی‌باکی، سرسختی و اغلب عجول بودن است. با وجود اینکه جثه کوچک دارند ولی شجاع، بدجنس و خیلی ناقلا هستند. داشهوندها به خانواده خود بسیار علاقه‌مند هستند و فقط تحت فرمان صاحب خود هستند. راه رفتن داشهوندها با غرو خاص خود همراه است. این نژاد علاقه زیادی به کندن زمین و عوعو کردن دارد. اغلب صدایش با جثه اش قابل مقایسه نیست. چون دارای صدایی بلند هستند.نژادی مقاوم در تعلیم و آموزش هستند و بسیار باهوش بطوریکه شاید گاهی به نظر برسند او صاحبش را تربیت می‌کند! با بزرگسالان رابطه بهتری دارد و برای کودکان توصیه نمی‌شود اما برای سفر سگ مناسبی است. از بغل شدن خوششان نمی‌آید و معمولاً با سایر حیوانات خانگی کنار می‌آیند.




بیماری

این نژاد از نظر بیماری مستعد دیابت، دیسک بین مهرهای کمر، مشکلات قلبی و مجاری ادراری است. طول عمر داشهوند بین ۱۲ تا ۱۵ سال است.




قد و وزن

سه تیپ مو کوتاه، مو بلند و مو مجعهد دارای سه اندازه از نظر قد و وزن می‌باشند.

طبیعی normal یا استاندارد: قد ۳۵ تا ۴۵ سانتی‌متر و وزن تا ۹ کیلوگرم.
مینیاتور miniature یا کوتوله: قد ۳۵ سانتی‌متر و وزن ۴ کیلوگرم.
عوسکی Toy یا خرگوشی: قد ۳۰ سانتی‌متر و وزن ۵/۳ کیلوگرم.




داشهوند دارای سه نوع مواست

داشهوند مو کوتاه short-haired
داشهوند مو سیمی wire-haired dachshund
داشهوند موبلند long-haired dachshund

داشهوند مو کوتاه short-haired dachshund

موها کوتاه، صاف وبراق هستند. سگیست جسور، لجباز، بشاش، مغرور و پراحساس.سگی است که شکارش را در لانه‌اش صید می‌کند. در بریتانیایی کبیر، آلمان و سوئیس در شکار ورزشی به کار گرفته می‌شود. اما به دلیل احساس عمیقی که با صاحبش برقرار می‌کند به عنوان سگ همدم هم استفاده می‌شود.به خاطر قابلیت‌های زیاد عو عو کردن به عنوان سگ نگهبان هم استفاده می‌شود. تمیز کردن با بدن با پارچه نمدار برای این نژاد کافیست.

رنگ: خاکستری با لکه‌های سیاه، قهوه‌ای یا بلوطی براق که در عین حال ممکن است خال دار، نقش دار یا ابلق باشد.

داشهوند مو سیمی wire-haired dachshund

حاصل جفت گیری نژادهای اشناوزر(schnauzer)، دندی دینمونت(dandie dinmont) و داشهوند موکوتاه(short-haired dachshund) می‌باشد.

موها به استثناء فک‌ها ابرو وگوش تمام بدن به وسیله یک نوع موی سخت، خشن، ضخیم و کلفت پوشیده شده‌است. درلابلای این موها موهای کوتاهتر ونرمتری نیزوجود دارد. ریشی تیز و ابروهایی بوته مانند دارد. سگیست آرام، پراحساس، پرتوجه، صمیمی و همواره نگهبانی با دقت. به علت جسارت و خستگی ناپذیری حتی در زمینهای صعب و دشوار نیز شکار را تا لانه‌اش تعقیب می‌کند. به عنوان سگ آپارتمانی سگی با ارزش است و به پیاده‌روی زیادی احتیاج دارد. سالیانه ۲ مرتبه نیاز به اصلاح موها دارد.




رنگ

در هر رنگی دیده می‌شود اما لکه‌های سفید در این نژاد مقبول نیست.
داشهوند موبلند long-haired dachshund

حاصل جفت گیری داشهوند موکوتاه (short-haired dachshund) و نوعی اسپانیل (spaniel) است. مودراین نوع داشهوند نرم وغالبا کمی موجداراست. درزیرگردن وجلوسینه. زیربدن وگوشها وپشت پاها ازطول بیشتری برخوردارمی باشد. مونباید حالت مجعد وفرفری داشته باشد.

موهای دم ازطول بیشتری برخوردارند وحالتی شبیه به پرچم ایجاد می‌کنند. به مراتب آرامتر و سازگارتر از نژاد مو کوتاه است. ضمناً کمتر عو عو می‌کند که احتمالاً از خلق و خوی اسپانیلهاست. زیبائیش باعث شده که به عنوان سگ همدم استفاده شود و موهای بلندش این نژاد را در مقابل سرما مقاوم کرده‌است. برس زدن روزانه در این نژاد توصیه می‌شود.




رنگ

رنگ ها دقیقاً مشابه داشهوند مو کوتاه است.





دوبرمن
دوبرمن پینچر (به انگلیسی: Doberman Pinscher) که به اختصار دوبرمن هم گفته می‌شود یکی از معروف‌ترین سگ‌های پرورش یافته به‌دست انسان است و از نظر تیز هوشی و هشیاری شناخته شده‌است، اغلب به عنوان سگ گارد یا سگ پلیس استفاده می‌شود.




ظاهر استاندارد

دوبرمن سگی است با اندازه ۶۶ تا ۷۲ سانتی متر قد در نرها و ۶۱ تا ۶۸ سانتی متر در ماده‌ها و بدنی دوکی با موهای کوتاه. آن‌ها بدنی عضلانی، ورزشی، با استقامت و پر سرعت دارند. دوبرمن باید خلق وخوی مغرورانه و هشیار داشته باشد.

ماده‌ها لاغر تر هستند اما نباید دوکی شکل باشند. وزن استانداری برای این نژاد تعریف نشده اما یک سگ مطلوب باید سایز مناسب برای آمیزش و چالاکی و استقامت داشته باشه به طور معمول وزن در نرها بین ۳۴ تا ۴۵ کیلوگرم و در ماده‌ها بین ۲۷ تا ۴۱ کیلوگرم هست.




رنگ بندی

دو رنگ کلی در این نژاد وجود داره یکی رنگ مشکی و دیگری رنگ رقیق شده . اگر آلل رنگ مشکی را B تعریف کنیم و آلل رنگ رقیق شده را Dتعریف کنیم امکان بوجود آمدن نه ژنوتیپ متفاوت وجود دارد.




(BBDD, BBDd ,BbDD, BbDd, BBdd, Bbdd, bbDD, bbDd, bbdd)

که از این نه ژنوتیپ چهار فنوتیپ یا به عبارتی رنگ بدست می‌یاد که شامل: سیاه، قرمز، آبی و حناییر می‌شود. رنگ سنتی یا معمول ترین(رنگ مشکی یا مشکی با لکه‌های قهوه‌ای) رنگ زمانی درست می‌شه که هر دو ژن رنگ و رقیق شدگی حداقل یک آلل غالب داشته باشند. مانند ژنوتیپ‌های زیر:




(BBDD, BBDd, BbDD or BbDd)

رنگ قرمز یا قهوه‌ای زمانی پدید میاد که ژن رنگ سیاه دوتا آلل مغلوب دارد و ژن رقیق شدگی حداقل یک آلل غالب داشته باشد. مثل ژنوتیپ‌های زیر:



(bbDD, bbDd)

رنگ آبی و حنایی تحت کنترل ژن رقیق شدگی هستند.در دوبرمن آبی ژن رنگ حداقل داری یک آلل غالب است و ژن رقیق شدگی داری دو آلل مغلوب است مانند:


(BBdd or Bbdd)

رنگ حنایی (ایزابلا) نادرترین رنگ در این نژاد است و زمانی پدید می‌آید که تمامی آلل‌ها مغلوب باشند (bbdd) بنابراین رنگ آبی رقیق شده رنگ سیاه و رنک حنایی رقیق شده رنگ قرمز یا قهوه‌ای است.

در سال ۱۹۷۶ یک دوبرمن ماده سفید متولد شد این حیوان رو با پسرش که سفید بود پیوند زدند و به این ترتیب نسل به نسل درون آمیزی کردند تا پرورش دهنگان توانستند این جهش بوجود آمده را ثابت کنند.



دوبرمن سفید رنگ کرم رنگ به همراه چشمانی به رنگ آبی یخی دارد.

رنگ سیاه
رنگ قهوهای یا قرمز
رنگ آبی
رنگ حنایی یا ایزابلا
رنگ سفید (داریای صفت آلبینیسم)




دم

دم دوبرمن به طور طبیعی بلند است اما اغلب دم را به وسیله جراحی کوتاه می‌کنند، این عمل قرن هاست که انجام می‌شود و حتی مربوط به قبل از بوجود آمدن دوبرمن به عنوان یک نژاد است.

کوتاه کردن دم به این دلیل است که دم مانع کار حیوان نشود. اما بیشتر نقش زینتی دارد. این مطلب اخیراً جزو بحث‌برانگیزترین موضوعات بوده‌است.

در بسیاری از کشورهای اروپایی این کار محدود شده‌است و غیر قانونی است.





گوش‌ها

دوبرمن پینچر به طور طبیعی گوش‌های افتاده دارد اما معمولاً گوش‌ها مانند دم تحت عمل جراحی قرار می‌گیرند تا برای جهت یابی و انجام وظیفه به عنوان سگ گارد آماده باشد. این کار مانند جراحی دم در برخی کشورها غیر قانونی است. جراحی گوش‌ها معمولاً در سن ۷ تا ۹ هفتگی انجام می‌شود. جراحی‌هایی که بعدر از ۱۲ هفتگی انجام می‌شود معمولاً درصد پایینی از موفقیت در ایستاده بودن گوش‌ها دارند. بعضی از پرورش دهنگان ترجیح می‌دهند که این عمل را انجام ندهند به این دلیل که برای حیوان درناک است و بعضی اعتقاد دارند که در جهت یابی و هوشیاری حیوان اختلال ایجاد می‌کند.





خلق و خو

دوبرمن پینچر به منظور درنده خویی و بدون ترس بودن برای محافظت و فرمان برداری از صاحب خود پرورش یافته‌است. این ویژگی‌ها (درنده خویی و بدون ترس بودن) این نژاد را سگ خوبی برای محافظت شخصی، سگ پلیس و گارد قرار داده اگر چه این خوصیات باعث می‌شود که این نژاد قوانین همنشینی با انسان را خوب فرا نگیرد.

در دهه‌های اخیر پوشش بدن کوتاه و هوش دوبرمن پینچر این نژاد را سگی مطلوب برای هم خانه شدن با انسان کرده‌است. اگرچه به اشتباه به عنوان سگی درنده معروف شدند ولی در حقیقت بسیار وفادار هستند. آنها به راحتی محافظت و فرمانبرداری از صاحب خود رو یاد می‌گیرند.

شواهدی وجود دارد که دوبرمن پینچر شمال آمریکا آرامتر از نمونه اروپایی آن است و این به دلیل استراتژی تکثیر و پرورش آنها در آمریکای شمال است. به خاطر این اختلاف استراتژی در تکثیر و پرورش نسل‌های متفاوت از دوبرمن دارای ویژگی‌های متفاوت هستند. همچنین گفته شده دوبرمن آمریکای شمالی نجیب تر با وفاتر و باهوش تر است.




مشکلات سلامتی

به طور میانگین دوبرمن پینچر ۱۰ تا ۱۴ سال عمر می‌کند. بیماری‌های سرطانی در این نژاد به کررات دیده شده. بیماری‌های جدی و معمول این نژاد عبارتنداز:

cervical vertebral instability
prostatic disease
dilated cardiomyopathy
von Willebrand's disease



بیماری‌های غیر جدی و معمول این نژاد عبارتنداز :

hypothyroidism
hip dysplasia

مطالعات نشان داده که این نژاد بیش‌تر از سایر نژادها از بیماری‌های پروستات رنج می‌برد. مانند: عفونت‌های باکتری‌های پروستات، کیست پروستات ،benign hyperplasiaوprostatic adenocarcinoma

عقیم کردن حیوان می‌تواند این بیماری‌ها را کاهش دهد.

Dilated cardiomyopathy بزرگ‌ترین عامل مرگ در دوبرمن پینچر است. این بیماری در این نژاد بیش از سایر نژادها دیده می‌شود. بیش از ۴۰ درصد از تشخیص‌های این بیماری مربوط به این نژاد و ۱۳ درصد مربوط به نژاد جرمن شپرد است. این بیماری در اکثر موارد کشنده‌است و در ۵۰ درصد از موارد مرگ ناگهانی و ناشناخته را به همراه دارد.





تاریخچه

دوبرمن پینچر برای اولین بار در سال ۱۸۹۰ در شهر Apolda در ایالت Thüringia در آلمان توسط کارل فردریش لوئیس دوبرمن پرورش یافت.

لوئیس دوبرمن مسئولیت خطرناک جمع اوری مالیات را در شهر آپولدا بر عهده داشت و همچنین دسترسی به محل پرورش سگ‌های این شهر داشت و به نژادهای زیادی دسترسی داشت. هدف او بوجود آوردن نژادی برای محافظت در حین کا رکردن و جمع آوری مالیت در مقابل سارقان بود. سگ مورد نظر او ترکیبی از قدرت، وفاداری، هوش و درندگی بود.

بعدها فیلیپ گروئنینگ و اوتو گالر کارهای لویس دوبرمن را ادامه دادند تا به نژادی که امروز شاهد آن هستیم رسیدند.

پرورش دهندگان اعتقاد دارند که این نژاد از ترکیب نژداهای زیادی بوجود آمده که چندین مورد آن عبارتنداز:

the German Pinscher, the Beauceron, the Rottweiler, the Thuringian Sylvan Dog, the black Greyhound, the Great Dane, the Weimaraner, the German Shorthaired Pointer, the Manchester Terrier and the Old German Shepherd Dog

ترکیب دقیق از نژادهای استفاده شده امروزه ناشناخته‌است. تنها مدارک باقی‌مانده نشان از ترکیب دو نژاد Greyhound و Terrier Manchester دارد. همچنین اعتقاد وسیعی وجود دارد که مخزن ژنی دوبرمن از ژرمن شپرد قدیمی نشات می‌گیرد.

کتابی با عنوان"The Dobermann Pinscher" نوشتهٔ Philip Greunig که در سال ۱۹۳۹ منتشر شده شامل مطالعات زیادی از چگونگی بوجود آمدن این نژاد است.





روت‌ویلر
رات‌وایلر (به انگلیسی: Rottweiler) از انواع گونه‌های سگهای نگهبان می‌باشد. در گذشته این سگ جهت محافظت از احشام توسط گله دارها مورد استفاده قرار می‌گرفت. بعدها صفات پسندیده این سگ آن را به عنوان سگ نگهبان خوبی مطرح کرد. این سگ همیشه آماده دفاع از صاحبش می‌باشد. ارتفاع سگ نر ۶۰ تا ۶۸ سانتی متر و ارتفاع سگ ماده ۵۵ تا ۶۵ سانتی متر می‌باشد. این سگ دارای گردنی قوی، سری پهن، گوش‌هایی کوچک و پو ششی به رنگ سیاه و خرمایی می‌باشد . این سگ نجابت و هنرمندی را توام داراست. دم، کوتاه و افقی است و اگر دمش بلند باشد باید کوتاه شود. خیلی وقت شناس است و زمان انجام وظیفه و ترک خدمت را بخوبی تشخیص می‌دهد. با اینکه ذاتاً خشن نیست ولی در عین حال در مقابل دشمن خطرناک است. نسبت به صاحبش همیشه مهربان و باوفا است. اطفال کوچک را دوست دارد. حافظه ای قوی دارد و آموخته هایش را هیچ گاه از یاد نمی‌برد. زندگی صمیمی را دوست دارد و با وجود سنگینی وزنش حرکات سریعی دارد.





ژرمن شپرد

ژرمن شپرد (به انگلیسی: German Shepherd) یکی از نژادهای سگ است.

ژرمن شپرد یکی از نژادهای اصیل آلمانی است که برای اولین بار در سال ۱۸۹۹ ثبت گردید. سگی باهوش، شجاع و مناسب برای کارهای مختلف از جمله گله داری، نگهبانی، همراه خانواده، و جستجو و نجات است. قد تا شانه در نرها تا ۶۶ سانتی متر و در ماده‌ها تا ۶۱ سانتی متر است. طول عمر از ۱۰ تا ۱۲ سال است.ژرمن شپرد در ایران به گرگی مشهور است.





ساموید
ساموید ساموید جزو قدیمی ترین سگ هایی است که حدوداً ۳۰۰۰ سال قدمت دارد.ساموید نام خود را از مردم ساموید که ساکن سیبری بودند گرفته است؛از این سگ برای سورتمه کشی-نگهداری و هدایت گله-نگهبانی و گرم نگه داشتن صاحبانش استفاده می شده است.





خصوصیات ظاهری

وزن نرها معمولاً بین ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم ، در ماده ها ۱۷ تا ۲۵ کیلوگرم است.ارتفاع در نرها(۵۳-۶۰)سانتی متر و در ماده ها(۴۸-۵۳)سانتی متر است.





چشم ها

معمولاً در رنگ های سیاه و قهوه ای یافت می شود ولی رنگ ابی در این نژاد غیر معمول نیست.




گوش ها

ساموید دارای گوش های کلفت و پوشیده از پشم است که به سمت بالا متمایل شده و مثلثی شکل می باشد و معمولاً اطراف و نوک گوش ها تیره تر است.




دم

دم ساموید یکی دیگر از خصوصیاتی ست که این نژاد را از بقیه ی نژادها متمایز می سازد؛دم حیوان در واقع پیچ خورده به سمت کمر حیوان است و به پشت تکیه داده شده که در هنگام استراحت ان را صاف می کند و هنگام هوشیاری ان به سمت بالا می برد. پوشش بدن:ساموید دارای دو لایه پوشش ضخیم است.پوشش خارجی بلند و سفید رنگ است، این پوشش لایه ی زیرین را تمییز نگه میدارد.پوشش زیرین شامل پشم کوتاه و متراکم و نرم است که سگ را گرم نگه می دارد؛پوشش زیرین معمولاً یک یا دو بار در سال ریزش شدیدی دارد و در رنگ های سفید- بیسکویتی-زرد و کرم دیده می شود.





خلق و خو

ساموید سگی است شاداب و پر از احساسات و انرژی که علاقه دارد مرکز توجه باشد؛این نژاد به خوبی با بچه ها کنار می ایدو فوق العاده باهوش است بنابراین اموزش فرمانبرداری از سنین پایین ضروری ست.ان ها از پارس کردن لذت می برند و هنگام ورود افراد جدید به قلمروشان پارس می کنند. ان ها قابل اعتماد،وفادار.ارام و دوست داشتنی هستند.




آموزش

ساموید سگی باهوش است و به آسانی آموزش می پذیرد به شرط آنکه صبر و حوصله به خرج دهید و با او به ملایمت و گرمی برخورد کنید.




مشکلات سلامتی

ان ها مستعد ابتلا به بیماری هایی چون بدقوارگی لگن،دیابت،حساسیت های پوستی هستند.از دیگر بیماری ها می توان به پی ار ای اشاره کرد که بیشتر در نرها دیده میشود.





طول عمر

بین ۱۲ تا ۱۵ سال





سگ قفقازی

سگ قفقازی یک سگ گله آسیایی است و همانطور که از اسمش پیداست متعلق به شمال قفقاز، گرجستان، ارمنستان و آذربایجان می‌باشد. زادگاه اصلی این سگ کشور گرجستان است. قد متوسط این نژاد از ۶۴ تا ۷۵ سانتیمتر متغیر است. این سگ یک سگ عضلانی و قوی است و اغلب برای گله داری مورد استفاده قرار می‌گیرد. عمر این سگ از ۱۰ تا ۱۴ سال متغیر است.






سگ کنعان
سگ کنعان (به انگلیسی: Canaan Dog) یک سگ با اصلیت فلسطینی است. وجود این سگ به ۲۲۰۰ سال پیش می‎رسد (با توجه به نقاشی‎های غارها)




خصوصیات اخلاقی

سگی است که ذاتاً بد اخلاق و سریع است، این سگ انقدر نا آرام است که دائماً با قلاده نگهداری می‌شود و یا در یک مکان محصور شده، فقط در شرایطی که در سطح عالی اموزش دیده باشد می‌توان او را بدون قلاده در یک مکان باز رها کرد، این سگ به هیچ وجه به درد آپارتمان نمی‌خورد زیرا که بسیار واق واق می‌کند این سگ عاشق خانواده ایست که در آن بزرگ می‌شود و همچنین خیلی بازی کردن را دوست دارد.




نگهداری

این سگ ریزش مو فصلی دارد و دائماً هم باید موهایش شانه زده شود این سگ یک سگه نگهبان است این سگ بسیار خوب اموزش می‌بیند به شرط این که از تولگی اموزش داده شود
page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page7 - page8 - | 1:27 am
جهت‌یابی با نشانه‌های طبیعی

هرگونه‌ای از درختان برش‌ها و خصوصیات خاصّ خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثیر می‌گذارند و این سرنخی است برای محاسبه جهت شمال-جنوب.

این روش‌ها خیلی قابل اطمینان نیستند. مثلاً «باد غالب» ممکن است حالت عادی را به طور قابل‌ملاحظه‌ای تغییر دهد و باعث تغییر و انحراف آن شود. همچنین در جنگل‌های انبوه -به دلیل عدم نفوذ و رسوخ آفتاب درون آن‌ها- برخی روش‌ها کارا نخواهند بود. اگر از علامت‌های طبیعی استفاده می‌کنید، برای تصمیم‌گیری، باید هر چند تا علامت مختلف را که می‌توانید پیدا کنید.






بسیاری از روش‌های زیر بر اساس آفتاب هستند: در نیمکرهٔ شمالی زمین، جهت رو به جنوب در معرض آفتاب بیشتری است. تابش خورشید رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

۱- جهت‌یابی با خزه‌ها و گلسنگ‌ها: سمت شمالی درختان و تخته‌سنگ‌ها، گلسنگ‌ها و خزه‌های بیشتری دارد؛ چرا که نمناک‌تر و مرطوب‌تر از سمت جنوبی آن‌هاست.

خزه در جایی رشد می‌کند که دارای سایه و آب زیادی باشد؛ محل‌های خنک و نمناک. تنهٔ درختان در سمت شمالی سایه و رطوبت بیشتری دارد، و در نتیجه خزه‌ها معمولاً بیشتر در این سمت می‌رویند.
این روش همیشه نتیجهٔ درست به ما نمی‌دهد. ۱) هرچند سمت شمالی در سایهٔ بیشتری است، ولی لزوماً رطوبت سمت شمال بیشتر نیست؛ و برای رشد خزه‌ها رطوبت مهم‌تر از سایه است(جایی که رطوبت در آن‌جا بیشتر ماندگار است). ۲) گاه ممکن است درختان و پوشش گیاهی مجاور طرف دیگر درخت را هم سایه کند. ۳) در یک اقلیم بارانی(جنگل‌ها و بیشه‌های مرطوب) ممکن است همه طرف درخت نمناک باشد(یعنی خزه دور برخی درختان در همه‌طرف رشد کرده؛ البته معمولاً در جهت جنوب بیشتر رشد کرده‌است). ۴) ممکن است باد مانع رشد خزه در طرف شمالی درخت شود. ۵) در مناطق خشک هم که اصلاً خزه‌ای وجود ندارد!

ضمناً در نظر داشته باشید که معمولاً خزه در جهت نور آفتاب(جنوب) خرمایی رنگ است و در مکان‌های سایه و مرطوب سبز یا طوسی رنگ.

۲- جهت‌یابی با درختان: از آن‌جا که سمت شمالی درختان در معرض آفتاب کمتری است، درختان در این سمت‌شان شاخ‌وبرگ کمتری دارند.

به دلیل آن‌که آفتاب بیشتر از سمت جنوب می‌تابد، درختان جنوب بهتر و بیشتر رشد می‌کنند. وجود درختانی مانند صنوبر سیاه و سفید، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندی، افرا نروژی و درخت اقاقیا صحت این مسئله را ثابت می‌کند. این درخت‌ها در جنوب بیشتر دیده می‌شوند.
پوست درختان قدیمی در سمت رو به آفتاب(جنوب) معمولاً نازک‌تر است.
پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل، جهت شمال را به ما نشان می‌دهد؛ سمت پوسیده شمال است.
به خاطر نوع تابش خورشید، شاخه‌های جنوبی اکثر درختان افقی‌تر و شاخه‌های شمالی عمودی‌ترند.
در کوه‌های سنگی، کاج‌های انحناپذیر در شیب جنوبی، و صنوبرهای انگلمان در شیب شمالی می‌رویند.
معمولاً درختان برگ ریز در شیب‌های جنوبی تپه‌ها می‌رویند و سراشیب‌های شمالی همیشه سبز است.
زمینِ اطراف ریشهٔ درختان، به سمت جنوب سست‌تر و توخالی‌تر از قسمت شمالی است. پس زمین به سمت شمال سفت‌تر بوده و به خشکی زمین جنوبی نیست.
رشد پوشش گیاهی در سمت جنوبی تپه‌ها بیشتر از سمت شمالی خواهد بود.

۳-جهت‌یابی با تنهٔ درختان بریده‌شده: اگر مقطع درخت بریده‌شده‌ای را نگاه کنید، تعدادی دایرهٔ هم مرکز را مشاهده خواهید کرد، که هر یک از آنها نشان یک سال عمر درخت می‌باشد. درختی که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دایره‌های نشاندهنده عمر آن درخت در یک سمت به هم نزدیک‌تر شده و در سمت دیگر از هم دور خواهند بود. سمتی که فاصله خطوط حلقه‌های سنی درخت به هم نزدیک‌تر باشد سمت شمال را مشخص می‌کند، و سمتی که خطوط حلقه‌های سنی از هم فاصلهٔ بیشتری داشته باشد سمت جنوب را نشان می‌دهد؛ به علت تابش زیاد آفتاب و رشد شدیدتر آن.

۴- جهت‌یابی به کمک گل‌ها و گیاهان: گیاهان، و گل‌های درختان تمایل دارند رو به آفتاب قرار بگیرند؛ یعنی جنوب یا شرق.

برخی گیاهان برای جهت‌یابی اشتهار یافته‌اند. مثلاً در آمریکا گُلی وجود دارد که همیشه جهت‌گیری شمالی-جنوبی دارد (رشد برگهایش به سمت خط شمال- جنوب است) و آن را «گیاه قطب‌نما(یا Compass Plant)» و یا «رُزینوید(Rosinweed)» می‌خوانند. نام علمی آن «سیلفیوم لاکینیاتوم» (Silphium laciniatum) است، و مسافران اولیهٔ این سرزمین از این گیاه برای جهت‌یابی استفاده می‌کرده‌اند.
اکالیپتوس استرالیایی هم گیاهی جهت‌یاب است. این گیاه که در سرزمین‌های گرم و خشک می‌روید، برگ‌هایش رو به شمال یا جنوب است.
همچنین درختی به نام «نخل رهنوردان([ یا Traveler’s Palm])» وجود دارد که محور شاخه‌هایش شرقی-غربی اند.
همان‌طور که گفته شد، این که کدام طرف شرق است و کدام طرف غرب، یا کدام یک از طرفین شمال یا جنوب است را می‌توان با توجه به سمت خورشید و ماه در آسمان یا روش‌های دیگر یافت -ماه و خورشید تقریباً در سمت جنوبی آسمان قرار دارند.

۵- جهت‌یابی به کمک باد غالب: بادها را از جهتی که می‌وزند، نام‌گذاری می‌کنند مانند باد شمالی از شمال. هر منطقه‌ای باد غالب و برجسته‌ای دارد که در فصل خاص یا گاهی در تمام فصول حکمفرماست. باد غالب، باد خاصی است که وزش آن طولانی‌تر بوده و در جهت خاصی می‌وزد. با دانستن جهت بادهای غالب می‌توانید چهار جهت اصلی را تشخیص دهید.

معمولاً نام باد را از جهتی که وزیده‌است، نام‌گذاری می‌کنند. مثلاً باد شمال یعنی بادی که از شمال به سمت جنوب می‌وزد.
برای جهت‌یابی به کمک باد غالب، ۱) ابتدا باید جهت باد غالب منطقه را دانست. ۲) سپس باید در جایی که هستیم جهت باد غالب را تشخیص دهیم. برای نمونه، اگر بدانیم که در منطقهٔ ما باد غالب از شرق می‌وزد، و ضمناً جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم، طرف منشأ باد شرق خواهد بود؛ که با دانستن شرق، دیگر جهت‌های اصلی هم به سادگی یافته می‌شوند.

نکتهٔ اول: اگر جهت باد غالب منطقه‌تان را نمی‌دانید، اطلاعات زیر ممکن است کمک‌کار باشد:

در نواحی معتدل، باد غالب از غرب می‌وزد. (در هر دو نیم کره شمالی و جنوبی)
در نواحی گرمسیری، باد غالب بین مناطق شمال شرقی و جنوب شرقی جریان دارد.
در نواحی استوایی، باد غالب معمولاً از سمت شرق می‌وزد.

نکتهٔ دوم: جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم:

در هر منطقه‌ای باد غالب ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغییر می‌کند.
باد غالب بر رشد درختان و گیاهان، جهت جمع شدن برف‌های باد آورنده و در جهت علف‌های بلند تأثیرگذار است. در واقع باد غالب بیشترین تأثیر را بر روی جهت پوشش گیاهی، برف، ماسه یا دیگر اشیای روی سطح زمین دارد.

الف)درختان:

جهت خم شدن اغلب درختان منطقه نشان دهنده جهت وزش باد غالب منطقه‌است. برای نمونه اگر درختان به طرف شمال منحرف و متمایل شده‌اند، باد غالب محتملا از سمت جنوب وزیده‌است.
اثر دیگری که باد غالب بر درختان دارد این است که: در جهتی که از وزش باد در امان است، شاخ و برگ بیشتری رشد کرده‌است.

در واقع باد ممکن است با صدمه زدن یا خشک کردن شاخه‌های جوان، رشد درخت را کند یا متوقف کند. معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان می‌شود؛ برعکسِ خورشید، که رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

در زمستان باد غالب معمولاً با برف و تگرگ همراه است، که باعث شکستن شاخه‌های جوان می‌شود.
درختی که برای تعیین جهت استفاده می‌شود، باید در محلی باز و وسیع باشد. نباید در پناه تپه، درختان دیگر یا ساختمانها باشد. چند تا از درختان نزدیک به هم را مورد آزمایش قرار دهید. مطمئن شوید که درختان هرس نشده باشند.
از آن‌جا که درختان تحت تأثیر عوامل زیادی هستند، باید یافته‌های خود را با مشاهدهٔ درختان متعددی در همسایگی یکدیگر تأیید کنید.

ب)ماسه و برف:

امواج ماسه در بیابان‌ها، و امواج پستی-بلندی‌های برف در مناطق قطبی جهت باد را نشان می‌دهند. البته گاه به خاطر آن‌که این موج‌ها خیلی کوچک‌اند و از چند سانتی‌متر تجاوز نمی‌کنند، برای یافتن باد غالب نمی‌توانند کمک‌کار باشند، زیرا می‌توانند با هر باد تند موضعی به سرعت تشکیل شوند.
در بیابان‌ها انواع مختلف تلماسه‌ها وجود دارند، که شکل آن‌ها جهت باد غالب را نمایان می‌سازد؛ همچنین در مورد تل‌یخ‌های قطب: در مناطقی که به شدت پوشیده از برف‌اند، باد غالب توده‌های برف را می‌راند و آن‌ها را تبدیل به تل‌های برآمده‌ای می‌سازد. این تل‌ها از چند سانتی‌متر تا یک متر ارتفاع دارند، و موازی باد غالب تشکیل می‌شوند. در واقع برف از لحاظ فیزیکی شبیه ماسه عمل می‌کند.

ج) نسیم: برخی مناطق الگوی حرکت جریان هوایشان نوسان بیشتری نسبت به جاهای دیگر دارد. مثلاً مردم کنار ساحل با نسیم دریا مأنوس‌اند. معمولاً بعدازظهرها نسیم مداومی از طرف دریا می‌وزد. در شب هم معمولاً جهت نسیم برعکس می‌شود و از خشکی به سمت دریا می‌وزد. نسیم مشابهی در دره‌ها و کوه‌ها می‌وزد: در روز نسیمی از دره به سمت بالای کوه وزیدن می‌گیرد؛ و در شب برعکس، نسیم از بالا به سمت دره می‌وزد. اگر -مثلاً به کمک نقشه- بدانیم که دریا یا کوه (یا ساحل یا دره) در کدام جهت‌مان است، می‌توانیم جهت‌های اصلی را بیابیم.

د) هوای گرم و سرد: در نیم‌کرهٔ شمالی زمین هوایی که از شمال می‌آید معمولاً سردتر از هوایی است که از جنوب می‌آید(بادهای شمالی از بادهای جنوبی سردتر است).

هـ) سایر موارد:

اگر گمان می‌کنید که بادی که در لحظه می‌وزد باد غالب منطقه‌است، می‌توانید به درختان در مسیر باد نگاه کنید. با نگاه به نوک درختان می‌توانید جهت باد را بفهمید.
می‌توانید به تغییر جهت ابرها دقت کنید؛ به‌ویژه ابرهای بلندی که توسط بادهای غالب آورده می‌شوند.
در روی دریا و اقیانوس‌ها بادهای غالب دارای ویژگی‌ها و ابرهای خاص خود هستند.

۶- جهت‌یابی به کمک رودخانه‌ها: بسیاری از رودها و نهرها در نیم‌کرهٔ شمالی زمین رو به جنوب سرازیرند، یعنی رو به استوا. این روند عمومی رودهاست، ولی همیشه درست نیست. مثلاً رود نیل -که تماماً در نیم‌کرهٔ شمالی است- به سوی شمال جریان دارد و به مدیترانه می‌ریزد.

۷- جهت‌یابی به کمک حیوانات و حشرات:

مورچه‌ها خاکِ لانهٔ خود را به سمت جنوب یا شرق می‌ریزند. مورچه‌ها چنین می‌کنند تا در هنگام روز خاکریزشان به عنوان سایه‌بانی برایشان عمل کند، تا راحت‌تر کار خود را انجام دهند.
مورچه‌ها خانه‌های خود(مورتپه‌ها) را بر روی شیب‌های جنوب شرقی می‌سازند؛ زیرا خورشید در پاییز و زمستان بیشتر به این قسمت‌ها می‌تابد. آن‌ها مورتپه‌های خود را نزدیک درختان و صخره‌های جنوبی و جنوب شرقی بنا می‌کنند.
اگر شما در کنار برکه یا دریاچه‌ای باشید که پرندگان، ماهیان یا دوزیستان در حال تولیدمثل هستند، در نظر داشته باشید که آن‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند در سمت غربی زاد و ولد (تولیدمثل و پرورش) نمایند.
دارکوب(شانه‌به‌سر) معمولاً حفره‌هایش را در سمت شرقی درخت حفر می‌کند.
سنجاب‌ها هم معمولاً در سوراخ‌های سمت شرقیِ درختان خانه و لانه می‌گزینند.

۸- جهت‌یابی به کمک خانه‌های شهری: امروزه معمولاً خانه‌ها را به موازات شمال -جنوب یا شرق-غرب می‌سازند؛ یعنی نسبت به جهت‌های اصلی مورب نمی‌سازند. این می‌تواند در تنظیم صحیح جهت‌ها و تصحیح روش‌های تقریبی بالا کمک‌کار باشد. باید توجه کرد که در بسیاری موارد این اصل رعایت نشده‌است.




قطب مغناطیسی شمال

قطب‌های مغناطیسی یعنی جایی که خطوط میدان مغناطیسی به صورت واگرا از زمین خارج (جنوب مغناطیسی) و یا به صورت همگرا به آن وارد (شمال مغناطیسی) می‌شوند.

عقربه قطب‌نما -به عنوان یک وسیله مغناطیسی (یک آهنربا)- وقتی که آزادانه معلق شود، قطب‌های مغناطیسی را یافته و در جهت آن‌ها آرایش می‌گیرد؛ یعنی جایی که عموماً شمال حقیقی نیست (به‌جز برخی مناطق کره زمین). زاویه بین شمال حقیقی و شمال مغناطیسی، «میل مغناطیسی» نامیده می‌شود.

قطب‌های مغناطیسی زمین در طول زمان تغییر می‌کنند. قطب شمال مغناطیسی در سال ۲۰۰۱ در موقعیت ۸۱٫۳ درجه شمالی و ۱۱۰٫۸ درجه غربی، در سال ۲۰۰۵ در موقعیت ۸۳٫۱ درجه شمالی و ۱۱۷٫۸ درجه غربی و در سال ۲۰۰۹ در موقعیت ۸۴٫۹ درجه شمالی و ۱۳۱٫۰ درجه غربی بوده‌است. در سال ۲۰۱۲ قطب مغناطیسی شمال در موقعیت ۸۵٫۹ درجه شمالی و ۱۴۷٫۰ درجه غربی قرار گرفت.

هر ۲۵ هزار سال، قطب‌های مغناطیسی یک دور کامل می‌زنند.

قطب شمال مغناطیسی، سالانه ۷٫۳۴ کیلومتر جابه‌جا می‌شود.




انحراف مغناطیسی

انحراف مغناطیسی خطای ناشی از تأثیرات جاذبه‌های مغناطیسی موضعی و منطقه‌ای (مانند فلز و الکتریسیته) ااست، که باید در کنار میل مغناطیسی در نظر گرفته شود. هر گاه قطب‌نما در نزدیکی اشیای آهنی یا فولادی و یا منابع الکتریکی قرار گرفته باشد، عقربه‌اش از جهت قطب مقداری منحرف می‌شود. کلاً به همراه داشتن اشیایی از جنس آهن یا انواع مشابه آن می‌تواند باعث اختلال در حرکت عقربه شود. حتی وجود یک گیره کاغذ روی نقشه ممکن است مساله ساز شود. بنابراین، هنگام استفاده از قطب‌نما باید مطمئن شویم که از اشیای انحراف‌دهنده آن، به‌طور کلی دور است. همچنین احتمال تأثیرگذاری جاذبه‌های مغناطیسی موجود در خاک نیز وجود دارد، که بسیار نادر است؛ ولی در مکان‌هایی که مثلاً معدن آهن وجود دارد باید در نظر گرفته شود.



میل مغناطیسی

انحراف مغناطیسی یا تغییر مغناطیسی یا میل مغناطیسی زاویه بین نصف النهار مغناطیسی و نصف النهار جغرافیایی در هر نقطه از سطح زمین است.

میل مغناطیسی، در هر نقطه از زمین، زاویه بین شمال حقیقی و شمال مغناطیسی در آن نقطه است؛ یعنی زاویهٔ بین سمتی که عقربهٔ قطب‌نما نشان می‌دهد، و سمت شمال جغرافیایی. منابع مختلف میل مغناطیسی را «شیب مغناطیسی» یا «تنزل مغناطیسی» یا «تغییر مغناطیسی» هم می‌نامند. برخی به آن انحراف مغناطیسی هم گفته‌اند، ولی دیگران این واژه را برای انحراف عقربهٔ قطب‌نما در اثر عوامل محیطی (مانند وسایل آهنی و منابع الکتریکی و غیره) مناسب‌تر می‌دانند.

میل مغناطیسی با موقعیت، زمان (سالانه و روزانه)، ناهنجاری‌های مغناطیسی محلی، ارتفاع (جزئی و قابل صرف نظر) و فعالیت‌های مغناطیسی خورشید تغییر می‌کند. میل مغناطیسی در طول خطوطی &mdash؛ که اصطلاحا خطوط هم ارز∗ نامیده می‌شوند &mdash؛ ثابت است. خط فرضی با میل مغناطیسی صفر درجه در حال حاضر از غرب خلیج هودسن، دریاچه سوپریور، دریاچه میشیگان و فلوریدا عبور می‌کند.
تعیین میل مغناطیسی

اگر عقربه قطب‌نما شرق یا غربِ شمال واقعی را به عنوان شمال مشخص نماید، این اختلاف به ترتیب میل مغناطیسی شرقی یا غربی نامیده می‌شود. شمال مغناطیسی هم در نیمکره شمالی و هم در نیمکره جنوبی به عنوان مرجع میل مغناطیسی است. مقدار زاویهٔ انحراف بستگی با محل آزمایش دارد. برای تعیین میل مغناطیسی در یک منطقه مورد نظر می‌توان از موارد زیر استفاده کرد:

نقشه‌های توپوگرافی چاپ شده: این نقشه ها با اندازه گیری های متعدد میل مغناطیسی در نقاط مختلف کرهٔ زمین تهیه می شوند. در برخی نقشه‌ها میل مغناطیسی منطقه به وسیله زاویه بین دو پیکان شمال مغناطیسی (MN) و شمال حقیقی (GN) نشان داده شده است.
نمودارهای خطوط هم‌ارز چاپ شده و یا موجود در وب‌گاه‌ها، که میل مغناطیسی را نشان می‌دهند.
حسابگر آنلاین برای مشخص نمودن آخرین میل مغناطیسی، برای یک موقعیت مشخص (طول و عرض جغرافیایی) و زمان مشخص.

لازم به ذکر است که در یک محل مقدار زاویهٔ انحراف برحسب زمان اندکی تغییر می‌کند و اندازهٔ آن در نقاط مختلف زمین متفاوت است.

در ایران میل مغناطیسی به سمت شرق است و مقدار زاویه آن در مکان‌های مختلف متفاوت است. برای نمونه در ۱۲ خردادماه سال ۱۳۸۶ میل مغناطیسی تهران &mdash؛ طبق محاسبات &mdash؛ برابر ۴ درجه و چهار دقیقه به سمت شرق بوده‌است، که هر سال نزدیک چهار دقیقه (کمتر از یک‌دهم درجه) به سمت شرق افزایش پیدا می‌کند.
مثال
چنانچه به کمک عقربهٔ مغناطیسی به طرف قطب شمال یا جنوب برویم، به قطب شمال و جنوب واقعی کرهٔ زمین نمی‌رسیم. علت این است که قطب شمال و جنوب جغرافیایی و مغناطیسی کرهٔ زمین، با هم یکی نیست؛ یعنی اینکه قطب شمال مغناطیسی زمین، درست روی قطب شمال جغرافیایی زمین قرار ندارد و اگر دو قطب جغرافیایی و مغناطیسی زمین را توسط خطی فرضی به به نام محور به هم وصل کنیم، بین دو محور مغناطیسی و محور جغرافیایی زمین، زاویه‌ای ساخته می‌شود که به آن، زاویهٔ میل مغناطیسی گویند.
ساعت : 1:27 am | نویسنده : admin | شمال غرب | مطلب قبلی
شمال غرب | next page | next page