گیتار
گیتار
گیتار نوعی ساز زهی است که با پیک یا انگشت نواخته می‌شود و از این جهت که سیم‌های آن در اثر ارتعاش تولید صدا می‌کنند، به سازهای گروه کوردوفون (به انگلیسی: Cordophones) یا زه‌صدا تعلق دارد. این ساز علاوه بر داشتن قدمت تاریخی قابل توجه (چه از لحاظ ساختار آن و چه از لحاظ تکنیک‌های نوازندگی) توانسته‌است هم‌گام با تحولات موسیقی غرب پیشرفت چشمگیری داشته باشد؛ که در نتیجه گونه‌های متفاوتی از آن بوجود آمده و هم اکنون جایگاه ویژه‌ای در موسیقی جهان دارد.





سیر تاریخی

واژه guitar در زبان انگلیسی، gitarre در آلمانی و guitare در فرانسوی همگی مشتق شده از واژه guitarra در زبان اسپانیایی هستند که آن خود از واژه قیثاره در زبان عربی اندلسی مشتق شده است. این واژه نیز خود مشتق شده از واژه لاتین cithara است که نسبت آن به واژه κιθάρα kithara در یونانی باستان می‌رسد. این واژه یونانی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از واژه پارسی کهن سیه‌تار (سه‌تار) آمده است.

روایت های متفاوتی درمورد تاریخچه گیتار وجود دارد؛ عده ای بر این عقیده اند که گیتار از مصر سرچشمه گرفته است و عده ای نیز بر این نظرند که آن از سیتارای یونانی-آشوری (Greek Assyrian Cithara) که به وسیله رومی ها به اسپانیا آورده شده گرفته شده است. گیتار نتیجه تحول لوت در اروپا است. لوت نیز خود تحول یافته عود (به عربی العود = چوب) و بربط است. گفته می‌شود زریاب نامی عود را به اندلس آورد و از آن پس این ساز در اسپانیا و دیگر مناطق اروپا رایج شد.

در زمان حکومت اسلام در اروپا، این ساز توسط زریاب دارابگردی و چند تن از شاگردانش به اندلس برده شد. در آن زمان به گیتار، کیتارا یا قیتارا می‌گفتند و نام کنونی آن برگرفته از همین نام است. در واقع وجود پسوند تار در نام گیتار می‌تواند موید این باشد که گیتار سازی ایرانی است.

زریاب در ابتدا در اسپانیا شروع به آموزش گیتار کرد و مدرسه موسیقی خود را در زمان عباسیان در آندلوس بنا کرد.

جد بزرگ تمام سازهایی که ما به عنوان کوردوفون از آنها یاد کردیم یک کمان موسیقی است که تنها یک سیم ساده به دو سر آن متصل بوده است که با کشیدن و رها کردن سیم صدایی در کمان ایجاد می شده و این صدا به وسیله یک تقویت کننده صوت که به آن متصل بوده تقویت می شده است. ازآنجاکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد می کرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر و سپس چندین سیم به اندازه های کوتاه تر به کمان بسته شده و از این طریق چندین صدا تولید گردیده است. ازدیاد این سیم ها و افزوده شدن یک جعبه تشدید صوت منجر به اختراع چنگ کمانی (Harp Arquee) گردید. سپس سازی متشکل از مجموعه ای از سیم ها به نام لیر ظهور کرد که در آن سیم هایی به طول مساوی کار گذاشته شده بود. یونانی ها دو نوع لیر داشتند، یکی به نام لیرا و دیگری به نام کیتارا؛ کیتارا به وسیله رومی ها تغییرشکل یافت؛ نام گیتار نیز از همین کلمه گرفته شده است. بعدها رومی ها برای نخستین بار سازهایی چون سیتارا، پاندورا Pandora و فیدیکولا Fidicula را نواختند و از این راه آلات کوردوفن در تمام اروپا رواج یافت؛ درواقع نخستین گیتارهای واقعی در آغاز دوره رنسانس به ظهور رسید؛ این گیتارها به دلیل داشتن بدنه ای باریک و شکلی مدور متمایز بودند. به تدریج در قرن های چهارده و پانزده پسوندهای موریسکا و لاتینا حذف شد و در سراسر اروپا آلات موسیقی خانواده گیتار با اسم هایی از قبیل: گیتارا، گیترنه، گیترن (Giteren)(سازی سیمی مفتولی و منسوخ شده شبیه به گیتار که به زبان فرانسوی گیترنه و به زبان اسپانیایی گیتارا گفته می شد) و شیتارا معین شدند. در همان زمان گروه زیادی از سازهای خانواده کوردوفن، با اسم هایی از قبیل: ویهوئلا (Vihuela) در اسپانیا و ویولا (Viola) در ایتالیا خوانده می شدند، که بعضی از این سازها با آرشه (de arco)، بعضی با مضراب (de penola) و بعضی دیکر هم با انگشت (de mano) نواخته می شدند. بعدها از ویهوئلای انگشتی (Vihuela de mano ) نوعی گیتار به وجود می آید. درطی قرن های چهارده و پانزده در شکل گیتار و ویهوئلای انگشتی تغییرات قابل توجه ای به وجود می آید، به تدریج در پهلوهای آنها فرورفتگی ایجاد می شود و در قرن شانزده هر دو ساز آشکارا شبیه گیتار می شوند. در قرن شانزده این دو ساز در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت به حدی عمومیت پیدا کرد که پسوند انگشت (de mano) در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شد. از آن پس گیتار بدنه ای بزرگ تر و شکلی مدورتر به خود گرفت.




اجزای گیتار

همان طور که در عکس ملاحظه می‌کنید، گونه‌های مختلف گیتار ممکن است شامل اجزای متفاوتی باشند، یا شکل اجزا یا جنس آن‌ها با هم فرق داشته باشند. اما نهایتاً اجزای موجود در همهٔ انواع گیتارها همین‌ها هستند.

سردسته

خرک
گوشی‌ها (برای کوک کردن ساز)
فرت (Fret)
Truss Rod (پیچی که برای تنظیم انحنای دسته به کار می‌رود)
Inlays (تزییناتی که نقش راهنما را دارند و معمولاً پشت فرت‌های ۳ ۵ ۷ ۹ ۱۲ ۱۵ ۱۷ ۱۹ ۲۱ ۲۴ قرار می‌گیرند)


دسته
پاشنه (اتصال بدنه با دسته)
بدنه
پیکاپ‌ها (pickups)
قسمت‌های مربوط به مدار الکتریکی (تنظیمات ولوم و تن صدا)
خرک پایینی (Bridge)
صفحه پیک گارد (گاهی برای مخفی کردن مدارها و گاهی صرفاً برای جلوگیری از خش‌دار شدن رنگ بدنه در اثر برخورد پیک به مرور زمان)
صفحهٔ پشتی
صفحهٔ جلویی
قسمت‌های جانبی
سوراخ صدا (معمولاً دارای تزییناتی به نام rosset)
سیم‌ها
saddle (تنظیم‌کننده ارتفاع هر سیم)
فرت بورد (چوبی که فرت‌ها روی آن کوبیده شده‌اند)




انواع گیتار

گیتارها را به شیوه‌های مختلفی می‌توان دسته بندی کرد. در این بین اگر بخواهیم از لحاظ صوتی آن‌ها را دسته بندی کنیم، که مسلماً برای یک ابزار موسیقی مناسب‌ترین روش خواهد بود. از آن جایی که نحوه تولید صدای آکوستیک در گیتار ارتباط تنگاتنگی با نوع بدنه آن دارد، ناچار به استفاده از دسته بندی بدنه خواهیم بود:


گیتار با بدنه چوبی توخالی



انواع گیتارهای آکوستیک

گیتار آکوستیک گیتاری است که وسیله‌ای جز بدنه آن صدای سیم‌ها را تقویت نمی‌کند، صدای سیم‌ها تنها در بدنهٔ چوبی توخالی آن تقویت می شود و به گوش می‌رسد. این نوع از گیتار معمولاً شش سیم فلزی دارند که ضخامت آن‌ها از زیرترین سیم تا بم‌ترین سیم به طور معمول بین ۱۳ تا ۵۶ هزارم اینچ می‌باشد. بدنه از اتصال صفحه چوبی پشتی، صفحه چوبی جلویی، و دو قسمت چوبی انحنادار کناری ساخته می‌شود، که صفحهٔ بالایی معمولاً دارای سوراخ یا سوراخ‌های بزرگی است که به واسطه شکل و محل قرار گرفتنشان می‌توانند ویژگی‌های آکوستیکی خاصی به ساز بدهند.

گونهٔ اسپانیایی گیتار آکوستیک با عنوان گیتار فلامنکو شناخته می‌شود. که نامش را از سبک زیبای فلامنکو به ارث برده‌است. گیتار زمانی وارد موسیقی فلامنکو شد که اسپانیایی‌ها فلامنکو را با سازهای دیگری می‌نواختند. پس از آن گیتار به شدت بر این موسیقی تاثیر گذاشت و هم اکنون کاملاً به آن وابسته‌است.




انواع گیتارهای کلاسیک

اصولاً باید گفت گیتار کلاسیک نوعی گیتار آکوستیک است. چون صدای آن بدون واسطه شنیده می‌شود. اما این نوع گیتار کمی با گیتارهایی که با عنوان گیتار آکوستیک شناخته می‌شوند تفاوت دارد. بدنه آن کمی کوچکتر بوده و در آن به جای سیم‌های فلزی از سه سیم نایلونی و سه سیم فلز تنیده شده به دور ابریشم استفاده می‌شود، که به آن صدای نرم و آرامی می‌دهد. این ساز نسبت به سازهای دیگر ارکستر و نیز گیتار آکوستیک صدای کمتری دارد و تنها یک سبک مشخص از موسیقی را ارائه می دهد.

گیتار کلاسیک خود از گیتار فلامنکو که اسپانیایی‌ها آن را به کار می‌برده‌اند مشتق گشته‌است . بین گیتار کلاسیک و گیتار فلامنکو تفاوت نا چیزی وجود دارد، معمولاً گیتار کلاسیک از چوبهایی که رنگ قهوه‌ای تیره دارتد ساخته می‌شود و گیتارهای با چوبهای زرد و روشن تر از آن گیتارهای فلامنکو هستند . اسپانیایی‌ها از ساز گیتار برای نواختن موسیقی خودشان یعنی فلامنکو استفاده می‌کرده‌اند که بعدها با شروع دوران کلاسیک در موسیقی اروپا عده‌ای از این ساز برای نواختن قطعات موسیقی کلاسیک استفاده کردند .





انواع گیتارهای الکتروآکوستیک

از لحاظ ظاهر نتوان تفاوت چندانی بین یک گیتار الکتروآکوستیک با یک گیتار آکوستیک پیدا کرد. اما از لحاظ صوتی گیتار الکتروآکوستیک روند الکتریکی را پیش می‌گیرد، بدین صورت که صدا توسط پیکاپ به شکل سیگنال الکتریکی درآمده، که بعد از طی کردن مسیرها و برخی ادوات الکتریکی، به وسیله آمپلی فایر تقویت می‌شود و سر انجام از طریق اسپیکرهای آمپلی فایر به گوش می‌رسد.

اگر تنظیمات خیلی خاصی برای آمپلی فایر (و افکت یا افکت‌ها) نداشته باشیم، صدای این نوع گیتار با گیتار آکوستیک تفاوتی نخواهد داشت، با این تفاوت که حالا صدا تا حدود زیادی تحت کنترل می‌باشد. نوازنده بدون آنکه مجبور به تعویض ساز برای پیدا کردن صدای مورد نظرش باشد می‌تواند از طریق تنظیم اکولایزری که روی گیتار قرار دارد حالت صدا را تغییر دهد و با صدایی که مورد نظرش است نوازندگی کند.



گیتار با بدنه چوبی نیمه خالی

انواع گیتارهای جاز و بلوز

گیتار با بدنه چوبی توپر

انواع گیتارهای الکتریک

گیتار با بدنه فلزی

انواع رزوناتور

گیتارها را از جنبه‌های دیگری هم می‌توان دسته بندی کرد:

از نظر طول گام دسته (Scale Size):
تنور (با گام دسته در حدود ۲۱ تا ۲۳ اینچ)
معمولی (با گام دسته در حدود ۲۴ تا ۲۵٫۵ اینچ)
باریتون (با گام دسته در حدود ۲۶ تا ۲۸ اینچ)
بیس (با گام دسته در حدود ۳۰ تا ۳۶ اینچ)
از نظر تعداد و جنس سیم‌ها:
چهار و پنج سیم (معمول در انواع گیتاربیس)
شش سیم (معمول در انواع گیتار و گاهی در گیتاربیس)
از جنس فلز (معمول در انواع گیتار آکوستیک)
از جنس نایلون (معمول در انواع گیتار کلاسیک)
هفت و هشت سیم (گاهی در انواع گیتار الکتریک)
دوازده سیم به صورت شش سیم دوبله (گاهی در انواع گیتار الکتریک)
از نظر شیوه صدابرداری
آکوستیک (بدون واسطه توسط میکروفون)
الکتریک (با استفاده از پیکاپ)





فولادشهر

فولادشهر شهری است در شهرستان لنجان استان اصفهان ایران. این شهر در28 کیلومتری جنوب غربی اصفهان در محور ارتباطی اصفهان شهرکرد واقع شده‌است. این شهر با مساحتی بالغ بر ۷۷۰۰هکتار یکی از سه شهر جدید در اصفهان می‌باشد. فولادشهر در میان فاصله ارتفاعی ۱۶۲۰ تا ۱۸۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است، این شهر تقریباً به شکل نیم دایره می‌باشد.

اکثریت جمعیت فولادشهر را قوم لر ( بختیاری و لرستانی تشکیل می دهد )

این شهر از شمال به شهرستان فلاورجان، از جنوب به کارخانه ذوب آهن و اراضی شهرستان لنجان، وبه مرکز شهرستان زرین شهر از شرق به کوه نمتک و از غرب به رشته کوه پنجی محدود می‌باشد.

ارتفاعات این شهر یکی رشته کوه پنجی در غرب و رشته کوه اشترجان در جنوب و عوارض طبیعی مارماضه و فشارچه در داخل محدوده شهر می‌باشد.

فولادشهر دارای پنج مرکز آموزش عالی و همچنین یک ورزشگاه بزرگ است. در آینده نزدیک قرار است یک خط متروی روباز از اصفهان به سمت فولادشهر کشیده شود. فولادشهر از اقوام مختلف سراسر ایران مهاجر داشته‌است که بیشتر جمعیت این شهر از از قوم بزرگ لر (بختیاری و لرستانی می باشند ) .




پیشینه

فولادشهر در سال ۱۳۴۲ برای اسکان کارمندان ذوب آهن تأسیس شد و از سال۱۳۶۳ به عنوان یک شهر جدید فعالیت خود را اغاز نمود وهم اکنون حدوده 25000 نفر جمعیت داردو زیرم





شهرستان لنجان
شهرستان لِنجان یا همان شهرستان زرین‌شهر یکی از شهرستانهای استان اصفهان در مرکز ایران می‌باشد که در جنوب غرب این استان واقع شده‌است. زرین‌شهر مرکز این شهرستان است. زرین شهر مهمترین و بزرگترین و پرجمعیت ترین شهر شهرستان لنجان است. تمامی ادارات مهم و مرکزی این شهرستان در شهر زرین شهر قرار دارند. شهرستان لنجان (زرین‌شهر) سومین شهرستان مهم استان اصفهان وقلب صنعت استان می باشد.




جمعیت

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهرستان لنجان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۲۶٫۷۵۶ نفر بوده‌است. با توجه به آمار سال ۱۳۹۱ رشد چشمگیری داشته جمیت شهرستان به ۲۹۲۸۵7 نفررسیده است این آمار نشان دهنده صنعتی بودن شهرستان و بودن اشتغال در منطقه است.




تقسیمات کشوری

شهرستان لنجان شامل هشت شهر، سه بخش و بیش از سی روستا می‌باشد.

بخش مرکزی شهرستان لنجان شهرستان لنجان با مرکزیت زرین شهر
دهستان اُشیان جنوبی
دهستان کاریز
دهستان اُشیان شمالی
دهستان خرم رود

شهرها: زرین‌شهر، چمگردان، زاینده رود، سده لنجان، ورنامخواست,فولادشهر


بخش دوم: بخش باغ بهادران

محدوده بخش سوم:

دهستان چم رود
دهستان زیرکوه
دهستان چم کوه



شهر ها: باغبهادران، چرمهین

((هر دو بخش تحت نظارت وزیر مجموعه ی فرمانداری لنجان با مرکزیت زرین شهر هستند))


شهرهای شهرستان لنجان: زرین‌شهر (مرکز شهرستان لنجان)، فولادشهر، ورنامخواست، چمگردان، سده لنجان، باغشاد، زاینده‌رود، باغ بهادران، چرمهین

در طرح جدید منطقه‌ای کردن لنجان به سبک زیر است :

زرین‌شهر (منطقه مرکزی ۱ لنجان)، فولادشهر (منطقه ۲ لنجان)، ورنامخواست (منطقه ۳ لنجان)، چمگردان (منطقه ۴ لنجان)، سده لنجان (منطقه ۵ لنجان)، زاینده رود (منطقه ۶ لنجان)، باغ بهادران (منطقه ۷ لنجان)، چرمهین (منطقه ۸ لنجان)


شهرستان لنجان در سالهای قبل از ۱۳۵۵ خورشیدی به لنجانات معروف بود. لنجانات شامل شهرستان‌های فلاورجان و مبارکه فعلی و بخشی از خمینی شهر فعلی بوده است؛ که در سالی ۱۳۵۵ بخش فلاورجان و سال ۱۳۶۹ نیز بخش مبارکه از آن جدا و به شهرستان تبدیل شدند. درحال حاضر شهرستان لنجان دارای هشت شهر و دو بخش و پنج دهستان است. بخشها شامل دو بخش مرکزی و باغ بهادران. بخش مرکزی شامل دهستانهای آسیان و خرم رود و بخش باغ بهادران شامل دهستانهای چم رود و چم کوه و زیر کوه می‌باشد. شهرها شامل: زرین شهر، فولادشهر، چمگردان، سده، ورنامخواست، چرمهین، باغ بهادران و زاینده رود است.




جغرافیای طبیعی

شهرستان لنجان با وسعت ۵/۱۱۷۲ کیلومتر مربع در فاصله ۳۵ کیلومتری جنوب غربی اصفهان قرار گرفته است. ارتفاع نسبی ان از سطح دریا ۲۲۷۰ متر است و دارای آب و هوایی متغیر که همواره تحت تأثیر ناحیه نیمه خشک مرکزی و نیمه مرطوب چهارمحال و بختیاری قرار می‌گیرد. ارتفاعات آن شامل کوههای پنجئ از رشته کوههای مرکزی که در شمال شهرستان واقع شده‌اند و کوههای بیدکان در غرب آن می‌باشند. لازم به ذکر است که خط مرزی این شهرستان با استان چهارمحال و بختیاری از میان گردنه «رخ» عبور می‌کند.





جغرافیای اقتصادی

لنجان محل بزرگترین کارخانه‌های کشور است. تأسیسات عظیم ذوب آهن و کارخانه‌ها و شرکتهای اقماری آن و نیز کارخانه‌های صنایع دفاع در محدوده این شهرستان و تعداد زیادی از صنایع و کارخانه‌های کوچک و بزرگ به این منطقه بافت صنعتی بخشیده که بر رونق و آبادانی منطقه نیز افزوده شده است؛ همچنین صنایع دفاع نیز در محدوده شهر زرین شهر قرار گرفته که در نوع خود در کشور بی نظیر است.




کشاورزی

لنجان از لحاظ کشاورزی مهمترین تولید کننده برنج در استان به شمار می‌آید. برنج این منطقه از نوع صدری اما بسیار خوش بو و خوش طعم است؛ چنانچه عط برنج لنجان را در هیچ نقطه‌ای از جهان نمی‌توان یافت. به همین خاطر در سطح استان هوا خواه بسیار دارد و کلیه تولیدات آن در همین استان مصرف شده وامکان صدور نمی‌یابد. سایر محصولات این منطقه، گندم، چعندر قند، صیفی جات و اقسام میوه‌های سردرختی است.




مردم شناسی

ساکنان لنجان از دیرباز لنجانی بوده‌اند لیکن ابتدا از مشروطیت و در دهه‌های اخیر با تأسیس کارخانه‌های متعدد در این منطقه گروههای بزرگی از اقوام بختیاری اقوام دیگر در این منطقه سکونت دارند.





آموزش عالی

این شهرستان دارای ۹ دانشگاه است:

دانشگاه آزاد اسلامی واحدلنجان
دانشگاه پیام نور زرین شهر
مرکز آموزش علمی کاربردی زرین شهر
دانشگاه غیرانتفاعی صنعتی فولاد
دانشگاه غیر انتفاعی امین فولاد
دانشگاه غیر انتفاعی فرزانگان
دانشگاه پیام نور زاینده رود
دانشگاه پیام نور باغبهادران
مرکز علمی کاربردی صنایع دفاعی زرین شهر
دانشگاه صنایع و معادن لنجان (در حال تاسیس)




صنایع

کارخانه ذوب آهن از بزرگ‌ترین صنایع این شهرستان است. کارخانه صنایع دفاع، مجتمع فولاد مبارکه، کارخانه نوید منگنز، کارخانه سیمان سپاهان دیزیچه و زرین خودرو از جمله صنایع این منطقه‌اند.

دردهه‌های اخیر با توجه به احداث صنایع عظیم دراین شهرستان وکشاورزودامداربودن مردم بومی منطقه بسیاری از نیروهای فنی از سایر نقاط کشور خصوصاً خوزستان و چهارمحال بختیاری با توجه به اشتغال فنی قبلی در صنایع فولاد و نورد خوزستان، نفت، گاز و پتروشیمی ونیروگاهی دراین شهرستان ساکن شده‌اند.




صنایع دستی

شهرستان لنجان همانند دیگر شهرستانهای استان اصفهان از قابلیت‌های بالقوه صنایع دستی در شهرستان برخوردار است.

در سالهای اخیر امر آموزش به علاقه‌مندان باعث گرایش جوانان خصوصاً بانوان علاقه‌مند به این رشته از صنایع گردیده است. در این زمینه کانون فرهنگی بانوان شهرستان امر آموزش رشته‌های مختلف صنایع دستی را بر عهده دارد؛

چنانچه در سال ۱۳۸۹ تعداد نفرات آموزش دیده ۹۰ نفر بوده است.

صنایع دستی که شرح آن ذیلاً آمده است از جمله رشته‌هایی است که در این شهرستان به علاقه‌مندان آموزش داده می‌شود:

منبت و معرق روی چوب
نقاشی روی ظروف مینایی
گلیم بافی
دوخت چرم-۵رودوزی سنتی (سرمه دوزی) و روبان دوزی
سفال گری مقدماتی و پیشرفته
چاپ قلمکار
طراحی و نقاشی رنگ روغن و آبرنگ
قلمزنی
قالی بافی




تاریخ

تاریخ لنجان قدمتی دیرینه دارد و بدلیل مجاورت با زاینده رود و خاک مساعد و هوای معتدل همواره مهم ترین قطب کشاورزی ، باغداری و کشت غلات و همچنین بدلیل وجود دشت های سر سبز مکان مناسبی برای دامپروری و تولید محصولات لبنی در اصفهان بشمار میرفته است.البته در بعضی از دوران بخصوص در دوران قاجار بدلیل خشکسالی ها و همچنین سرمای بی سابقه ، رونق این منطقه در فراز و نشیب بوده است . مهمترین روستاهای این بلوک شامل : اشیان ،لنجان ، اشترجان ، آی دغمش ، گرکن و النجان میباشد. اشیان : بمعنی آشیان و دهکده است . لنجان : محل بیرون کشیده است ، گویند اینجاجنگل بوده است ، پس از قطع درختان آن ، بیرون افتاده است. اشترجان : بمعنی تالاب است . آیدغمش :آی بترکی ماه و دغمش زائیدن ، در تاریخ ابن اثیر و طبری اینجارا ماه دینار نوشته اند و گویند جنگل بوده است ، و ماه از زیر درختها خورده خورده دیده میشده است مانند دینار. گرکن : نوشته اند فرکن بوده است باسم مادی آنجا و بمعنای شهر جدید است . النجان : نوشته اند ارم گان بوده است.

در سال ۱۰۰۰ ه. ق، شاه عباس اصفهان را به عنوان مرکز سیاسی ایران برگزید و پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کرد. این زمان آغاز رونق و شکوفایی اصفهان بود و لنجان نیز از این رونق و شکوه بهره فراوانی برد، زیرا که این منطقه سرسبز و حاصلخیز با اصفهان فاصله چندانی نداشت و بسیارزود بیشه زارها، تفرج گاهها و شکارگاههای سرسبز آن مورد توجه شاه قرارگرفت. در دوره شاه سلطان حسین لنجان به تبع اصفهان روزگاری سخت را سپری کرد. در عهد افشاریان و زمانه زندیان، لنجان معبر آمدو شد دسته‌ها و طایفه‌هایی بود که یا به اصفهان می‌آمدند یا از آن می‌گریختند. در عهد قاجار، لنجان یا در تملک شاهزادگان قاجار قرار داشت یا تیولی بود که به وابستگان دربار مسعود میرزا بخشیده می‌شد. در دوره پر آشوب انقلاب مشروطه واستبداد صغیر، لنجان گذرگاه خان و قشون خوانین بختیاری بود. مسجد جامع زرین شهر

از معدود بناهایی تاریخی شهرستان لنجان است که قدمت آن مربوط به اوایل دوران قاجار است. دارای یک شبستان اصلی و تعدادی طاقنما در محوطه حیاط با تزئنیات آجرکاری خفته –راسته و آجرکاری معقلی و کاشیکاری است. شبستان جبههٔ شمالی آن الحاقی است که در دهه‌های اخیر ساخته شده است.




مسجد چرمهین

قدمت قاجاری است. مرمت‌های غیر اصولی باعث شده است که ارزشهای بنا خدشه دار گردد.(قدمت 400 ساله)




پل کله

قدمت پل مربوط به اواخر دوران صفوی است که در حال حاضر به علت عدم توجه به فرسودگی‌های نما و اجرای ساخت و سازهای غیر اصولی در معرض خطر است. قلعه چهاربرج: بنای زیبایی است بر فراز بلندی تپه که در شهرزرین شهر از شهرستان لنجان واقع شده است. قدمت آن اواخر صفوی و اوایل قاجار است. دارای چهار برج دیده بانی است





کبوترخانه‌

کبوترخانه‌های زیبایی در اقصی نقاط شهرستان لنجان با زیبایی‌های خاص خود وجود دارند که دیدن آنها خارج از لطف نیست. در کرچگان برج کبوتر ۲۰۰ ساله موجوداست که گذشته ازآن به عنوان مکانی برای دیده بانی استفاده می شده است.





قلعه کافر

در مسیر زرین شهر به چرمهین قلعه خشتی زیبایی وجود دارد که قدمت آن مربوط به اواخر دوره قاجار است.




آبشار شاه لرا

در سه کیلومتری چرمهین، دردامنه کوه‌های زاگرس، آبشارزیبای شاه لرا (شالورا) از ارتفاع کوه بر دامنه آن فرو می‌ریزد و در بهار و تابستان پذیرای صدها نفر از مردم زنده دلی است که به دامن طبیعت پناه می‌برند.





مشاهیر


آیت الله سید ابوالحسن مدیسه‌ای اصفهانی

این روحانی سرشناس با نام آیت‌الله اصفهانی و آیت‌الله مدیسه‌ای نیز شهرت دارد. بیش از یک قرن قبل خاندان این عالم بزرگ دینی به دستور حاکمان وقت از کهکلیویه و بویراحمدبه چهار منطقه مختلف کوچ داده و تبعید شدند، که از جمله خانواده وی در روستای مدیسه لنجان مسکن گزیدند. او درمدیسه زاده شد و بسیار زودآثاری ازنبوغ در وی پدید گردید. از این رو برای تحصیل علوم دینی به اصفهان و سپس به نجف اشرف مهاجرت کردو به عالی ترین مدارج اجتهاد رسید و چندین دهه مجتهد اعلم و بلند پایه ترین مرجع تقلید جهان تشیع بود. آیت‌الله مدیسه‌ای در سال ۱۳۲۵ در نجف اشرف وفات یافت و در صحن بارگاه حضرت علی (ع) به خاک سپرده شد. بسیاری از بزرگ ترین و مشهورترین علمای قرن اخیراً ازشاگردان وی بوده‌اند.



آیت الله حاج آقا رحیم ارباب

وی در روستای چرمهین متولد گشته و اهل شعر وادب و تاریخ بوده است. آیت‌الله ارباب مردی بسیارفروتن و محبوب بودبه رغم این که مجتهداعلم بود هرگز مطابق رسوم متداول به کسوت روحانیت در نیامد. حاج آقا رحیم ارباب به همراه آخوند ملامحسن فشارکی در مدسه صدر و سپس در مسجدجارچی تدریس می‌کرد. او در ۱۹ آذرماه ۱۳۵۵ رحلت کرد و در تخت پولاد دفن شد.





کشاورزی

با توجه به وجود شالیزارهای بسیار این شهرستان یکی از بهترین محصولات برنج ایران را تولید می‌کند. همچنین در بخش باغ‌بهادران از محصولاتی نظیر گردو، بادام و غیره نیز می‌توان نام برد.




مراکز گردشگری

امامزاده سید ابراهیم ورنامخواست
امامزاده باباسبز روستای اُشیان
کنار رودخانه زاینده رود (معروف به سر سنگ) روستای اُشیان
پارک ساحلی شهر سده لنجان
پارک ساحلی شهرچمگُردان
پارک ساحلی زرین شهر
مسجد رحیم خان (جامع) زرین شهر
مناظر بسیار زیبای حاشیه زاینده رود
آبشار شاه‌لرا در نزدیکی شهر چرمهین
مجموعه باستانی کوه قلعه بزی
برجهای کبوترخانه زرین شهر و ورنامخواست
زیارتگاه بابا شیخ علی: مزار شیخ ابوعلی رودباری از صوفیان قرن چهارم هجری در شهر زاینده رود [یا بابا شیخ علی].
امامزاده شاهزاده ابراهیم (ع) شهر باغبهادران
مجموعه چهاربرج باغبهادران
پیر چنارروستای خشوئیه
گردنه رخ




گردنه رخ

این گردنه که مسیرارتباطی دو استان اصفهان و چهارمحال بختیاری و نیز مرز دواستان و آخرین منطقه سمت غرب استان اصفهان است درسراسر استان بی نظیر است.

گردنه با پیچ و خم‌های تند از سطح زمین تا بالاترین نقطه «کوه رخ»کشیده شده که در هر پیچ آن منظره‌ای بدیع از شهرستان لنجان دیده می‌شود.
دهکده ساحلی زاینده رود

این منطقه یکی از مراکز مهم ییلاقی اصفهان محسوب می‌شود. رودخانه زاینده رود، با جلوه‌ای رویا گون از میان بیشه‌ها و باغ‌ها می‌گذرد و قل قل آب و آواز پرندگان در لابلای شاخساربیشه‌ها و وزش باد درشاخ و برگ درختان آن، از زیباترین موسیقی‌هایی است که می‌توان شنید. دو سوی رودخانه پوشیده ازدرخت و سبزه زار است و با آب و هوایی دلپذیر و خنک روح را تسکین می‌دهد. هر نقطه این ناحیه تفرجگاهی زیباست، کوه، آب زلال رودخانه و بیشه و درخت و باغ وسبزه زار، به باغبادران و روستاهاو چم‌های اطراف آن زیبایی خیره کننده‌ای بخشیده است.
سایر جاذبه‌ها

پارک ساحلی زاینده رود در زرین شهر
ویلاهای ساحلی باغ بهادران
چشم انداز گردنه رخ
مجموعه تفریحی و قایقرانی ذوب آهن
منطقه گردشگری سعید آباد
منطقه گردشگری باغ بهادران
منطقه گردشگری برنجکان
بافت تاریخی و دیدنی روستای خشوئیه





زرین‌شهر

زَرین‌شَهر (ریز سابق) مرکز شهرستان لنجان و یکی از شهرهای جنوب غرب استان اصفهان در مرکز ایران است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی ۸۹٬۲۵۶ نفر است.

زرین شهر سومین شهر مهم و پر جمعیت استان اصفهان است که در حوزه ی کلان شهر اصفهان قرار دارد. این شهر قلب صنعت استان اصفهان نامگذاری شده است. زرین شهر، در ۳۲ کیلومتری اصفهان واقع شده و از آب و هوایی خشک با فصول نامنظم برخوردار است. میزان بارندگی در این شهر بطور متوسط سالیانه ۱۱۵ میلی‌متر و متوسط درجه حرارت سالیانه ۱۴+ درجه سانتیگراد می‌باشد.

اماکن تاریخی این شهر عبارتند از: دبستان حافظ تاسیس ۱۳۱۰ ،مسجد جامع و مسجد صباحی که مربوط به سدهٔ پنجم هجری و حضور اسماعیلیان در این منطقه می‌باشد.

رودخانه زاینده‌رود از کنار آن عبور می‌کند. آب و هوای آن اصلاً، خنک و دلپذیر است، اما به دلیل مجاورت با کارخانه‌هایی چون ذوب آهن اصفهان و صنایع دفاع آب و هوایش آلوده شده‌است.

آبشار شاه‌لولاک در نزدیکی این شهرستان واقع است و مسجد صباحی از جاذبه‌های گردشگری آن می‌باشد.

شهر زرین شهر به دلیل مجاورت با کارخانه ذوب آهن اصفهان مورد موج مهاجرت اقوام مختلف از سراسر ایران را موجب شده است و بیشتر آنها را قوم بختیاری تشکیل می‌دهد. سنتی ماندن برخی از محله ها، از جمله قهوه‌خانه‌های مجاور رودخانه جلوه خاصی را به این شهر داده است.

پارک ساحلی زرین شهر در حاشیه زاینده‌رود از مکان‌های دیدنی آن است.




کشاورزی

از جمله محصولات مهم این منطقه برنج لنجان است که در زرین شهر و شهرهای اطراف کشت می‌شود. در بیشتر مناطق کشاورزی و شالیکاری (به زبان محلی: تولِکی) هنوز به صورت سنتی و با دست انجام می‌گیرد. از جمله مناطق مهم کشت برنج در زرین شهر می‌توان به قروق، طوله شغالی و باغ آقا اشاره کرد. برنج چمگردان بهترین برنج در منطقه لنجان می‌باشد.




تاریخچه

مرکز شهرستان لنجان به سبب مجاورت با زاینده رود در سال ۱۳۳۶ طبق مصوبه شورای شهر ریز، با الهام از نام کهن زرین‌رود به زرین‌شهر تغییر نام یافت. به گفتهٔ باستان‌شناسان، اشیاء کشف شده در تله‌های باغ محمود، باغ دراز و تله کافر که در جنوب این شهر و در مجاورت مادی(جوی)کهن ریز قرار دارد، برآمده از دل معدودی از تپه‌های باستانی مسیر زاینده رود می‌باشد که از لحاظ تاریخی هم دوره با تمدن سیلک کاشان است.

از دیگر آثار تاریخی فرهنگی این منطقه می‌توان به مسجد صباحی (منسوب به دوره فرقه اسماعیلیه) حمام صحرایی با کتیبه ۸۰۰ ساله، قلعه اعراب، پل شاه نشین و تالار کهن ریز، آسیابها، کبوتر خانهها و عصارخانه، حمام‌های خزانه‌ای، قلعه‌های دفاعی و مساجد گوناگون اشاره کرد که به جز مسجد رحیم خان (جامع) قلعه حسین آباد و باغ برجی شرق ریز، مربوط به دوره قاجار و حوزه علمیه قدیمی ریز کلیه آثار ذکر شده در هجوم صنعت و توسعه بی حساب همچون دیگر نمادهای تاریخی فرهنگی شهر از صفحه روزگار محو شده است.




مردم شناسی و جمعیت

ساکنان زرین شهر از دیرباز لنجانی بوده‌اند که با مشروطیت و بعدها باتأسیس کارخانه‌های متعدد در این منطقه و سیل مهاجران برای اشتغال؛ گروههای بزرگی از طوایف بختیاری و خوزستانی به این خطه وارد شدند که بخش عمده آنان در زرین شهر سکونت دارند.

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهرستان لنجان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۲۶٫۷۵۶ نفر بوده‌است. باتوجه به آمار سال ۱۳۹۱ رشد جشمگیری داشته جمیت شهرستان به۲۹۲۸۵۳نفررسیده‌است این آمار نشان دهنده صنعتی بودن شهرستان، وخوب بودن اشتغال وکسب و کاردرمنطقه‌است.
page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page7 - page8 - | 2:11 am
جهت‌یابی با نشانه‌های طبیعی

هرگونه‌ای از درختان برش‌ها و خصوصیات خاصّ خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثیر می‌گذارند و این سرنخی است برای محاسبه جهت شمال-جنوب.

این روش‌ها خیلی قابل اطمینان نیستند. مثلاً «باد غالب» ممکن است حالت عادی را به طور قابل‌ملاحظه‌ای تغییر دهد و باعث تغییر و انحراف آن شود. همچنین در جنگل‌های انبوه -به دلیل عدم نفوذ و رسوخ آفتاب درون آن‌ها- برخی روش‌ها کارا نخواهند بود. اگر از علامت‌های طبیعی استفاده می‌کنید، برای تصمیم‌گیری، باید هر چند تا علامت مختلف را که می‌توانید پیدا کنید.






بسیاری از روش‌های زیر بر اساس آفتاب هستند: در نیمکرهٔ شمالی زمین، جهت رو به جنوب در معرض آفتاب بیشتری است. تابش خورشید رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

۱- جهت‌یابی با خزه‌ها و گلسنگ‌ها: سمت شمالی درختان و تخته‌سنگ‌ها، گلسنگ‌ها و خزه‌های بیشتری دارد؛ چرا که نمناک‌تر و مرطوب‌تر از سمت جنوبی آن‌هاست.

خزه در جایی رشد می‌کند که دارای سایه و آب زیادی باشد؛ محل‌های خنک و نمناک. تنهٔ درختان در سمت شمالی سایه و رطوبت بیشتری دارد، و در نتیجه خزه‌ها معمولاً بیشتر در این سمت می‌رویند.
این روش همیشه نتیجهٔ درست به ما نمی‌دهد. ۱) هرچند سمت شمالی در سایهٔ بیشتری است، ولی لزوماً رطوبت سمت شمال بیشتر نیست؛ و برای رشد خزه‌ها رطوبت مهم‌تر از سایه است(جایی که رطوبت در آن‌جا بیشتر ماندگار است). ۲) گاه ممکن است درختان و پوشش گیاهی مجاور طرف دیگر درخت را هم سایه کند. ۳) در یک اقلیم بارانی(جنگل‌ها و بیشه‌های مرطوب) ممکن است همه طرف درخت نمناک باشد(یعنی خزه دور برخی درختان در همه‌طرف رشد کرده؛ البته معمولاً در جهت جنوب بیشتر رشد کرده‌است). ۴) ممکن است باد مانع رشد خزه در طرف شمالی درخت شود. ۵) در مناطق خشک هم که اصلاً خزه‌ای وجود ندارد!

ضمناً در نظر داشته باشید که معمولاً خزه در جهت نور آفتاب(جنوب) خرمایی رنگ است و در مکان‌های سایه و مرطوب سبز یا طوسی رنگ.

۲- جهت‌یابی با درختان: از آن‌جا که سمت شمالی درختان در معرض آفتاب کمتری است، درختان در این سمت‌شان شاخ‌وبرگ کمتری دارند.

به دلیل آن‌که آفتاب بیشتر از سمت جنوب می‌تابد، درختان جنوب بهتر و بیشتر رشد می‌کنند. وجود درختانی مانند صنوبر سیاه و سفید، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندی، افرا نروژی و درخت اقاقیا صحت این مسئله را ثابت می‌کند. این درخت‌ها در جنوب بیشتر دیده می‌شوند.
پوست درختان قدیمی در سمت رو به آفتاب(جنوب) معمولاً نازک‌تر است.
پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل، جهت شمال را به ما نشان می‌دهد؛ سمت پوسیده شمال است.
به خاطر نوع تابش خورشید، شاخه‌های جنوبی اکثر درختان افقی‌تر و شاخه‌های شمالی عمودی‌ترند.
در کوه‌های سنگی، کاج‌های انحناپذیر در شیب جنوبی، و صنوبرهای انگلمان در شیب شمالی می‌رویند.
معمولاً درختان برگ ریز در شیب‌های جنوبی تپه‌ها می‌رویند و سراشیب‌های شمالی همیشه سبز است.
زمینِ اطراف ریشهٔ درختان، به سمت جنوب سست‌تر و توخالی‌تر از قسمت شمالی است. پس زمین به سمت شمال سفت‌تر بوده و به خشکی زمین جنوبی نیست.
رشد پوشش گیاهی در سمت جنوبی تپه‌ها بیشتر از سمت شمالی خواهد بود.

۳-جهت‌یابی با تنهٔ درختان بریده‌شده: اگر مقطع درخت بریده‌شده‌ای را نگاه کنید، تعدادی دایرهٔ هم مرکز را مشاهده خواهید کرد، که هر یک از آنها نشان یک سال عمر درخت می‌باشد. درختی که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دایره‌های نشاندهنده عمر آن درخت در یک سمت به هم نزدیک‌تر شده و در سمت دیگر از هم دور خواهند بود. سمتی که فاصله خطوط حلقه‌های سنی درخت به هم نزدیک‌تر باشد سمت شمال را مشخص می‌کند، و سمتی که خطوط حلقه‌های سنی از هم فاصلهٔ بیشتری داشته باشد سمت جنوب را نشان می‌دهد؛ به علت تابش زیاد آفتاب و رشد شدیدتر آن.

۴- جهت‌یابی به کمک گل‌ها و گیاهان: گیاهان، و گل‌های درختان تمایل دارند رو به آفتاب قرار بگیرند؛ یعنی جنوب یا شرق.

برخی گیاهان برای جهت‌یابی اشتهار یافته‌اند. مثلاً در آمریکا گُلی وجود دارد که همیشه جهت‌گیری شمالی-جنوبی دارد (رشد برگهایش به سمت خط شمال- جنوب است) و آن را «گیاه قطب‌نما(یا Compass Plant)» و یا «رُزینوید(Rosinweed)» می‌خوانند. نام علمی آن «سیلفیوم لاکینیاتوم» (Silphium laciniatum) است، و مسافران اولیهٔ این سرزمین از این گیاه برای جهت‌یابی استفاده می‌کرده‌اند.
اکالیپتوس استرالیایی هم گیاهی جهت‌یاب است. این گیاه که در سرزمین‌های گرم و خشک می‌روید، برگ‌هایش رو به شمال یا جنوب است.
همچنین درختی به نام «نخل رهنوردان([ یا Traveler’s Palm])» وجود دارد که محور شاخه‌هایش شرقی-غربی اند.
همان‌طور که گفته شد، این که کدام طرف شرق است و کدام طرف غرب، یا کدام یک از طرفین شمال یا جنوب است را می‌توان با توجه به سمت خورشید و ماه در آسمان یا روش‌های دیگر یافت -ماه و خورشید تقریباً در سمت جنوبی آسمان قرار دارند.

۵- جهت‌یابی به کمک باد غالب: بادها را از جهتی که می‌وزند، نام‌گذاری می‌کنند مانند باد شمالی از شمال. هر منطقه‌ای باد غالب و برجسته‌ای دارد که در فصل خاص یا گاهی در تمام فصول حکمفرماست. باد غالب، باد خاصی است که وزش آن طولانی‌تر بوده و در جهت خاصی می‌وزد. با دانستن جهت بادهای غالب می‌توانید چهار جهت اصلی را تشخیص دهید.

معمولاً نام باد را از جهتی که وزیده‌است، نام‌گذاری می‌کنند. مثلاً باد شمال یعنی بادی که از شمال به سمت جنوب می‌وزد.
برای جهت‌یابی به کمک باد غالب، ۱) ابتدا باید جهت باد غالب منطقه را دانست. ۲) سپس باید در جایی که هستیم جهت باد غالب را تشخیص دهیم. برای نمونه، اگر بدانیم که در منطقهٔ ما باد غالب از شرق می‌وزد، و ضمناً جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم، طرف منشأ باد شرق خواهد بود؛ که با دانستن شرق، دیگر جهت‌های اصلی هم به سادگی یافته می‌شوند.

نکتهٔ اول: اگر جهت باد غالب منطقه‌تان را نمی‌دانید، اطلاعات زیر ممکن است کمک‌کار باشد:

در نواحی معتدل، باد غالب از غرب می‌وزد. (در هر دو نیم کره شمالی و جنوبی)
در نواحی گرمسیری، باد غالب بین مناطق شمال شرقی و جنوب شرقی جریان دارد.
در نواحی استوایی، باد غالب معمولاً از سمت شرق می‌وزد.

نکتهٔ دوم: جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم:

در هر منطقه‌ای باد غالب ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغییر می‌کند.
باد غالب بر رشد درختان و گیاهان، جهت جمع شدن برف‌های باد آورنده و در جهت علف‌های بلند تأثیرگذار است. در واقع باد غالب بیشترین تأثیر را بر روی جهت پوشش گیاهی، برف، ماسه یا دیگر اشیای روی سطح زمین دارد.

الف)درختان:

جهت خم شدن اغلب درختان منطقه نشان دهنده جهت وزش باد غالب منطقه‌است. برای نمونه اگر درختان به طرف شمال منحرف و متمایل شده‌اند، باد غالب محتملا از سمت جنوب وزیده‌است.
اثر دیگری که باد غالب بر درختان دارد این است که: در جهتی که از وزش باد در امان است، شاخ و برگ بیشتری رشد کرده‌است.

در واقع باد ممکن است با صدمه زدن یا خشک کردن شاخه‌های جوان، رشد درخت را کند یا متوقف کند. معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان می‌شود؛ برعکسِ خورشید، که رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

در زمستان باد غالب معمولاً با برف و تگرگ همراه است، که باعث شکستن شاخه‌های جوان می‌شود.
درختی که برای تعیین جهت استفاده می‌شود، باید در محلی باز و وسیع باشد. نباید در پناه تپه، درختان دیگر یا ساختمانها باشد. چند تا از درختان نزدیک به هم را مورد آزمایش قرار دهید. مطمئن شوید که درختان هرس نشده باشند.
از آن‌جا که درختان تحت تأثیر عوامل زیادی هستند، باید یافته‌های خود را با مشاهدهٔ درختان متعددی در همسایگی یکدیگر تأیید کنید.

ب)ماسه و برف:

امواج ماسه در بیابان‌ها، و امواج پستی-بلندی‌های برف در مناطق قطبی جهت باد را نشان می‌دهند. البته گاه به خاطر آن‌که این موج‌ها خیلی کوچک‌اند و از چند سانتی‌متر تجاوز نمی‌کنند، برای یافتن باد غالب نمی‌توانند کمک‌کار باشند، زیرا می‌توانند با هر باد تند موضعی به سرعت تشکیل شوند.
در بیابان‌ها انواع مختلف تلماسه‌ها وجود دارند، که شکل آن‌ها جهت باد غالب را نمایان می‌سازد؛ همچنین در مورد تل‌یخ‌های قطب: در مناطقی که به شدت پوشیده از برف‌اند، باد غالب توده‌های برف را می‌راند و آن‌ها را تبدیل به تل‌های برآمده‌ای می‌سازد. این تل‌ها از چند سانتی‌متر تا یک متر ارتفاع دارند، و موازی باد غالب تشکیل می‌شوند. در واقع برف از لحاظ فیزیکی شبیه ماسه عمل می‌کند.

ج) نسیم: برخی مناطق الگوی حرکت جریان هوایشان نوسان بیشتری نسبت به جاهای دیگر دارد. مثلاً مردم کنار ساحل با نسیم دریا مأنوس‌اند. معمولاً بعدازظهرها نسیم مداومی از طرف دریا می‌وزد. در شب هم معمولاً جهت نسیم برعکس می‌شود و از خشکی به سمت دریا می‌وزد. نسیم مشابهی در دره‌ها و کوه‌ها می‌وزد: در روز نسیمی از دره به سمت بالای کوه وزیدن می‌گیرد؛ و در شب برعکس، نسیم از بالا به سمت دره می‌وزد. اگر -مثلاً به کمک نقشه- بدانیم که دریا یا کوه (یا ساحل یا دره) در کدام جهت‌مان است، می‌توانیم جهت‌های اصلی را بیابیم.

د) هوای گرم و سرد: در نیم‌کرهٔ شمالی زمین هوایی که از شمال می‌آید معمولاً سردتر از هوایی است که از جنوب می‌آید(بادهای شمالی از بادهای جنوبی سردتر است).

هـ) سایر موارد:

اگر گمان می‌کنید که بادی که در لحظه می‌وزد باد غالب منطقه‌است، می‌توانید به درختان در مسیر باد نگاه کنید. با نگاه به نوک درختان می‌توانید جهت باد را بفهمید.
می‌توانید به تغییر جهت ابرها دقت کنید؛ به‌ویژه ابرهای بلندی که توسط بادهای غالب آورده می‌شوند.
در روی دریا و اقیانوس‌ها بادهای غالب دارای ویژگی‌ها و ابرهای خاص خود هستند.

۶- جهت‌یابی به کمک رودخانه‌ها: بسیاری از رودها و نهرها در نیم‌کرهٔ شمالی زمین رو به جنوب سرازیرند، یعنی رو به استوا. این روند عمومی رودهاست، ولی همیشه درست نیست. مثلاً رود نیل -که تماماً در نیم‌کرهٔ شمالی است- به سوی شمال جریان دارد و به مدیترانه می‌ریزد.

۷- جهت‌یابی به کمک حیوانات و حشرات:

مورچه‌ها خاکِ لانهٔ خود را به سمت جنوب یا شرق می‌ریزند. مورچه‌ها چنین می‌کنند تا در هنگام روز خاکریزشان به عنوان سایه‌بانی برایشان عمل کند، تا راحت‌تر کار خود را انجام دهند.
مورچه‌ها خانه‌های خود(مورتپه‌ها) را بر روی شیب‌های جنوب شرقی می‌سازند؛ زیرا خورشید در پاییز و زمستان بیشتر به این قسمت‌ها می‌تابد. آن‌ها مورتپه‌های خود را نزدیک درختان و صخره‌های جنوبی و جنوب شرقی بنا می‌کنند.
اگر شما در کنار برکه یا دریاچه‌ای باشید که پرندگان، ماهیان یا دوزیستان در حال تولیدمثل هستند، در نظر داشته باشید که آن‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند در سمت غربی زاد و ولد (تولیدمثل و پرورش) نمایند.
دارکوب(شانه‌به‌سر) معمولاً حفره‌هایش را در سمت شرقی درخت حفر می‌کند.
سنجاب‌ها هم معمولاً در سوراخ‌های سمت شرقیِ درختان خانه و لانه می‌گزینند.

۸- جهت‌یابی به کمک خانه‌های شهری: امروزه معمولاً خانه‌ها را به موازات شمال -جنوب یا شرق-غرب می‌سازند؛ یعنی نسبت به جهت‌های اصلی مورب نمی‌سازند. این می‌تواند در تنظیم صحیح جهت‌ها و تصحیح روش‌های تقریبی بالا کمک‌کار باشد. باید توجه کرد که در بسیاری موارد این اصل رعایت نشده‌است.




قطب مغناطیسی شمال

قطب‌های مغناطیسی یعنی جایی که خطوط میدان مغناطیسی به صورت واگرا از زمین خارج (جنوب مغناطیسی) و یا به صورت همگرا به آن وارد (شمال مغناطیسی) می‌شوند.

عقربه قطب‌نما -به عنوان یک وسیله مغناطیسی (یک آهنربا)- وقتی که آزادانه معلق شود، قطب‌های مغناطیسی را یافته و در جهت آن‌ها آرایش می‌گیرد؛ یعنی جایی که عموماً شمال حقیقی نیست (به‌جز برخی مناطق کره زمین). زاویه بین شمال حقیقی و شمال مغناطیسی، «میل مغناطیسی» نامیده می‌شود.

قطب‌های مغناطیسی زمین در طول زمان تغییر می‌کنند. قطب شمال مغناطیسی در سال ۲۰۰۱ در موقعیت ۸۱٫۳ درجه شمالی و ۱۱۰٫۸ درجه غربی، در سال ۲۰۰۵ در موقعیت ۸۳٫۱ درجه شمالی و ۱۱۷٫۸ درجه غربی و در سال ۲۰۰۹ در موقعیت ۸۴٫۹ درجه شمالی و ۱۳۱٫۰ درجه غربی بوده‌است. در سال ۲۰۱۲ قطب مغناطیسی شمال در موقعیت ۸۵٫۹ درجه شمالی و ۱۴۷٫۰ درجه غربی قرار گرفت.

هر ۲۵ هزار سال، قطب‌های مغناطیسی یک دور کامل می‌زنند.

قطب شمال مغناطیسی، سالانه ۷٫۳۴ کیلومتر جابه‌جا می‌شود.




انحراف مغناطیسی

انحراف مغناطیسی خطای ناشی از تأثیرات جاذبه‌های مغناطیسی موضعی و منطقه‌ای (مانند فلز و الکتریسیته) ااست، که باید در کنار میل مغناطیسی در نظر گرفته شود. هر گاه قطب‌نما در نزدیکی اشیای آهنی یا فولادی و یا منابع الکتریکی قرار گرفته باشد، عقربه‌اش از جهت قطب مقداری منحرف می‌شود. کلاً به همراه داشتن اشیایی از جنس آهن یا انواع مشابه آن می‌تواند باعث اختلال در حرکت عقربه شود. حتی وجود یک گیره کاغذ روی نقشه ممکن است مساله ساز شود. بنابراین، هنگام استفاده از قطب‌نما باید مطمئن شویم که از اشیای انحراف‌دهنده آن، به‌طور کلی دور است. همچنین احتمال تأثیرگذاری جاذبه‌های مغناطیسی موجود در خاک نیز وجود دارد، که بسیار نادر است؛ ولی در مکان‌هایی که مثلاً معدن آهن وجود دارد باید در نظر گرفته شود.



میل مغناطیسی

انحراف مغناطیسی یا تغییر مغناطیسی یا میل مغناطیسی زاویه بین نصف النهار مغناطیسی و نصف النهار جغرافیایی در هر نقطه از سطح زمین است.

میل مغناطیسی، در هر نقطه از زمین، زاویه بین شمال حقیقی و شمال مغناطیسی در آن نقطه است؛ یعنی زاویهٔ بین سمتی که عقربهٔ قطب‌نما نشان می‌دهد، و سمت شمال جغرافیایی. منابع مختلف میل مغناطیسی را «شیب مغناطیسی» یا «تنزل مغناطیسی» یا «تغییر مغناطیسی» هم می‌نامند. برخی به آن انحراف مغناطیسی هم گفته‌اند، ولی دیگران این واژه را برای انحراف عقربهٔ قطب‌نما در اثر عوامل محیطی (مانند وسایل آهنی و منابع الکتریکی و غیره) مناسب‌تر می‌دانند.

میل مغناطیسی با موقعیت، زمان (سالانه و روزانه)، ناهنجاری‌های مغناطیسی محلی، ارتفاع (جزئی و قابل صرف نظر) و فعالیت‌های مغناطیسی خورشید تغییر می‌کند. میل مغناطیسی در طول خطوطی &mdash؛ که اصطلاحا خطوط هم ارز∗ نامیده می‌شوند &mdash؛ ثابت است. خط فرضی با میل مغناطیسی صفر درجه در حال حاضر از غرب خلیج هودسن، دریاچه سوپریور، دریاچه میشیگان و فلوریدا عبور می‌کند.
تعیین میل مغناطیسی

اگر عقربه قطب‌نما شرق یا غربِ شمال واقعی را به عنوان شمال مشخص نماید، این اختلاف به ترتیب میل مغناطیسی شرقی یا غربی نامیده می‌شود. شمال مغناطیسی هم در نیمکره شمالی و هم در نیمکره جنوبی به عنوان مرجع میل مغناطیسی است. مقدار زاویهٔ انحراف بستگی با محل آزمایش دارد. برای تعیین میل مغناطیسی در یک منطقه مورد نظر می‌توان از موارد زیر استفاده کرد:

نقشه‌های توپوگرافی چاپ شده: این نقشه ها با اندازه گیری های متعدد میل مغناطیسی در نقاط مختلف کرهٔ زمین تهیه می شوند. در برخی نقشه‌ها میل مغناطیسی منطقه به وسیله زاویه بین دو پیکان شمال مغناطیسی (MN) و شمال حقیقی (GN) نشان داده شده است.
نمودارهای خطوط هم‌ارز چاپ شده و یا موجود در وب‌گاه‌ها، که میل مغناطیسی را نشان می‌دهند.
حسابگر آنلاین برای مشخص نمودن آخرین میل مغناطیسی، برای یک موقعیت مشخص (طول و عرض جغرافیایی) و زمان مشخص.

لازم به ذکر است که در یک محل مقدار زاویهٔ انحراف برحسب زمان اندکی تغییر می‌کند و اندازهٔ آن در نقاط مختلف زمین متفاوت است.

در ایران میل مغناطیسی به سمت شرق است و مقدار زاویه آن در مکان‌های مختلف متفاوت است. برای نمونه در ۱۲ خردادماه سال ۱۳۸۶ میل مغناطیسی تهران &mdash؛ طبق محاسبات &mdash؛ برابر ۴ درجه و چهار دقیقه به سمت شرق بوده‌است، که هر سال نزدیک چهار دقیقه (کمتر از یک‌دهم درجه) به سمت شرق افزایش پیدا می‌کند.
مثال
چنانچه به کمک عقربهٔ مغناطیسی به طرف قطب شمال یا جنوب برویم، به قطب شمال و جنوب واقعی کرهٔ زمین نمی‌رسیم. علت این است که قطب شمال و جنوب جغرافیایی و مغناطیسی کرهٔ زمین، با هم یکی نیست؛ یعنی اینکه قطب شمال مغناطیسی زمین، درست روی قطب شمال جغرافیایی زمین قرار ندارد و اگر دو قطب جغرافیایی و مغناطیسی زمین را توسط خطی فرضی به به نام محور به هم وصل کنیم، بین دو محور مغناطیسی و محور جغرافیایی زمین، زاویه‌ای ساخته می‌شود که به آن، زاویهٔ میل مغناطیسی گویند.
ساعت : 2:11 am | نویسنده : admin | شمال غرب | مطلب قبلی
شمال غرب | next page | next page