کشت زیتون
کشت زیتون در ایران
درخت زیتون در رودبار
درخت زیتون هم زمان با کوچاندن کرمانج زبانان نواحی شمال سوریه و حلب، به این منطقه راه پیدا کرد. این اتفاق در زمان شاه عباس بزرگ، ۶۰۰ سال پیش رخ داد. پیش از این تصور می شد کشت زیتون در رودبار قدمت ۸۰۰ ساله دارد اما تازهترین کشفیات باستانشناسی در تپه باستانی کلورز رستمآباد بیانگر این است که کشت زیتون در این منطقه به بیش از دو هزار سال پیش باز میگردد.ناصرخسرو در سفرنامه خود از وجود زیتون در رودبار سخن گفته است.

گونهها
معروفترین گونه شناخته شده این گیاه زیتون اروپایی نام دارد که از دوران باستان برای تهیه روغن زیتون و نیز برای خوردن خود میوه آن کاربرد داشته است (که در حالت طبیعی تلخ است و باید در معرض تخمیر طبیعی قرار گیرد و یا به منظور قابل خوردن شدن، آن را در آب نمک بخوابانند).
زیتون وحشی به شکل درخت کوچک یا بوتههایی با رشد هرزه و تیغدار است که دارای برگهایی دوک مانند و تیز، رنگ سبز مایل به خاکستری در قسمت بالا است. زیتون وحشی جوان در قسمت پایین سفید رنگ و دارای پولکهایی مایل به سفید است. گلهای سفید کوچکی دارد که کاسه و جام گلها دارای چهار درز کاسه گل، دو پرچم و کلاله شکافته است. این گلها به تدریج به شکل خوشههایی که از کنار برگها ظاهر میشوند و بر روی چوبهای سالهای آخر میروید. شفت (میوه) در گیاه وحشی، کوچک و دارای غلافی گوشتداراست. این غلاف که تعیینکننده ارزش اقتصادی میوه است، در نوع وحشی نسبتاً نازک است. انواع کشت شده خصوصیات متفاوتی دارند اما فشردهتر، حاصلخیزتر و بیخار است.
از دیدگاه پرورشدهندگان مدرن، تنوع زیتونهای شناخته شده بسیار زیاد است. فقط در ایتالیا حداقل ۳۰۰ گونه وجود دارد اما تعداد کمی از آنها تا حد مناسبی رشد میکنند. گونههای اصلی ایتالیا Leccino ، Frantoio و Carolea هستند. هیچکدام از آنها را نمیتوان با توصیفات باستانی همانند دانست. اگرچه بعید نیست بعضی از گونههای نازکبرگ، که بیش از همه مورد توجه هستند، از تبار Licinian معروف باشند. درختان پهنبرگ اسپانیا میوههای درشت میدهند اما غلاف آنها طعمی نسبتاً تلختر دارد و کیفیت روغن آنها نامرغوبتر است.این زیتونهای اسپانیایی هستند که معمولاً پس ازسوراخ سوراخ شدن و پر شدن، پرورده شده وپس از خواباندن در آب نمک تازه خوردنی میشوند(با فلفل ترشی، پیاز ترشی یا سایر چاشنیها).
گونههای دیگر
رده زیتونیان شامل گونههای دیگر بااهمیت اقتصادی هستند. Olearia paniculata درخت بزرگتری است در جنگلهای کوئینزلند که ارتفاع آن به ۱۵ یا ۱۸ متر میرسد (۵۰ یا ۶۰ فوت) که از چوب آن الوارهایی سخت و محکم میسازند. هنوز چوب سخت Olea laurifolia در استان ناتال آفریقای جنوبی، چوب آهن سیاه مناطق مهاجرنشین است.
خصوصیات
درختان زیتون حتی زمانی که هرس نشده اند رشد آزادانه ای دارند و دارای رشد بسیار آهستهای هستند. اما هنگامی که امکان رشد طبیعی را در طول چند سال پیدا میکنند، گاهی قطر تنه آنها به میزان چشمگیری افزایش مییابد. دوکاندول محیطی بیش از ۱۰ متر (۳۳ پا) را به ثبت رسانده که احتمال میرود عمر آن به چند قرن برسد. قدمت بعضی از درختان زیتون ایتالیا را به اولین سالهای امپراتوری یا حتی روزهای جمهوری روم نسبت میدهند؛ اما همیشه سن چنین درختان باستانی در زمان رشد مورد تردید قرار میگیرد و شناسایی آنها با توصیفات قدیمی هنوز دشوارتر است. درختان تحت پرورش به ندرت به ارتفاع بیش از ۱۵ متر میرسند (۵۰ فوت) و معمولاً در فرانسه و ایتالیا به وسیله هرس کردنهای زیاد به ابعادی بسیار محدودتر منحصر میشوند. چوب آن که به رنگ زرد یا قهوهای مایل به سبز روشن است اغلب با تهرنگ تیرهتری رگهدار شدهاست و بسیار سخت و متراکم است. چوب آن برای قفسهسازان و خراطان تزئینی بسیار باارزش است.
اقلیم و خاک مناسب
منطقه بومی و مسلم آن در سوریه و قسمتهای ساحلی آسیای میانه، فراوانی آن در یونان و مجمع الجزایر آن است. کنایات فراوانی که توسط شعرای قدیمی در مورد آن بکار رفته نشان میدهد که زیتون بومی این نواحی بودهاست اما در نواحی دور افتاده از مشرق زمین زیتون کشت نشده و کم و بیش به شکل نوع ابتدایی خود بازگشته است. این مسئله نشاندهنده مزیتی ویژه برای خاکهای آهکی و تمایل به نسیم دریایی است. درحالی که شکوه و جلال خاصی بر روی سراشیبیهای آهکی و پرتگاههایی که بیشتر سواحل شبه جزیره یونان و جزایر کنار آن را تشکیل میدهند، ایجاد شدهاست.
نگهداری و تکثیر
درخت زیتون از راههای مختلفی تکثیر میشود اما معمولاً روش قلمهزدن یا خوابانیدن شاخه ارجح است. این درخت در خاکهای مساعد به آسانی درخت بید ریشه میکند و زمانی که قطع شود، مکندهها را از ریشه جدا میکند. شاخههای مختلف این درخت را به اندازههای چند سانتیمتری برش میدهند و به صورت نسبتاً عمیقی در زمینهای کود داده شده میکارند. قطعات کوچکتر را گاهی اوقات به طور افقی داخل شیارهای کمعمقی قرار میدهند که اگر با چند سانتیمتر خاک پوشیده شوند، به سرعت جوانههایی شبهمکنده روی آنها ظاهر میشود.
در یونان و جزایر آن پیوندزدن درختان اهلی با انواع وحشی عملی متداول است. در ایتالیا جوانههای جنینی، که برجستگیهای کوچکی را روی شاخه به وجود میآورند، را به دقت جدا کرده و زیر خاک میکارند (که درآنجا میتوانند رشد کنند). این جوانههای جنینی خیلی زود جوانههای قویتری را تشکیل میدهند. بعضی اوقات شاخههای بزرگتر را میبرند و با این کار شاخههای جوانی به دست میآید. همچنین گاهی مواقع زیتون از دانه رشد میکنند؛ برای این کار غلافهای روغنی را به منظور تسریع در رشد ابتدا در آب گرم یا در محلولهای قلیایی خیس کرده و نرم میکنند.
در مشرق زمین کشاورزان به درختان زیتون توجه زیادی نمیکنند و شاخهها بی آنکه به وسیله چاقوهای هرسکاری کوتاه شوند، آزادانه رشد میکنند. با این همه در دوران خشکسالی طولانی و برای حفظ محصول باید آب لازم را تأمین کرد. این بی توجهی به کشت زیتون موجب میشود تا درختان در فواصل سه یا چهار سال محصول باردار بدهند. بنابراین اگرچه رشد وحشی از نظر ایجاد منظره زیبا مورد توجه است، این کار در زمینهای مناسب و اقتصادی توصیه نمیشود. در نواحی مانند لانگیدوک و پروونس که در کشت این میوه دقت زیادی میشود، آنها را در ردیفهایی با فواصل معین میکارند که این فاصلهها بر حسب گونه زیتون متفاوت است. درختان هرس شده و شاخههایی که در سال گذشته دارای شکوفه بودند، حفظ میشوند و به منظور چیدن آسان میوهها، نوک درخت را کوتاه نگه میدارند. هدف هرس کنندگان ایجاد شکلی گنبدی یا گرد برای درخت است.
گاهی اوقات فضای بین درختان را کود یا مواد نیتروژنی دیگری میریزند. در فرانسه استفاده از کهنههای مندرس پشمی برای این کار مورد توجه قرار دارد. گاهی محصولات سالانه متنوعی در این ردیفها کشت میشوند. در کالابریا حتی گندم را با این روش میکارند. اما درختانی که در طول سال فاقد برداشت دوباره هستند، برای این کار مناسبترند. اخیراً گونهای درخت کوتاه و پربار با میوههای سبز در مناطق خاصی مخصوصاً در آمریکا مورد توجه قرار گرفته که گفته میشود در این کشور یک محصول دو یا سه فصل بعد از کاشت تولید میشود. انواع معمولی قبل از گذشت پنج تا هفت سال از کاشتن قلمهها، در زمینهای زیتون برای پرورشدهندگان، سودمند نخواهند بود.
جدای خساراتی که بر اثر آب و هوا یا آفات آلی به زیتون وارد میشود، این میوه حتی در پرورشهای بسیار دقیق هم در خطر است و درختان پرورشنیافته بزرگی که در ایتالیا و اسپانیا دیده میشوند، میزان درآمد خاصی را که موسسات برای پرورشدهندگان نسبت میدهند، حاصل نمیکنند. این درختان پیر اغلب محصول فراوان دارند اما به ندرت در دوسال متوالی این اتفاق میافتد و در بسیاری از موارد در ششمین یا هفتمین فصل میتوان انتظار یک برداشت پربار را داشت.
زمانی که این میوه میرسد، پرورشدهندگان دقیق، آن را با دست چیده و برای انتقال به کارخانه درون پارچه یا سبدهایی میگذارند. اما در بسیاری از نواحی اسپانیا و یونان و به خصوص در آسیا، زیتونها را با استفاده از اشیاء بلند یا با تکاندادن شاخهها میچینند یا حتی اجازه میدهند تا آنها به طور طبیعی روی زمین بیفتند تا وقتی که مالکان به راحتی اجازه جمعآوری آنها را بدهند؛ بیشترین علت نامرغوبی روغن زیتون مربوط به بیدقتی مالکان درختهاست. برداشت این محصول در جنوب اروپا در ماههای زمستان انجام شده و تا چند هفته ادامه مییابد؛ اما این زمان در هر کشور و نیز با هر فصل و نوع برداشت متفاوت میشود.
مقدار روغن موجود در زیتون بیشتر به نوع میوه بستگی دارد؛ معمولاً پیرابر گیاه از ۶۰ تا ۷۰ درصد محصول میدهد. در دوران باستان پرورشدهندگان زیتون معتقد بودند اگر این گیاه را به فاصله بیش از چند لیگ از دریا بکارند، گیاه موفقی نخواهد بود (تئوفراستوس طولی حداقل حدود ۵۵۵۰۰ متر را معین میکند). اما تجربیات جدید این نظر را تایید نمیکند و اگرچه ساحل مزیتی دارد اما زیتون مدتهای طولانی در نواحی بسیار دوری داخل کشورها کاشته شدهاست. ظاهراً خاکهای دارای کلسیم اگرچه خشک و ضعیف باشند، برای رشد سلامت این گیاه بسیار مناسب است. اگرچه این گیاه درصورت زهکشی خوب در هر نوع خاک سبک و حتی در خاکهای رسی پرورش مییابد. اما همانگونه که پلینی اظهار میکند، این گیاه در خاکهای غنی بیشتر مستعد بیماری است.
در برخی سالها زیتون در معرض حمله آفات گوناگونی است. یک عامل قارچی در چند فصل پربار تمام درخت را فراگرفته و خسارت شدیدی را به باغ وارد میکند. گونهای از گوییزهها به نام Pseudomonas savastanoi به شکل غده در شاخهها رشد میکند و کرمهای پلک بالی از گلها و برگها تغذیه میکنند. در حالی که خسارت اصلی بر اثر حشراتی است که به میوه حمله میکنند. در فرانسه و شمال و مرکز ایتالیا درختان زیتون گاهی اوقات از سرما رنج میبرند؛ در اوایل قرن هجدهم بسیاری از درختان براثر سرمای بسیار شدید و غیر عادی کنده شده و بر زمین افتادند. بادهای شدید و بارانهای مداوم در خلال فصل برداشت نیز موجب آزار میوه میشود.
محصولات
زیتون در دستورهای غذایی متفاوتی کاربرد دارد: در مخلوطهای نوشیدنی چاشنی معروفی برای مارتینی است. در سوسیسها ممکن است در مورد استفاده قرار بگیرد و .... استفاده از آن درپخت نان نیز بسیار رایج است.
روغن زیتون
روغن زیتون را از میوه درخت زیتون استخراج میکنند. روغن زیتون را با فشردن میوه زیتون به دست میآورند. روغن زیتون دارای مقدار زیادی چربی اشباع نشده است. روغن به وسیلهٔ خرد کردن کامل زیتون و جدا کردن روغن به وسیلهٔ روشهای مکانیکی یا شیمیایی تولید میشود. این روغن به وفور در آشپزی، لوازم آرایش، دارو و صابون در قدیم به عنوان سوخت چراغهای روغنی استفاده می شود. روغن زیتون در سرتاسر جهان استفاده میشود، مصرف عمدهٔ آن در کشورهای حوزه مدیترانه است.
انواع کیفیت روغن زیتون
روغن زیتون بکر: به روغن زیتونی گفته میشود که تنها توسط فرایندهای فیزیکی استخراج شده و هیچ نوع فرایند شیمیایی بر روی آن صورت نگرفته است.
روغن زیتون تصفیه شده: این روغن با استفاده از فرایندهای شیمیایی تصفیه شده و مقدار اسید چرب آزاد آن کاهش یافته است. این روغن در مقایسه با روغن زیتون بکر از ارزش تجاری کمتری برخوردار است.
روغن تفاله زیتون: این روغن با استفاده از استخراج حلالی روغن موجود درگوشت میوه زیتون به وسیله هگزان به دست میآید.
زیتون پرورده
زیتون پَرورده، گونهای خوراک تهیهشده از زیتون و مواد دیگر است. زیتون پرورده ویژه شمال ایران است. از زیتون پرورده بیشتر به عنوان چاشنی کنار غذای اصلی استفاده میکنند.
سودمندیهای زیتون و روغن آن
حاوی میزان زیادی روغن غیراشباع مونو است. حاوی مواد شیمیایی گیاهی است که باعث کاهش کلسترول و خطر ابتلا به سرطان میشود. حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان است. دوام و مدت نگاهداری آن نسبت به روغنهای دیگر بیشتر است و حتی میتوان آن را فریز کرد.
مصرف روغن زیتون خطر سرطان سینه را کاهش میدهد پژوهشگران به زنان توصیه میکنند که در رژیم غذایی خود از زیتون و روغن آن استفاده کنند. همچنین روغن زیتون به جز خاصیت ضد سرطانی فواید فراوانی دارد که از آن جمله ملین بودن آن و نرم کردن عضلات و آرامبخشی درد استخوان است. همچنین روغن زیتون به موها نرمی و لطافت خاصی میبخشد و باعث تقویت مو میشود. عصاره زیتون برای چین و چروک پوست بسیار مفید است و باعث لطافت و نرمی و شادابی پوست صورت میشود. اخیراً دارویی بنام زیتونکس در ایران تولید شده است که از عصاره برگ زیتون تهیه شده است و برای درمان تبخال از آن استفاده می شود. زیتون نقرس و رماتیسم را درمان میکند. برگ زیتون با اثر مقوی درمانکننده فشار خون و زخمهای عفونی است. شیرابهای قندی تحت نام (مان زیتون) از ساقه این درخت ترشح میشود که مصرف خوراکی دارد. همچنین برگ زیتون نیز حاوی گلوکزید، مواد قندی، مواد تلخ، کلروفیل، اسید گالیک، تائن، موم و مانیت است. روغن زیتون، سوزش و درد ناشی از سوختگی را تسکین داده و از بروز تاول جلوگیری میکند. کمپرس پوست در موارد آفتابسوختگی، سرمازدگی، گزش مار، عقرب و حشرات با روغن زیتون سبب تسکین درد و سوزش و التیام میشود. همچنین ماساژ پوست با روغن زیتون، تعریق زیاد را کاهش داده، مژه و ابرو را تقویت میکند. این در حالی است که ماساژ پوست سر با روغن زیتون سبب تقویت پوست و مو گشته و شوره سر را برطرف کرده و موهای سپید شده را سیاه میکند. چند قطره روغن زیتون سریعاً خارش و سوزش چشم و پلک را تسکین داده و آبریزش چشم را برطرف ساخته و قوه بینایی را تقویت میکند.
مخلوط مساوی روغن زیتون و گلیسیرین نیز نقش مفیدی در معالجه پوست پای ترک خورده، درمان شوره سر و ریزش مو، جلوگیری از سفیدی مو دارد. پوست و برگ درخت زیتون دارای خاصیت تببر است.
تأثیر روغن زیتون در بهبود جریان خون
اجزای مغذی خاص در روغن زیتون و برخی غذاهای دیگر میتواند دلیل تأثیر مثبت رژیم غذایی مدیترانهای بر سلامت قلب باشد. این ترکیبات که فنل نامیده میشوند، اثر آنتیاکسیدانی، ضدالتهابی و جلوگیری از تشکیل لخته در عروق دارند. در یک مطالعه تأثیر سودمند روغنهای زیتون سرشار از فنل بر عملکرد عروق خونی مشخص شدهاست. مصرف غذاهای غنی از ترکیبات فنلی میتواند سلامت قلبی عروقی را بهبود بخشد و بر قلب نیز تأثیر حفاظتی دارد.
تحقیقات نشان داده که مصرف روزانه دو قاشق غذا خوری (۲۳ گرم) روغن زیتون، خطر ابتلا به بیماریهای قلبی را کاهش میدهد که این امر، به دلیل وجود چربیهای اشباع نشده در این روغن است. بنابراین برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری، بهتر است که به جای چربیهای اشباع شده از روغن زیتون استفاده شود تا میزان مصرف کالری روزانه از حد لازم بیشتر نباشد.
روغن زیتون دفع کننده سنگ کیسه صفرا است برای این منظور باید آنرا با آبلیمو مصرف کرد. روغن زیتون برای رفع سرفههای خشک مفید است. برای رفع پیوره لثه، باید روغن زیتون را بر روی لثه مالید. برای برطرف کردن خراش و ترک پوست جویدن برگ زیتون برای از بین بردن زخمهای دهان مفید است و زیتون تقویتکننده نیروی جنسی است. مصرف روزانه زیتون از امراض قلبی و سرطان جلوگیری میکند و بالاخره روغن زیتون بهترین روغن برای پختوپز است زیرا در اثر حرارات خراب نمیشود. پیامبر خدا(صلی الله علیه واله):روغن زیتون بخورید و خود را با آن چرب کنید؛زیرا در آن درمان هفتاد درد است که جذام از جمله آنهاست. امام صادق (علیه السلام):خوردن سویق با روغن زیتون، گوشت می رویاند، استخوان را استحکام می بخشد، پوست را نازک میکند و بر توان جنسی می افزاید.
رسیده آن معتدل مایل به گرم است.بهترین نوع آن سبز رسیده و پرورده آن است.اگر همراه غذا خورده شود_نه پیش یا پس از غذا_مقوی معده و اشتهاآور است.مصلحش مغز گردو و بادام و سرکه وروغن هاست(زیتون پرورده).در سوختگی های سطحی، مالیدن روغن آن بر روی سوختگی، مانع تاول زدن میشود.
زیانها
با گرم شدن، کمی از طعم و بوی این روغن از دست میرود. گرم شدن در دمای بالا میتواند باعث بی ثباتی و ناپایداری روغن شود که باعث ایجاد بیماریهای قلبی در مصرفکنندگان شود. زیتون درختی پر ثمر و روغن میوه آن، غذا و دارویی مفید و در درمان اختلالات گوارشی، کبدی، کلیوی، پوستی وعفونی است. مصرف زیاد میوه زیتون سبب لاغری، بیخوابی واختلالات تنفسی میشود.
موز
موز الگو:به فارسی افغانستان
نام میوه و گیاهی با همین نام است که بومی مناطق حارهای جنوب شرق آسیا، شبه جزایر مالزی، و استرالیا است . امروزه این گیاه در تمام مناطق گرمسیری که از رطوبت مطلوبی برخوردار باشند کاشت میشود.
گیاه موز
گیاه موز در وهله اول برای میوهاش و ضمناً برای تولید فیبر و نیز زیبایی کاشته میشود. از آنجائی که گیاه موز نسبتاً بلند و مستقیم و محکم میباشد، اشتباهاً به آن درخت میگویند، در حالی که واقعیت آن است که آنها فقط شاخههایی هستند که پس از دادن میوه خشک شده و از بین میروند. این شاخهها میتوانند به بلندی بین دو تا هشت متر برسند و برگهای آن نیز به حدود سه و نیم متر میتواند برسد. میوه موز به صورت خوشه در انتهای ساقه تشکیل میشود.
نتایج یک مطالعه جدید در کالج سلطنتی لندن نشان داده است که مصرف یک عدد موز در روز به میزان قابل توجهی خطر بروز علائم آسم را در کودکان کاهش میدهد.
زغالاخته
زغالاخته یا زغال (نام علمی: Cornus mas) درختچه بلند یا درخت کوچک برگریز (خزانکننده) از خانوادهٔ گیاهان گلدار دولپهای و تیرهٔ زغالاختهایان است که درخت آن در ایران به بلندی ۸ متر و قطر ۱۵ تا ۱۹ سانتیمتر میرسد. این گیاه بومی غرب آسیا تا جنوب اروپا (ایران، آذربایجان، ارمنستان، آسیای جنوب غربی و اروپای جنوبی) است. میوهٔ آن نیز زغالاخته یا زغال نامیده میشود.پوست تنه این درخت قهوهای است و برگهایش تخممرغی شکل با انتهایی نوکدار و پشتبرگ کمرنگ است. هر برگ سه تا پنج رگبرگ دارد. گلهای زغالاخته کوچک، زردرنگ و زودرس هستند و در پایان زمستان بر درخت پدیدار میشوند. میوه آن شفت آویزان و بهشکل بیضی کشیده و به رنگ سرخ تیره و به درازای تقریباً ۱۲ میلیمتر میباشد. در ایران این درخت بیشتر در ارسباران و هیر (قزوین) میروید.میوه زغالاخته ترش مزه است. از میوهٔ رسیدهٔ این گیاه کمپوت و مربا تولید کرده و یا به صورت خشکبار مانند آلبالوی خشک مصرف میشود.اخیراً لواشک زغال اخته کلیبر، با بسته بندی حرفه ای، به بازار آمده است.
جشنواره زغال اخته
کلیبر، به خاطر قرار گرفتن در میان کوههای بلند، دارای آب و هوای خاصی است که مشخصا برای بار آوری زغال اخته مناسب میباشد. میتوان ادعا کرد که "زغال اخته" سمبولی از هویت کلیبر است. در اواخر تابستان میوههای رسیده در اغلب دکانهای اطراف خیابان اصلی به فروش میرسد. در سالهای اخیر فرمانداری کلیبر با برگزاری جشنواره زغال اخته برای ترویج تولید تجاری و بازاریابی این میوهها تلاش کرده است. در اخبار منتشره اغلب بر جنبههای جذب گردشگری این جشنوارهها تاکید میشود.
خواص دارویی زغالاخته
ﻃﺒﻖ ﻧﺘﺎیﺞ ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه در یک مطالعه اخیر، ﭼﻨﻴﻦ اﺳﺘﻨﺒﺎط ﻣﻲﺷﻮد کﻪ ﻣﺼﺮف ﻣﻴﻮه ی زﻏﺎل اﺧﺘﻪ دارای آﺛﺎر ﻫﻴﭙﻮﮔﻠﻴﺴﻤﻴﻚ ﺑﻮده اﺳﺖ و ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺳﺒﺐ ﺑﻬﺒﻮد ﺗﻐﻴﻴﺮات ﺑﺎﻓﺘﻲ ﭘﺎﻧﻜﺮاس در ﺟﺮﻳﺎن ﺑﻴﻤﺎری دﻳﺎﺑﺖ ﮔﺮدد ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ اﻳﻦ اﺛﺮات ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ وﺟﻮد آﻧﺘﻮﺳﻴﺎﻧﻴﻦ ﻫﺎ و ﺳﺎﻳﺮ ﺗﺮﻛﻴﺒﺎت آﻧﺘﻲ اﻛﺴﻴﺪاﻧﻲ ﻣﻮﺟﻮد در ﻣﻴﻮه ﺑﺎﺷﺪ.خواص دارویی دیگر زغال اخته نیز بصورت گسترده تحت مطالعه قرار گرفته و در مجلات تخصصی گزارش شده است.
چوب زغالاخته
چوب زغال اخته چگالی بالایی دارد و، بر خلاف چوبهای دیگر، در آب غوطه ور نمیشود. بخاطر این مشخصه چوب مذکور در ساخت دسته ابزارها و قطعات ماشینها ارزش ویژهای دارد.بعد از قرن هفتم قبل از میلاد یونانیها چوب زغال را در ساخت نیزه و کمان استفاده کردند.گستردگی استفاده از چوب زغال در اسلحه سازی باعث شد در اشعار یونانی مربوط سروده شده در قرون چهارم و سوم قبل از میلاد زغال اخته با نیزه مترادف شود.در ایتالیا، چوب دستی چوپانان crognolo یا grugnale،به معنی درخت زغال، نامیده میشود.تا سالها قبل چوبدستیهای تهیه شده از درخت زغال بصورت عمده در بازار مکاره شهر اهر معامله میشد. از آنجا که اغلب این چوبها از جنگلهای ارسباران میآمد، دولت برای حفاظت از محیط زیست خرید و فروش اینگونه چوب دستیها را محدود کرده است.
سیب
سیب یک میوه درختی گرم سیری از خانواده گلسرخیان است که انواع مختلفی دارد، مانند سیب گلاب(Gala apple)، سیب سرخ، سیب سبز و سیب وحشی. این میوه خوش عطر و طعم، حاوی مقدار زیادی پتاسیم، سدیم، کلسیم، برم و فسفر و مقادیر زیادی ویتامین آ و ب میباشد.
زیانهای سیب
سعی کنید همیشه سیب را با پوست بخورید، زیرا مقدر زیادی پکتین در پوست سیب وجود دارد. سیبهایی که در بازارهای داخل ایران یا آمریکا و کانادا به فروش میرسد، روی آن دارای یک لایه چربی برای حفاظت آن میباشد، بنابراین حتماً این سیبها را به دقت بشویید. آنهاییکه دارای معده ضعیف هستند باید سیب را بسیار نازک پوست بگیرند که پکتینها و ویتامینهای آن از بین نرود.
ارزش خوراکی
ویتامینهای موجود در سیب، بیشتر در پوست سیب و زیر پوست آن قرار دارد، بنابراین آنهایی که میتوانند پوست سیب را هضم کنند، بهتر است که آن را با پوست بخورند.
تولیدکنندگان سیب
جدول کشورهای تولیدکننده سیب درسال ۲۰۰۸ میلادی بر اساس آمار فائو (سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد)
گلابی
گُلابی، اَمرود،اَرمود،
(فارسی شرقی:امروت و ناک) درختی است گلدار از رده دولپهایها، از خانواده گلسرخیان و از زیر خانواده مالیده(Maloideae) میباشد.
در این جنس حدود ۳۰ گونه وجود دارد که بعضی از گونههای معروف شامل communis، persica, pyrifolia, syriaca و ussuriensis وجود دارد. گلابی معمولی یا گلابی اروپایی از گونه communis میباشد که میوههای آبدار با دانههای سنگی دارد و اغلب شکل کشیده دارد.
اما انواع دیگری از گلابی وجود دارند که به گلابی آسیایی معروف است که شکل آنها شبیه سیب است. در منابع آلمانی منشا گلابی را درکوههای البرز ذکر کردهاند. انواع مختلف گونه وحشی آن در جنگلهای گیلان وجود دارد که به زبان گیلکی اربه خوج و سنگ خوج معروف اند.
گلابی درختی برگریز میباشد که در شرایط آب وهوایی مناطق سرد جهان، جایی که زمستانهای سرد باعث برطرف شدن نیاز سرمایی زمستان آن میشود قابل پرورش و کشت است. میوهٔ این گیاه از لحاظ گیاهشناسی پوم است و جزء میوههای کاذب به شمار میآید. میوه گلابی معمولی عمر انباری کوتاهی دارد به همین دلیل باید قبل از رسیدن کامل برداشت شود تا بتوان به راحتی به بازار رساند.
گلابی اروپایی را در که در شمال ایران (گیلان)میروید،و در زبان گیلکی به آن خوج میگویند. که میوهای است سخت با طعم متمایل به ترشی و شیرینی.
گیاه
گیاهان گروه بزرگی از گونههای زندگی هستند و شامل موجودات زندهٔ آشنایی چون درختان، علف، بوته، سبزه، درخت مو، سرخس، خزه و خزه دریایی میشوند.میزان رشد یک گیاه عادی ۷۵-۲۰ میکرو متر در هر ساعت است.
تعریف
تعریف کلمه گیاه ازآنچه که ظاهراً به نظر میرسد بسیار مشکل تراست. اگرچه گیاه شناسان محدوده رده بندی گیاهان را تعریف کردهاند، مرزهای تعیین کننده اعضاء رده بندی گیاهان بسیار اختصاصی تر از تعریفات رایج «گیاه» است. ما گیاه را بعنوان یک موجود زنده یوکاریوت و دارای تعداد زیادی سلول تعریف میکنیم که عموما» فاقد اندامهای حسی یا حرکت ارادی بوده و در صورت رشد کامل دارای ریشه، ساقه و برگ میباشند. اما از نظر گیاهشناسی فقط گیاه آوندی دارای ریشه، ساقه وبرگ است. اما اگر منصفانه نگاه کنیم گیاهانی که ما هر روز با آنها مواجه هستیم، گیاهان آوندی میباشند.
تعریف دیگر گیاه که فراگیرتر میباشد، عبارت است از هرچیزی که فتواتوتروف میباشد- یعنی غذای خودش را از مواد خام غیر آلی و نور خورشید تولید کند. برای فردی که بر نقش خاصی که گیاهان در یک اکوسیستم بازی میکنند متمرکزشود این تعریف غیر منطقی نیست. اما در بین فتواتوتروپها، پروکاریوتهایی (پیش هسته) مخصوصا«باکتریهای فتواتوتروپ و سیانوفیتها وجود دارند. سیانوفیتها را گاهی اوقات (به دلایل خوبی) جلبکهای سبز– آبی مینامند. در اینجا این مشکل بوجود میآید که بیشتر مردم از جمله گیاه شناسان قارچ خوراکی را گیاه مینامند اگرچه قارچ خوراکی اندام باردهی قارچ میباشد (حوزه قارچها)، و اصلا» فتواتوتروپ نبوده، بلکه گندخوار (saprophytic) میباشد. و بیش از چند گونه گیاهان گل دار، قارچها و باکتریها وجود دارند که انگلی هستند.
ما قادر به ارائه پاسخی مطمئن نیستیم. فهرست خصوصیاتی که حوزه رده بندی گیاهان را از سایر حوزههای زیستشناسی جدا میکند حد اقل یک تعریف فنی ارائه میکند اما این تعریف مورد پسند همگان قرار نمیگیرد. بنابراین تعریف اصطلاح گیاه همیشه به معنی بیشتر موجودات زنده طبقه بندی شده در محدوده رده بندی گیاهان میباشد. مثلا«اگر جلبکهای سبز به وضوح گیاهانی جزورده بندی گیاهان هستند، پس بیشترمردم اکثرخزههای دریایی را هم که جزئی از (حوزه آغازیان (هستند، جزو جلبکهای سبز در نظر میگیرند. مشکل عدم وجود دقت یا توافق که در تعریف گیاه وجود دارد یکی از گفتههای مورد تفاهم است که اغلب در مقالات با آن مواجه هستیم از این قبیل:... آوند چوبی یکی از دو بافت انتقال در گیاه است. بطور کلی تصور نمیشود این جمله به معنی تمامی گیاهان، جلبکها با گیاهان گلدار باشد. به احتمال بسیار زیاد باکتریها یا قارچها را به حساب نمیآورد. در واقع معمولا» بهتر است اینگونه تصور شود که این بحث فقط به گیاهان آوندی مربوط میشود (ضرورتا«سرخسها، مخروط زاها،گیاهان گلدار و تعدادی دیگر) مگر اینکه به صورتی متفاوت بیان شود (مثلا»... در گیاهان آوندی و غیر آوندی اینگونهاست
ردههای گیاهان
ممکن است بخواهیم علاوه بر طبقه بندی علمی گیاهان یا روشهای مردم پسند تر براساس این سیستم، به طبقه بندی گیاهان با روشهای متفاوت دیگری بپردازیم که در ذیل به بررسی برخی از آنها میپردازیم: ممکن است گیاهان بر مبنای الگوهای رشد فصلی اشان مرتب شوند. البته گیاهان ساده مثل جلبکها دوران زندگی کوتاهی دارند و اصطلاحهای زیر در مورد آنها بکار نمیرود اما جمعیت جلبکها عموما«فصلی هستند. • سالانه: زندگی و تولید مثل در یک فصل رشد و نمو. • دوسالانه: زندگی در دو فصل رشد و نمو؛ تولید مثل معمولا» در سال دوم • چند ساله: زندگی در سالهای رشد نمو طولانی؛ ادامه به تولید مثل در یک مرحله گیاهان آوندی یا (غیر چوبی) هستند ویا چوبی. گیاه چوبی ممکن است درختانی باشند با یک یا چند تنه و شاخه که روی زمین بوجود میآیند ویا درختچههایی باشند بدون تنه، با شاخههایی که نزدیک سطح زمین قرار دارند. همچنین ممکن است گیاهان بر اساس چگونگی کاربردشان طبقه بندی شوند. گیاهان غذایی از جمله میوهها، سبزیجات، گیاهان دارویی و ادویهها میباشند.
گل
گُل یا شکوفه ساختار زایشی در گیاهان گلدار یا نهاندانه است. کارکرد زیستشناختی گل به هم رسانیدن یاختهٔ زایشی نر (اسپرم) و یاخته زایشی ماده (تخم) است. این فرایند با گردهافشانی آغاز و پس از لقاح به تشکیل دانه میانجامد.
گل را میتوان جوانهای تصور کرد که برای تولیدمثل گیاه مادر تغییر شکل یافتهاست. در جریان تبدیل برگ به گل، برگ از نظر شکل و رنگ دستخوش تغییرات فراوانی میشود. این برگهای تغییرشکلیافته را قسمتهای گل مینامند.
گلها میتوانند پیوند دو نژاد را تسهیل کنند (تلفیق اسپرم و تخم گلهای مختلف در یک گونه) یا درون گونه خود افزایش یابند (تلفیق اسپرم و تخم در همان گونه). بعضی از گلها بدون لقاح، دیاسپور تولید میکنند (parthenocarpy). گلها دارای اسپورانژیا هستند، جاییکه محتوی گامتوفیت میباشد. گلها منجر به تولید میوه و دانه میشوند. بعضی از گلها در دوره تکامل خود برای حیوانات جذاب هستند و این دلیلی است که حیوانات را عامل گرده افشانی آنها میکند. علاوه بر تسهیل تولید مثل گیاهان گلدار، گلها مدت طولانی است که توسط انسانها تحسین شده و برای زیباسازی محیط، نشانهای از عشق، آیین، مذهب، پزشکی و به عنوان منبع غذایی استفاده میشوند.
درخت زیتون در رودبار
درخت زیتون هم زمان با کوچاندن کرمانج زبانان نواحی شمال سوریه و حلب، به این منطقه راه پیدا کرد. این اتفاق در زمان شاه عباس بزرگ، ۶۰۰ سال پیش رخ داد. پیش از این تصور می شد کشت زیتون در رودبار قدمت ۸۰۰ ساله دارد اما تازهترین کشفیات باستانشناسی در تپه باستانی کلورز رستمآباد بیانگر این است که کشت زیتون در این منطقه به بیش از دو هزار سال پیش باز میگردد.ناصرخسرو در سفرنامه خود از وجود زیتون در رودبار سخن گفته است.

گونهها
معروفترین گونه شناخته شده این گیاه زیتون اروپایی نام دارد که از دوران باستان برای تهیه روغن زیتون و نیز برای خوردن خود میوه آن کاربرد داشته است (که در حالت طبیعی تلخ است و باید در معرض تخمیر طبیعی قرار گیرد و یا به منظور قابل خوردن شدن، آن را در آب نمک بخوابانند).
زیتون وحشی به شکل درخت کوچک یا بوتههایی با رشد هرزه و تیغدار است که دارای برگهایی دوک مانند و تیز، رنگ سبز مایل به خاکستری در قسمت بالا است. زیتون وحشی جوان در قسمت پایین سفید رنگ و دارای پولکهایی مایل به سفید است. گلهای سفید کوچکی دارد که کاسه و جام گلها دارای چهار درز کاسه گل، دو پرچم و کلاله شکافته است. این گلها به تدریج به شکل خوشههایی که از کنار برگها ظاهر میشوند و بر روی چوبهای سالهای آخر میروید. شفت (میوه) در گیاه وحشی، کوچک و دارای غلافی گوشتداراست. این غلاف که تعیینکننده ارزش اقتصادی میوه است، در نوع وحشی نسبتاً نازک است. انواع کشت شده خصوصیات متفاوتی دارند اما فشردهتر، حاصلخیزتر و بیخار است.
از دیدگاه پرورشدهندگان مدرن، تنوع زیتونهای شناخته شده بسیار زیاد است. فقط در ایتالیا حداقل ۳۰۰ گونه وجود دارد اما تعداد کمی از آنها تا حد مناسبی رشد میکنند. گونههای اصلی ایتالیا Leccino ، Frantoio و Carolea هستند. هیچکدام از آنها را نمیتوان با توصیفات باستانی همانند دانست. اگرچه بعید نیست بعضی از گونههای نازکبرگ، که بیش از همه مورد توجه هستند، از تبار Licinian معروف باشند. درختان پهنبرگ اسپانیا میوههای درشت میدهند اما غلاف آنها طعمی نسبتاً تلختر دارد و کیفیت روغن آنها نامرغوبتر است.این زیتونهای اسپانیایی هستند که معمولاً پس ازسوراخ سوراخ شدن و پر شدن، پرورده شده وپس از خواباندن در آب نمک تازه خوردنی میشوند(با فلفل ترشی، پیاز ترشی یا سایر چاشنیها).
گونههای دیگر
رده زیتونیان شامل گونههای دیگر بااهمیت اقتصادی هستند. Olearia paniculata درخت بزرگتری است در جنگلهای کوئینزلند که ارتفاع آن به ۱۵ یا ۱۸ متر میرسد (۵۰ یا ۶۰ فوت) که از چوب آن الوارهایی سخت و محکم میسازند. هنوز چوب سخت Olea laurifolia در استان ناتال آفریقای جنوبی، چوب آهن سیاه مناطق مهاجرنشین است.
خصوصیات
درختان زیتون حتی زمانی که هرس نشده اند رشد آزادانه ای دارند و دارای رشد بسیار آهستهای هستند. اما هنگامی که امکان رشد طبیعی را در طول چند سال پیدا میکنند، گاهی قطر تنه آنها به میزان چشمگیری افزایش مییابد. دوکاندول محیطی بیش از ۱۰ متر (۳۳ پا) را به ثبت رسانده که احتمال میرود عمر آن به چند قرن برسد. قدمت بعضی از درختان زیتون ایتالیا را به اولین سالهای امپراتوری یا حتی روزهای جمهوری روم نسبت میدهند؛ اما همیشه سن چنین درختان باستانی در زمان رشد مورد تردید قرار میگیرد و شناسایی آنها با توصیفات قدیمی هنوز دشوارتر است. درختان تحت پرورش به ندرت به ارتفاع بیش از ۱۵ متر میرسند (۵۰ فوت) و معمولاً در فرانسه و ایتالیا به وسیله هرس کردنهای زیاد به ابعادی بسیار محدودتر منحصر میشوند. چوب آن که به رنگ زرد یا قهوهای مایل به سبز روشن است اغلب با تهرنگ تیرهتری رگهدار شدهاست و بسیار سخت و متراکم است. چوب آن برای قفسهسازان و خراطان تزئینی بسیار باارزش است.
اقلیم و خاک مناسب
منطقه بومی و مسلم آن در سوریه و قسمتهای ساحلی آسیای میانه، فراوانی آن در یونان و مجمع الجزایر آن است. کنایات فراوانی که توسط شعرای قدیمی در مورد آن بکار رفته نشان میدهد که زیتون بومی این نواحی بودهاست اما در نواحی دور افتاده از مشرق زمین زیتون کشت نشده و کم و بیش به شکل نوع ابتدایی خود بازگشته است. این مسئله نشاندهنده مزیتی ویژه برای خاکهای آهکی و تمایل به نسیم دریایی است. درحالی که شکوه و جلال خاصی بر روی سراشیبیهای آهکی و پرتگاههایی که بیشتر سواحل شبه جزیره یونان و جزایر کنار آن را تشکیل میدهند، ایجاد شدهاست.
نگهداری و تکثیر
درخت زیتون از راههای مختلفی تکثیر میشود اما معمولاً روش قلمهزدن یا خوابانیدن شاخه ارجح است. این درخت در خاکهای مساعد به آسانی درخت بید ریشه میکند و زمانی که قطع شود، مکندهها را از ریشه جدا میکند. شاخههای مختلف این درخت را به اندازههای چند سانتیمتری برش میدهند و به صورت نسبتاً عمیقی در زمینهای کود داده شده میکارند. قطعات کوچکتر را گاهی اوقات به طور افقی داخل شیارهای کمعمقی قرار میدهند که اگر با چند سانتیمتر خاک پوشیده شوند، به سرعت جوانههایی شبهمکنده روی آنها ظاهر میشود.
در یونان و جزایر آن پیوندزدن درختان اهلی با انواع وحشی عملی متداول است. در ایتالیا جوانههای جنینی، که برجستگیهای کوچکی را روی شاخه به وجود میآورند، را به دقت جدا کرده و زیر خاک میکارند (که درآنجا میتوانند رشد کنند). این جوانههای جنینی خیلی زود جوانههای قویتری را تشکیل میدهند. بعضی اوقات شاخههای بزرگتر را میبرند و با این کار شاخههای جوانی به دست میآید. همچنین گاهی مواقع زیتون از دانه رشد میکنند؛ برای این کار غلافهای روغنی را به منظور تسریع در رشد ابتدا در آب گرم یا در محلولهای قلیایی خیس کرده و نرم میکنند.
در مشرق زمین کشاورزان به درختان زیتون توجه زیادی نمیکنند و شاخهها بی آنکه به وسیله چاقوهای هرسکاری کوتاه شوند، آزادانه رشد میکنند. با این همه در دوران خشکسالی طولانی و برای حفظ محصول باید آب لازم را تأمین کرد. این بی توجهی به کشت زیتون موجب میشود تا درختان در فواصل سه یا چهار سال محصول باردار بدهند. بنابراین اگرچه رشد وحشی از نظر ایجاد منظره زیبا مورد توجه است، این کار در زمینهای مناسب و اقتصادی توصیه نمیشود. در نواحی مانند لانگیدوک و پروونس که در کشت این میوه دقت زیادی میشود، آنها را در ردیفهایی با فواصل معین میکارند که این فاصلهها بر حسب گونه زیتون متفاوت است. درختان هرس شده و شاخههایی که در سال گذشته دارای شکوفه بودند، حفظ میشوند و به منظور چیدن آسان میوهها، نوک درخت را کوتاه نگه میدارند. هدف هرس کنندگان ایجاد شکلی گنبدی یا گرد برای درخت است.
گاهی اوقات فضای بین درختان را کود یا مواد نیتروژنی دیگری میریزند. در فرانسه استفاده از کهنههای مندرس پشمی برای این کار مورد توجه قرار دارد. گاهی محصولات سالانه متنوعی در این ردیفها کشت میشوند. در کالابریا حتی گندم را با این روش میکارند. اما درختانی که در طول سال فاقد برداشت دوباره هستند، برای این کار مناسبترند. اخیراً گونهای درخت کوتاه و پربار با میوههای سبز در مناطق خاصی مخصوصاً در آمریکا مورد توجه قرار گرفته که گفته میشود در این کشور یک محصول دو یا سه فصل بعد از کاشت تولید میشود. انواع معمولی قبل از گذشت پنج تا هفت سال از کاشتن قلمهها، در زمینهای زیتون برای پرورشدهندگان، سودمند نخواهند بود.
جدای خساراتی که بر اثر آب و هوا یا آفات آلی به زیتون وارد میشود، این میوه حتی در پرورشهای بسیار دقیق هم در خطر است و درختان پرورشنیافته بزرگی که در ایتالیا و اسپانیا دیده میشوند، میزان درآمد خاصی را که موسسات برای پرورشدهندگان نسبت میدهند، حاصل نمیکنند. این درختان پیر اغلب محصول فراوان دارند اما به ندرت در دوسال متوالی این اتفاق میافتد و در بسیاری از موارد در ششمین یا هفتمین فصل میتوان انتظار یک برداشت پربار را داشت.
زمانی که این میوه میرسد، پرورشدهندگان دقیق، آن را با دست چیده و برای انتقال به کارخانه درون پارچه یا سبدهایی میگذارند. اما در بسیاری از نواحی اسپانیا و یونان و به خصوص در آسیا، زیتونها را با استفاده از اشیاء بلند یا با تکاندادن شاخهها میچینند یا حتی اجازه میدهند تا آنها به طور طبیعی روی زمین بیفتند تا وقتی که مالکان به راحتی اجازه جمعآوری آنها را بدهند؛ بیشترین علت نامرغوبی روغن زیتون مربوط به بیدقتی مالکان درختهاست. برداشت این محصول در جنوب اروپا در ماههای زمستان انجام شده و تا چند هفته ادامه مییابد؛ اما این زمان در هر کشور و نیز با هر فصل و نوع برداشت متفاوت میشود.
مقدار روغن موجود در زیتون بیشتر به نوع میوه بستگی دارد؛ معمولاً پیرابر گیاه از ۶۰ تا ۷۰ درصد محصول میدهد. در دوران باستان پرورشدهندگان زیتون معتقد بودند اگر این گیاه را به فاصله بیش از چند لیگ از دریا بکارند، گیاه موفقی نخواهد بود (تئوفراستوس طولی حداقل حدود ۵۵۵۰۰ متر را معین میکند). اما تجربیات جدید این نظر را تایید نمیکند و اگرچه ساحل مزیتی دارد اما زیتون مدتهای طولانی در نواحی بسیار دوری داخل کشورها کاشته شدهاست. ظاهراً خاکهای دارای کلسیم اگرچه خشک و ضعیف باشند، برای رشد سلامت این گیاه بسیار مناسب است. اگرچه این گیاه درصورت زهکشی خوب در هر نوع خاک سبک و حتی در خاکهای رسی پرورش مییابد. اما همانگونه که پلینی اظهار میکند، این گیاه در خاکهای غنی بیشتر مستعد بیماری است.
در برخی سالها زیتون در معرض حمله آفات گوناگونی است. یک عامل قارچی در چند فصل پربار تمام درخت را فراگرفته و خسارت شدیدی را به باغ وارد میکند. گونهای از گوییزهها به نام Pseudomonas savastanoi به شکل غده در شاخهها رشد میکند و کرمهای پلک بالی از گلها و برگها تغذیه میکنند. در حالی که خسارت اصلی بر اثر حشراتی است که به میوه حمله میکنند. در فرانسه و شمال و مرکز ایتالیا درختان زیتون گاهی اوقات از سرما رنج میبرند؛ در اوایل قرن هجدهم بسیاری از درختان براثر سرمای بسیار شدید و غیر عادی کنده شده و بر زمین افتادند. بادهای شدید و بارانهای مداوم در خلال فصل برداشت نیز موجب آزار میوه میشود.
محصولات
زیتون در دستورهای غذایی متفاوتی کاربرد دارد: در مخلوطهای نوشیدنی چاشنی معروفی برای مارتینی است. در سوسیسها ممکن است در مورد استفاده قرار بگیرد و .... استفاده از آن درپخت نان نیز بسیار رایج است.
روغن زیتون
روغن زیتون را از میوه درخت زیتون استخراج میکنند. روغن زیتون را با فشردن میوه زیتون به دست میآورند. روغن زیتون دارای مقدار زیادی چربی اشباع نشده است. روغن به وسیلهٔ خرد کردن کامل زیتون و جدا کردن روغن به وسیلهٔ روشهای مکانیکی یا شیمیایی تولید میشود. این روغن به وفور در آشپزی، لوازم آرایش، دارو و صابون در قدیم به عنوان سوخت چراغهای روغنی استفاده می شود. روغن زیتون در سرتاسر جهان استفاده میشود، مصرف عمدهٔ آن در کشورهای حوزه مدیترانه است.
انواع کیفیت روغن زیتون
روغن زیتون بکر: به روغن زیتونی گفته میشود که تنها توسط فرایندهای فیزیکی استخراج شده و هیچ نوع فرایند شیمیایی بر روی آن صورت نگرفته است.
روغن زیتون تصفیه شده: این روغن با استفاده از فرایندهای شیمیایی تصفیه شده و مقدار اسید چرب آزاد آن کاهش یافته است. این روغن در مقایسه با روغن زیتون بکر از ارزش تجاری کمتری برخوردار است.
روغن تفاله زیتون: این روغن با استفاده از استخراج حلالی روغن موجود درگوشت میوه زیتون به وسیله هگزان به دست میآید.
زیتون پرورده
زیتون پَرورده، گونهای خوراک تهیهشده از زیتون و مواد دیگر است. زیتون پرورده ویژه شمال ایران است. از زیتون پرورده بیشتر به عنوان چاشنی کنار غذای اصلی استفاده میکنند.
سودمندیهای زیتون و روغن آن
حاوی میزان زیادی روغن غیراشباع مونو است. حاوی مواد شیمیایی گیاهی است که باعث کاهش کلسترول و خطر ابتلا به سرطان میشود. حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان است. دوام و مدت نگاهداری آن نسبت به روغنهای دیگر بیشتر است و حتی میتوان آن را فریز کرد.
مصرف روغن زیتون خطر سرطان سینه را کاهش میدهد پژوهشگران به زنان توصیه میکنند که در رژیم غذایی خود از زیتون و روغن آن استفاده کنند. همچنین روغن زیتون به جز خاصیت ضد سرطانی فواید فراوانی دارد که از آن جمله ملین بودن آن و نرم کردن عضلات و آرامبخشی درد استخوان است. همچنین روغن زیتون به موها نرمی و لطافت خاصی میبخشد و باعث تقویت مو میشود. عصاره زیتون برای چین و چروک پوست بسیار مفید است و باعث لطافت و نرمی و شادابی پوست صورت میشود. اخیراً دارویی بنام زیتونکس در ایران تولید شده است که از عصاره برگ زیتون تهیه شده است و برای درمان تبخال از آن استفاده می شود. زیتون نقرس و رماتیسم را درمان میکند. برگ زیتون با اثر مقوی درمانکننده فشار خون و زخمهای عفونی است. شیرابهای قندی تحت نام (مان زیتون) از ساقه این درخت ترشح میشود که مصرف خوراکی دارد. همچنین برگ زیتون نیز حاوی گلوکزید، مواد قندی، مواد تلخ، کلروفیل، اسید گالیک، تائن، موم و مانیت است. روغن زیتون، سوزش و درد ناشی از سوختگی را تسکین داده و از بروز تاول جلوگیری میکند. کمپرس پوست در موارد آفتابسوختگی، سرمازدگی، گزش مار، عقرب و حشرات با روغن زیتون سبب تسکین درد و سوزش و التیام میشود. همچنین ماساژ پوست با روغن زیتون، تعریق زیاد را کاهش داده، مژه و ابرو را تقویت میکند. این در حالی است که ماساژ پوست سر با روغن زیتون سبب تقویت پوست و مو گشته و شوره سر را برطرف کرده و موهای سپید شده را سیاه میکند. چند قطره روغن زیتون سریعاً خارش و سوزش چشم و پلک را تسکین داده و آبریزش چشم را برطرف ساخته و قوه بینایی را تقویت میکند.
مخلوط مساوی روغن زیتون و گلیسیرین نیز نقش مفیدی در معالجه پوست پای ترک خورده، درمان شوره سر و ریزش مو، جلوگیری از سفیدی مو دارد. پوست و برگ درخت زیتون دارای خاصیت تببر است.
تأثیر روغن زیتون در بهبود جریان خون
اجزای مغذی خاص در روغن زیتون و برخی غذاهای دیگر میتواند دلیل تأثیر مثبت رژیم غذایی مدیترانهای بر سلامت قلب باشد. این ترکیبات که فنل نامیده میشوند، اثر آنتیاکسیدانی، ضدالتهابی و جلوگیری از تشکیل لخته در عروق دارند. در یک مطالعه تأثیر سودمند روغنهای زیتون سرشار از فنل بر عملکرد عروق خونی مشخص شدهاست. مصرف غذاهای غنی از ترکیبات فنلی میتواند سلامت قلبی عروقی را بهبود بخشد و بر قلب نیز تأثیر حفاظتی دارد.
تحقیقات نشان داده که مصرف روزانه دو قاشق غذا خوری (۲۳ گرم) روغن زیتون، خطر ابتلا به بیماریهای قلبی را کاهش میدهد که این امر، به دلیل وجود چربیهای اشباع نشده در این روغن است. بنابراین برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری، بهتر است که به جای چربیهای اشباع شده از روغن زیتون استفاده شود تا میزان مصرف کالری روزانه از حد لازم بیشتر نباشد.
روغن زیتون دفع کننده سنگ کیسه صفرا است برای این منظور باید آنرا با آبلیمو مصرف کرد. روغن زیتون برای رفع سرفههای خشک مفید است. برای رفع پیوره لثه، باید روغن زیتون را بر روی لثه مالید. برای برطرف کردن خراش و ترک پوست جویدن برگ زیتون برای از بین بردن زخمهای دهان مفید است و زیتون تقویتکننده نیروی جنسی است. مصرف روزانه زیتون از امراض قلبی و سرطان جلوگیری میکند و بالاخره روغن زیتون بهترین روغن برای پختوپز است زیرا در اثر حرارات خراب نمیشود. پیامبر خدا(صلی الله علیه واله):روغن زیتون بخورید و خود را با آن چرب کنید؛زیرا در آن درمان هفتاد درد است که جذام از جمله آنهاست. امام صادق (علیه السلام):خوردن سویق با روغن زیتون، گوشت می رویاند، استخوان را استحکام می بخشد، پوست را نازک میکند و بر توان جنسی می افزاید.
رسیده آن معتدل مایل به گرم است.بهترین نوع آن سبز رسیده و پرورده آن است.اگر همراه غذا خورده شود_نه پیش یا پس از غذا_مقوی معده و اشتهاآور است.مصلحش مغز گردو و بادام و سرکه وروغن هاست(زیتون پرورده).در سوختگی های سطحی، مالیدن روغن آن بر روی سوختگی، مانع تاول زدن میشود.
زیانها
با گرم شدن، کمی از طعم و بوی این روغن از دست میرود. گرم شدن در دمای بالا میتواند باعث بی ثباتی و ناپایداری روغن شود که باعث ایجاد بیماریهای قلبی در مصرفکنندگان شود. زیتون درختی پر ثمر و روغن میوه آن، غذا و دارویی مفید و در درمان اختلالات گوارشی، کبدی، کلیوی، پوستی وعفونی است. مصرف زیاد میوه زیتون سبب لاغری، بیخوابی واختلالات تنفسی میشود.
موز
موز الگو:به فارسی افغانستان
نام میوه و گیاهی با همین نام است که بومی مناطق حارهای جنوب شرق آسیا، شبه جزایر مالزی، و استرالیا است . امروزه این گیاه در تمام مناطق گرمسیری که از رطوبت مطلوبی برخوردار باشند کاشت میشود.
گیاه موز
گیاه موز در وهله اول برای میوهاش و ضمناً برای تولید فیبر و نیز زیبایی کاشته میشود. از آنجائی که گیاه موز نسبتاً بلند و مستقیم و محکم میباشد، اشتباهاً به آن درخت میگویند، در حالی که واقعیت آن است که آنها فقط شاخههایی هستند که پس از دادن میوه خشک شده و از بین میروند. این شاخهها میتوانند به بلندی بین دو تا هشت متر برسند و برگهای آن نیز به حدود سه و نیم متر میتواند برسد. میوه موز به صورت خوشه در انتهای ساقه تشکیل میشود.
نتایج یک مطالعه جدید در کالج سلطنتی لندن نشان داده است که مصرف یک عدد موز در روز به میزان قابل توجهی خطر بروز علائم آسم را در کودکان کاهش میدهد.
زغالاخته
زغالاخته یا زغال (نام علمی: Cornus mas) درختچه بلند یا درخت کوچک برگریز (خزانکننده) از خانوادهٔ گیاهان گلدار دولپهای و تیرهٔ زغالاختهایان است که درخت آن در ایران به بلندی ۸ متر و قطر ۱۵ تا ۱۹ سانتیمتر میرسد. این گیاه بومی غرب آسیا تا جنوب اروپا (ایران، آذربایجان، ارمنستان، آسیای جنوب غربی و اروپای جنوبی) است. میوهٔ آن نیز زغالاخته یا زغال نامیده میشود.پوست تنه این درخت قهوهای است و برگهایش تخممرغی شکل با انتهایی نوکدار و پشتبرگ کمرنگ است. هر برگ سه تا پنج رگبرگ دارد. گلهای زغالاخته کوچک، زردرنگ و زودرس هستند و در پایان زمستان بر درخت پدیدار میشوند. میوه آن شفت آویزان و بهشکل بیضی کشیده و به رنگ سرخ تیره و به درازای تقریباً ۱۲ میلیمتر میباشد. در ایران این درخت بیشتر در ارسباران و هیر (قزوین) میروید.میوه زغالاخته ترش مزه است. از میوهٔ رسیدهٔ این گیاه کمپوت و مربا تولید کرده و یا به صورت خشکبار مانند آلبالوی خشک مصرف میشود.اخیراً لواشک زغال اخته کلیبر، با بسته بندی حرفه ای، به بازار آمده است.
جشنواره زغال اخته
کلیبر، به خاطر قرار گرفتن در میان کوههای بلند، دارای آب و هوای خاصی است که مشخصا برای بار آوری زغال اخته مناسب میباشد. میتوان ادعا کرد که "زغال اخته" سمبولی از هویت کلیبر است. در اواخر تابستان میوههای رسیده در اغلب دکانهای اطراف خیابان اصلی به فروش میرسد. در سالهای اخیر فرمانداری کلیبر با برگزاری جشنواره زغال اخته برای ترویج تولید تجاری و بازاریابی این میوهها تلاش کرده است. در اخبار منتشره اغلب بر جنبههای جذب گردشگری این جشنوارهها تاکید میشود.
خواص دارویی زغالاخته
ﻃﺒﻖ ﻧﺘﺎیﺞ ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه در یک مطالعه اخیر، ﭼﻨﻴﻦ اﺳﺘﻨﺒﺎط ﻣﻲﺷﻮد کﻪ ﻣﺼﺮف ﻣﻴﻮه ی زﻏﺎل اﺧﺘﻪ دارای آﺛﺎر ﻫﻴﭙﻮﮔﻠﻴﺴﻤﻴﻚ ﺑﻮده اﺳﺖ و ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺳﺒﺐ ﺑﻬﺒﻮد ﺗﻐﻴﻴﺮات ﺑﺎﻓﺘﻲ ﭘﺎﻧﻜﺮاس در ﺟﺮﻳﺎن ﺑﻴﻤﺎری دﻳﺎﺑﺖ ﮔﺮدد ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ اﻳﻦ اﺛﺮات ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ وﺟﻮد آﻧﺘﻮﺳﻴﺎﻧﻴﻦ ﻫﺎ و ﺳﺎﻳﺮ ﺗﺮﻛﻴﺒﺎت آﻧﺘﻲ اﻛﺴﻴﺪاﻧﻲ ﻣﻮﺟﻮد در ﻣﻴﻮه ﺑﺎﺷﺪ.خواص دارویی دیگر زغال اخته نیز بصورت گسترده تحت مطالعه قرار گرفته و در مجلات تخصصی گزارش شده است.
چوب زغالاخته
چوب زغال اخته چگالی بالایی دارد و، بر خلاف چوبهای دیگر، در آب غوطه ور نمیشود. بخاطر این مشخصه چوب مذکور در ساخت دسته ابزارها و قطعات ماشینها ارزش ویژهای دارد.بعد از قرن هفتم قبل از میلاد یونانیها چوب زغال را در ساخت نیزه و کمان استفاده کردند.گستردگی استفاده از چوب زغال در اسلحه سازی باعث شد در اشعار یونانی مربوط سروده شده در قرون چهارم و سوم قبل از میلاد زغال اخته با نیزه مترادف شود.در ایتالیا، چوب دستی چوپانان crognolo یا grugnale،به معنی درخت زغال، نامیده میشود.تا سالها قبل چوبدستیهای تهیه شده از درخت زغال بصورت عمده در بازار مکاره شهر اهر معامله میشد. از آنجا که اغلب این چوبها از جنگلهای ارسباران میآمد، دولت برای حفاظت از محیط زیست خرید و فروش اینگونه چوب دستیها را محدود کرده است.
سیب
سیب یک میوه درختی گرم سیری از خانواده گلسرخیان است که انواع مختلفی دارد، مانند سیب گلاب(Gala apple)، سیب سرخ، سیب سبز و سیب وحشی. این میوه خوش عطر و طعم، حاوی مقدار زیادی پتاسیم، سدیم، کلسیم، برم و فسفر و مقادیر زیادی ویتامین آ و ب میباشد.
زیانهای سیب
سعی کنید همیشه سیب را با پوست بخورید، زیرا مقدر زیادی پکتین در پوست سیب وجود دارد. سیبهایی که در بازارهای داخل ایران یا آمریکا و کانادا به فروش میرسد، روی آن دارای یک لایه چربی برای حفاظت آن میباشد، بنابراین حتماً این سیبها را به دقت بشویید. آنهاییکه دارای معده ضعیف هستند باید سیب را بسیار نازک پوست بگیرند که پکتینها و ویتامینهای آن از بین نرود.
ارزش خوراکی
ویتامینهای موجود در سیب، بیشتر در پوست سیب و زیر پوست آن قرار دارد، بنابراین آنهایی که میتوانند پوست سیب را هضم کنند، بهتر است که آن را با پوست بخورند.
تولیدکنندگان سیب
جدول کشورهای تولیدکننده سیب درسال ۲۰۰۸ میلادی بر اساس آمار فائو (سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد)
گلابی
گُلابی، اَمرود،اَرمود،
(فارسی شرقی:امروت و ناک) درختی است گلدار از رده دولپهایها، از خانواده گلسرخیان و از زیر خانواده مالیده(Maloideae) میباشد.
در این جنس حدود ۳۰ گونه وجود دارد که بعضی از گونههای معروف شامل communis، persica, pyrifolia, syriaca و ussuriensis وجود دارد. گلابی معمولی یا گلابی اروپایی از گونه communis میباشد که میوههای آبدار با دانههای سنگی دارد و اغلب شکل کشیده دارد.
اما انواع دیگری از گلابی وجود دارند که به گلابی آسیایی معروف است که شکل آنها شبیه سیب است. در منابع آلمانی منشا گلابی را درکوههای البرز ذکر کردهاند. انواع مختلف گونه وحشی آن در جنگلهای گیلان وجود دارد که به زبان گیلکی اربه خوج و سنگ خوج معروف اند.
گلابی درختی برگریز میباشد که در شرایط آب وهوایی مناطق سرد جهان، جایی که زمستانهای سرد باعث برطرف شدن نیاز سرمایی زمستان آن میشود قابل پرورش و کشت است. میوهٔ این گیاه از لحاظ گیاهشناسی پوم است و جزء میوههای کاذب به شمار میآید. میوه گلابی معمولی عمر انباری کوتاهی دارد به همین دلیل باید قبل از رسیدن کامل برداشت شود تا بتوان به راحتی به بازار رساند.
گلابی اروپایی را در که در شمال ایران (گیلان)میروید،و در زبان گیلکی به آن خوج میگویند. که میوهای است سخت با طعم متمایل به ترشی و شیرینی.
گیاه
گیاهان گروه بزرگی از گونههای زندگی هستند و شامل موجودات زندهٔ آشنایی چون درختان، علف، بوته، سبزه، درخت مو، سرخس، خزه و خزه دریایی میشوند.میزان رشد یک گیاه عادی ۷۵-۲۰ میکرو متر در هر ساعت است.
تعریف
تعریف کلمه گیاه ازآنچه که ظاهراً به نظر میرسد بسیار مشکل تراست. اگرچه گیاه شناسان محدوده رده بندی گیاهان را تعریف کردهاند، مرزهای تعیین کننده اعضاء رده بندی گیاهان بسیار اختصاصی تر از تعریفات رایج «گیاه» است. ما گیاه را بعنوان یک موجود زنده یوکاریوت و دارای تعداد زیادی سلول تعریف میکنیم که عموما» فاقد اندامهای حسی یا حرکت ارادی بوده و در صورت رشد کامل دارای ریشه، ساقه و برگ میباشند. اما از نظر گیاهشناسی فقط گیاه آوندی دارای ریشه، ساقه وبرگ است. اما اگر منصفانه نگاه کنیم گیاهانی که ما هر روز با آنها مواجه هستیم، گیاهان آوندی میباشند.
تعریف دیگر گیاه که فراگیرتر میباشد، عبارت است از هرچیزی که فتواتوتروف میباشد- یعنی غذای خودش را از مواد خام غیر آلی و نور خورشید تولید کند. برای فردی که بر نقش خاصی که گیاهان در یک اکوسیستم بازی میکنند متمرکزشود این تعریف غیر منطقی نیست. اما در بین فتواتوتروپها، پروکاریوتهایی (پیش هسته) مخصوصا«باکتریهای فتواتوتروپ و سیانوفیتها وجود دارند. سیانوفیتها را گاهی اوقات (به دلایل خوبی) جلبکهای سبز– آبی مینامند. در اینجا این مشکل بوجود میآید که بیشتر مردم از جمله گیاه شناسان قارچ خوراکی را گیاه مینامند اگرچه قارچ خوراکی اندام باردهی قارچ میباشد (حوزه قارچها)، و اصلا» فتواتوتروپ نبوده، بلکه گندخوار (saprophytic) میباشد. و بیش از چند گونه گیاهان گل دار، قارچها و باکتریها وجود دارند که انگلی هستند.
ما قادر به ارائه پاسخی مطمئن نیستیم. فهرست خصوصیاتی که حوزه رده بندی گیاهان را از سایر حوزههای زیستشناسی جدا میکند حد اقل یک تعریف فنی ارائه میکند اما این تعریف مورد پسند همگان قرار نمیگیرد. بنابراین تعریف اصطلاح گیاه همیشه به معنی بیشتر موجودات زنده طبقه بندی شده در محدوده رده بندی گیاهان میباشد. مثلا«اگر جلبکهای سبز به وضوح گیاهانی جزورده بندی گیاهان هستند، پس بیشترمردم اکثرخزههای دریایی را هم که جزئی از (حوزه آغازیان (هستند، جزو جلبکهای سبز در نظر میگیرند. مشکل عدم وجود دقت یا توافق که در تعریف گیاه وجود دارد یکی از گفتههای مورد تفاهم است که اغلب در مقالات با آن مواجه هستیم از این قبیل:... آوند چوبی یکی از دو بافت انتقال در گیاه است. بطور کلی تصور نمیشود این جمله به معنی تمامی گیاهان، جلبکها با گیاهان گلدار باشد. به احتمال بسیار زیاد باکتریها یا قارچها را به حساب نمیآورد. در واقع معمولا» بهتر است اینگونه تصور شود که این بحث فقط به گیاهان آوندی مربوط میشود (ضرورتا«سرخسها، مخروط زاها،گیاهان گلدار و تعدادی دیگر) مگر اینکه به صورتی متفاوت بیان شود (مثلا»... در گیاهان آوندی و غیر آوندی اینگونهاست
ردههای گیاهان
ممکن است بخواهیم علاوه بر طبقه بندی علمی گیاهان یا روشهای مردم پسند تر براساس این سیستم، به طبقه بندی گیاهان با روشهای متفاوت دیگری بپردازیم که در ذیل به بررسی برخی از آنها میپردازیم: ممکن است گیاهان بر مبنای الگوهای رشد فصلی اشان مرتب شوند. البته گیاهان ساده مثل جلبکها دوران زندگی کوتاهی دارند و اصطلاحهای زیر در مورد آنها بکار نمیرود اما جمعیت جلبکها عموما«فصلی هستند. • سالانه: زندگی و تولید مثل در یک فصل رشد و نمو. • دوسالانه: زندگی در دو فصل رشد و نمو؛ تولید مثل معمولا» در سال دوم • چند ساله: زندگی در سالهای رشد نمو طولانی؛ ادامه به تولید مثل در یک مرحله گیاهان آوندی یا (غیر چوبی) هستند ویا چوبی. گیاه چوبی ممکن است درختانی باشند با یک یا چند تنه و شاخه که روی زمین بوجود میآیند ویا درختچههایی باشند بدون تنه، با شاخههایی که نزدیک سطح زمین قرار دارند. همچنین ممکن است گیاهان بر اساس چگونگی کاربردشان طبقه بندی شوند. گیاهان غذایی از جمله میوهها، سبزیجات، گیاهان دارویی و ادویهها میباشند.
گل
گُل یا شکوفه ساختار زایشی در گیاهان گلدار یا نهاندانه است. کارکرد زیستشناختی گل به هم رسانیدن یاختهٔ زایشی نر (اسپرم) و یاخته زایشی ماده (تخم) است. این فرایند با گردهافشانی آغاز و پس از لقاح به تشکیل دانه میانجامد.
گل را میتوان جوانهای تصور کرد که برای تولیدمثل گیاه مادر تغییر شکل یافتهاست. در جریان تبدیل برگ به گل، برگ از نظر شکل و رنگ دستخوش تغییرات فراوانی میشود. این برگهای تغییرشکلیافته را قسمتهای گل مینامند.
گلها میتوانند پیوند دو نژاد را تسهیل کنند (تلفیق اسپرم و تخم گلهای مختلف در یک گونه) یا درون گونه خود افزایش یابند (تلفیق اسپرم و تخم در همان گونه). بعضی از گلها بدون لقاح، دیاسپور تولید میکنند (parthenocarpy). گلها دارای اسپورانژیا هستند، جاییکه محتوی گامتوفیت میباشد. گلها منجر به تولید میوه و دانه میشوند. بعضی از گلها در دوره تکامل خود برای حیوانات جذاب هستند و این دلیلی است که حیوانات را عامل گرده افشانی آنها میکند. علاوه بر تسهیل تولید مثل گیاهان گلدار، گلها مدت طولانی است که توسط انسانها تحسین شده و برای زیباسازی محیط، نشانهای از عشق، آیین، مذهب، پزشکی و به عنوان منبع غذایی استفاده میشوند.
قطبنما
قُطبنما وسیلهای برای تعیین جهت و جهتیابی. این وسیله با استفاده از میدان مغناطیسی زمین جهت قطب شمال را نشان میدهد که در حقیقت شمال مغناطیسی زمین است؛ که با شمال حقیقی مقداری فاصله دارد. زاویه بین شمال حقیقی و شمال مغناطیسی، میل مغناطیسی نامیده می شود. امروزه برای تعیین شمال حقیقی از قطبنماهای پیشرفتهتری مانند قطبنمای ژیروسکوپی استفاده میشود.
تأثیرات جاذبههای مغناطیسی موضعی (فلز و الکتریسیته)

هر گاه قطبنما در نزدیکی اشیای آهنی یا فولادی و یا منابع الکتریکی قرار گرفته باشد، عقربهاش از جهت قطب مقداری منحرف میشود، که به آن انحراف مغناطیسی میگویند. کلاً به همراه داشتن اشیایی از جنس آهن یا انواع مشابه آن می تواند باعث اختلال در حرکت عقربه شود. حتی وجود یک گیره کاغذ روی نقشه ممکن است مساله ساز شود. بنابراین، هنگام استفاده از قطبنما باید مطمئن شویم که از اشیای انحرافدهنده آن، بهطور کلی دور است. همچنین احتمال تأثیرگذاری جاذبههای مغناطیسی موجود در خاک نیز وجود دارد، که بسیار نادر است.
در جدول زیر حداقل فاصلهی وسایل مختلف از قطبنما -برای اینکه قطبنما شمال مغناطیسی را به درستی نشان دهد- آمده است:
اشیا فاصله
خطوط برق فشار قوی 55 متر
کامیون و اتومبیل 10 متر
خطوط تلفن 10 متر
ابزار الکتریکی و مکانیکی 2 متر
کلاهکها و اشیاء کوچک فلزی 2/1 متر
قطبنمای پیشرفته
قطبنماهای پیشرفته که بیشتر در صنایع مخابرات و امور نظامی به کار برده میشوند، مجهز به سلولهای شبنما هستند که حتی در تاریکی شب عمل جهتنمایی را صورت دهند. این نوع قطبنماها در دوربینهای دو چشمی نظامی، تانکها، نفربرها و حتی در ساختمان برخی خودروهای پیشرفته نیز به کار می رود. از قطب نماهای پیشرفته در اندازه گیری طول جغرافیایی و عرض جغرافیاییِ محل نیز استفاده میکنند که در نقشهخوانی، پیادهسازی عملیات نظامی، دیدهبانی در مناطق جنگی و ... نقش تعیینکننده دارند.
قطب نمای M1
ساختمان قطب نماي M1
1 – دستگيره يا شصتي : حلقه اي است كه در انتهاي قطب نما قرار دارد و براي نگهداشتن قطب نما به حالت تراز در موقع استفاده بكار مي رود.
2 – درب قطب نما : درپوشي است آلومينيومي كه در وسط آن تار موئي قرار دارد و كاربرد تارموئي مانند مگسك اسلحه است و دو سر تار موئي دو نقطه فسفري (شبنما) وجود دارد و در موقع كار شبانه از آن استفاده مي شود .در حاشيه درب قطب نما خط كشي تعبيه شده است و بر اساس مقياس 000/50 : 1 بر مبناي كيلومتر مدرج شده است.
3 – تيغه نشانه روي و عدسي چشمي : تيغه ايست كه بالاي آن شكاف كوچكي همانند شكاف درجه اسلحه است و با زاويه 45 درجه نسبت به صفحه مدرج قرار ميگيرد و در موقع گرا گرفتن با كمك تار موئي بكار مي رود. در اين حال توسط عدسي چشمي كه در وسط تيغه تعبيه شده اعداد مربوط به گراي هدف نشانه روي شده قرائت مي شود. خواباندن تيغه بر روي صفحه قطب نما سبب قفل شدن صفحه مدرج مي شود.
4 – بدنه : كليه اجزاي قطب نما در داخل بدنه كه از جنس آلومينيوم است قرار دارد. در كنار اين محفظه خط كشي تعبيه شده كه با باز شدن كامل درب قطب نما ، خط كشي قطب نما را كامل ميكند.
5 – طوقه كار در شب : طوقه متحركي است كه جداره خارجي آن دندانه دار است و تعداد 120 دندانه دارد اين دندانه ها با زائده اي در كنار قطب نما در تماس است كه به هنگام چرخش تق تق صدا ميدهد و هر تقه برابر 3 درجه است . بر روي صفحه طوقه يك خط و يك نقطه فسفري مشاهده مي شود كه در موقع كار در شب از آن استفاده ميشود.(زاويه بين خط و نقطه 45 درجه و 15 تقه است)
6 – صفحه ثابت : در زير طوقه كار درشب صفحه شيشه اي ثابتي قرار دارد كه روي آن يك خط سياه بنام شاخص تعبيه شده . اين خط درست در امتداد شكاف تيغه نشانه روي و تار موئي قرار دارد كه در موقع گرا گرفتن هر عددي زير شاخص باشد گراي آن امتداد است.
7 – صفحه مدرّج : صفحه ايست لغزنده كه عقربه مغناطيسي روي آن نقش بسته است .بر روي اين صفحه دو گونه تقسيم بندي وجود دارد.
الف : تقسيم بندي داخلي كه برحسب درجه صورت گرفته و به رنگ قرمز ميباشد كه به ازاي هر 5 درجه علامت گذاري وهر 20 درجه عددگذاري شده است.(محيط دايره به 360 قسمت مساوي تقسيم شده و زاويه بين دو شعاع دايره كه يك قسمت را فرا گرفته است ، يك درجه نام دارد).
ب : تقسيم بندي خارجي كه برحسب ميليم غربي و برنگ سياه است كه به ازاي هر 20 ميليم علامت گذاري و هر هر 200 ميليم عددگذاري شده است ولي دو صفر سمت راست آن اعداد بمنظور اختصار حذف شده است.(در اين تقسيم بندي محيط دايره به 6400 قسمت تقسيم شده كه هر قسمت آنرا يك ميليم گويند).
شمال
شُمال (شِمال هم تلفظ شده) یا آپا یا اَپاختَر، یکی از چهار جهت اصلی است.
در نقشهها جهت شمال را همیشه به سوی بالای نقشه نشان میدهند.
پیرامون واژه
شمال واژهای عربی و فارسی آن آپا یا اَپاختَر است.در زبان پارسی میانه، خشکیهای شمال غربی کره زمین را وُروبَرشت و خشکیهای شمال شرقی را وُروژَرشت مینامیدند.در بُندَهِش آمده که برای هر جهت اصلی یک سپاهبد گمارده شده و سپاهبد شمال، ستاره هفتاورنگ (محتملاً نگهبان شمال) است.
در زبان
در سند املاک از شمال قیدی ساخته میشود به صورت «شمالاً». (نمونه: این مکان شمالاً به زمین فروشنده محدود است.) به افراد و چیزهای منسوب به شمال، شمالی یا شمالیه (نمونه: بلاد شمالیه) گفته میشود. در ادبیات شمالیپیکران به معنی ستارگانی است که از شمال طلوع میکنند.به منطقه بالای مدار قطب شمال در فارسی شمالگان گفته میشود.
باختر
باختر یا غَرب یکی از چهار جهت اصلی در جغرافیا است که در نقشهها معمولاً در سمت چپ نقشه است. باختر محل فروشدن یا غروب خورشید و بنابراین جهت مخالف گردش زمین است. به هنگام ناوبری برای رفتن به سوی باختر باید سمت قطبنما را روی °۲۷۰ قرار داد.
کاربرد امروزی
لغتنامههایی که مشخصاً به فارسی امروز میپردازند دربارهٔ واژهٔ «باختر» چنین آوردهاند:
فرهنگ معاصر فارسی (صدری افشار و دیگران:۱۳۸۱) «باختر» را ادبی میداند و به مدخل غرب (که مفصلتر است) ارجاع میدهد.
فرهنگ روز سخن (انوری:۱۳۸۳) «باختر» را «مغرب» (که باز مدخل مفصلتری است) معنی میکند.
با توجه به این که هر دوی این فرهنگها مدخل مفصلتری تحت «مغرب» یا «غرب» دارند، به نظر میرسد که باید فرض کرد واژهٔ «باختر» به نظر این فرهنگنویسان از واژههای «غرب» و «مغرب» مهجورتر است.
کاربرد قدیمیتر
«باختر» در ادبیات فارسی به معنی شمال و شرق هم استفاده میشده است.
در لغتنامه دهخدا دو مدخل برای «باختر» وجود دارد: یکی به عنوان جهت جغرافیایی و دیگری به عنوان سرزمین باکتریا (بلخ). در مورد مدخل اول (که موضوع این صفحه است)، برای معنی شمال (برای این کلمه)، تنها به اوستا اشاره شده است (و برای آن نیز باختر را با واژهٔ اوستایی «اپاختر» - apãxtar - یعنی آنطرفتر یکی گرفته است).
در بعضی از مثالهایی که از متون قدیمی فارسی برای این کلمه آورده شده است، باختر متضاد خاور است. همچنین در جایی (به نقل از شرفنامهٔ منیری) اشاره شده است:
«تحقیق آنست که باختر مخفف با اختر است و اختر ماه و آفتاب هر دو را گویند پس باختر مشرق و مغرب را توان گفت ازین جهت متقدمین بر هر دو معنی این لفظ را استعمال کردهاند لیکن خوار به معنی خور بیشتر آمده از این جهت خاور به معنی مشرق بیشتر استفاده میشود ...»
در یکی از پاورقیهای مربوط به این کلمه نیز آمده است:
«شاید اختلافاتیکه در معنی باختر روی داده از باختریان (بلخ) باشد که مردم در همسایگی جنوب او، او را شمال و در شمال جنوب، و در مغرب مشرق و در مشرق مغرب مینامیدهاند.»
در نمونههایی از اشعار شاعران فارسیزبان (از فردوسی و ناصرخسرو گرفته تا خاقانی و نظامی و سعدی)، باختر به معنای مغرب بهکار رفته است
. البته مثالهایی نیز از کاربرد عکس آن وجود دارد (در اشعار فرخی و عنصری و سوزنی و دو بیت در بعضی از نسخ شاهنامه).
خاور
خاوَر واژهای پارسی برابر با شرق عربی است. در جغرافیا، خاور امروزه به معنی شرق، یکی از چهار جهت اصلی، است.
کاربردهای قدیمی
البته در اصل خاور در زبان پارسی بازماندهٔ واژهٔ خوربران یا «خوروران» (جای بردن خورشید، جای غروب خورشید) یعنی غرب است.
در پارسی به شرق «خوراسان» (که همین نام را روی استان خراسان گذاشتند زیرا شرق ایران بزرگ بود) و به شمال «اپاختر» (واژهٔ امروزی باختر نیز که به غرب گویند بازماندهٔ اپاختر است) گویند.
فرهنگ فارسی عمید و لغتنامه دهخدا این را تایید میکند. مثلاً در بیتی از رودکی، «مهر دیدم بامدادان چون بتافت، از خراسان سوی خاور میشتافت» یا در بیتی از خاقانی «چون پخت نان زرین اندر تنور مشرق، افتاد قرص سیمین اندر دهان خاور» به معنی اصیلش آمدهاست.
خاور در بعضی از لغتنامههای قدیمیتر، از جمله برهان قاطع و آنندراج، به هر دو معنی ذکر شده است.
جنوب
«نیمروز» تغییر مسیری به این صفحه است. برای کاربردهای دیگر نیمروز (ابهامزدایی) را ببینید.جنوب یا نیمروز یکی از چهار جهت اصلی است. جنوب نقطه مقابل شمال است و ۹۰ درجه با خاور و باختر اختلاف جهت دارد. بطور قراردادی در نقشهها، نقطه یا جهت پایینی نقشه را جنوب مینامند.
جهتیابی
جهتیابی، یافتن جهتهای جغرافیایی است. جهتیابی در بسیاری از موارد کاربرد دارد. برای نمونه وقتی در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شدهباشید، با دانستن جهتهای جغرافیایی، میتوانید به مکان مورد نظرتان برسید. یکی از استفادههای مسلمانان از جهتیابی، یافتن قبله برای نماز خواندن و ذبح حیوانات است. کوهنوردان، نظامیان، جنگلبانان و... هم به دانستن روشهای جهتیابی نیازمندند.
هرچند امروزه با وسایلی مانند قطبنما یا سامانه موقعیتیاب جهانی (جیپیاس) میتوان به راحتی و با دقت بسیار زیاد جهت جغرافیایی را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روشهای دیگر جهتیابی مفید و کاراست.
جهتهای اصلی و فرعی
اگر رو به شمال بایستیم، سمت راست مشرق (شرق، خاور)، سمت چپ مغرب (غرب، باختر) و پشت سر جنوب است. این چهار جهت را جهتهای اصلی مینامند. بین هر دو جهت اصلی یک جهت فرعی وجود دارد. مثلاً نیمساز جهتهای شمال و شرق، جهت شمالِ شرقی (شمالِ شرق) را مشخص میکند.
با دانستن یکی از جهتها، بقیهٔ جهتها را میتوان به سادگی مشخص نمود. مثلاً اگر به سوی شمال ایستاده باشید، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.
روشهای جهتیابی
برخی روشهای جهتیابی مخصوص روز، و برخی ویژهٔ شب اند. برخی روشها هم در همهٔ مواقع کارا هستند. توجه شود که:
بسیاری از این روشها کاملاً دقیق نیستند و صرفاً جهتهای اصلی را به صورت تقریبی مشخص میکنند. برای جهتهای دقیق باید از قطبنما استفاده کرد، و میل مغناطیسی و انحراف مغناطیسی آن را هم در نظر داشت.
آنچه گفته میشود اکثراً مربوط به نیمکره شمالی است؛ به طور دقیقتر، بالای ۲۳٫۵ درجه (بالای مدار رأسالسرطان). در نیمکره جنوبی در برخی روشها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آنچه گفته میشود باشد.
قُطبنما وسیلهای برای تعیین جهت و جهتیابی. این وسیله با استفاده از میدان مغناطیسی زمین جهت قطب شمال را نشان میدهد که در حقیقت شمال مغناطیسی زمین است؛ که با شمال حقیقی مقداری فاصله دارد. زاویه بین شمال حقیقی و شمال مغناطیسی، میل مغناطیسی نامیده می شود. امروزه برای تعیین شمال حقیقی از قطبنماهای پیشرفتهتری مانند قطبنمای ژیروسکوپی استفاده میشود.
تأثیرات جاذبههای مغناطیسی موضعی (فلز و الکتریسیته)

هر گاه قطبنما در نزدیکی اشیای آهنی یا فولادی و یا منابع الکتریکی قرار گرفته باشد، عقربهاش از جهت قطب مقداری منحرف میشود، که به آن انحراف مغناطیسی میگویند. کلاً به همراه داشتن اشیایی از جنس آهن یا انواع مشابه آن می تواند باعث اختلال در حرکت عقربه شود. حتی وجود یک گیره کاغذ روی نقشه ممکن است مساله ساز شود. بنابراین، هنگام استفاده از قطبنما باید مطمئن شویم که از اشیای انحرافدهنده آن، بهطور کلی دور است. همچنین احتمال تأثیرگذاری جاذبههای مغناطیسی موجود در خاک نیز وجود دارد، که بسیار نادر است.
در جدول زیر حداقل فاصلهی وسایل مختلف از قطبنما -برای اینکه قطبنما شمال مغناطیسی را به درستی نشان دهد- آمده است:
اشیا فاصله
خطوط برق فشار قوی 55 متر
کامیون و اتومبیل 10 متر
خطوط تلفن 10 متر
ابزار الکتریکی و مکانیکی 2 متر
کلاهکها و اشیاء کوچک فلزی 2/1 متر
قطبنمای پیشرفته
قطبنماهای پیشرفته که بیشتر در صنایع مخابرات و امور نظامی به کار برده میشوند، مجهز به سلولهای شبنما هستند که حتی در تاریکی شب عمل جهتنمایی را صورت دهند. این نوع قطبنماها در دوربینهای دو چشمی نظامی، تانکها، نفربرها و حتی در ساختمان برخی خودروهای پیشرفته نیز به کار می رود. از قطب نماهای پیشرفته در اندازه گیری طول جغرافیایی و عرض جغرافیاییِ محل نیز استفاده میکنند که در نقشهخوانی، پیادهسازی عملیات نظامی، دیدهبانی در مناطق جنگی و ... نقش تعیینکننده دارند.
قطب نمای M1
ساختمان قطب نماي M1
1 – دستگيره يا شصتي : حلقه اي است كه در انتهاي قطب نما قرار دارد و براي نگهداشتن قطب نما به حالت تراز در موقع استفاده بكار مي رود.
2 – درب قطب نما : درپوشي است آلومينيومي كه در وسط آن تار موئي قرار دارد و كاربرد تارموئي مانند مگسك اسلحه است و دو سر تار موئي دو نقطه فسفري (شبنما) وجود دارد و در موقع كار شبانه از آن استفاده مي شود .در حاشيه درب قطب نما خط كشي تعبيه شده است و بر اساس مقياس 000/50 : 1 بر مبناي كيلومتر مدرج شده است.
3 – تيغه نشانه روي و عدسي چشمي : تيغه ايست كه بالاي آن شكاف كوچكي همانند شكاف درجه اسلحه است و با زاويه 45 درجه نسبت به صفحه مدرج قرار ميگيرد و در موقع گرا گرفتن با كمك تار موئي بكار مي رود. در اين حال توسط عدسي چشمي كه در وسط تيغه تعبيه شده اعداد مربوط به گراي هدف نشانه روي شده قرائت مي شود. خواباندن تيغه بر روي صفحه قطب نما سبب قفل شدن صفحه مدرج مي شود.
4 – بدنه : كليه اجزاي قطب نما در داخل بدنه كه از جنس آلومينيوم است قرار دارد. در كنار اين محفظه خط كشي تعبيه شده كه با باز شدن كامل درب قطب نما ، خط كشي قطب نما را كامل ميكند.
5 – طوقه كار در شب : طوقه متحركي است كه جداره خارجي آن دندانه دار است و تعداد 120 دندانه دارد اين دندانه ها با زائده اي در كنار قطب نما در تماس است كه به هنگام چرخش تق تق صدا ميدهد و هر تقه برابر 3 درجه است . بر روي صفحه طوقه يك خط و يك نقطه فسفري مشاهده مي شود كه در موقع كار در شب از آن استفاده ميشود.(زاويه بين خط و نقطه 45 درجه و 15 تقه است)
6 – صفحه ثابت : در زير طوقه كار درشب صفحه شيشه اي ثابتي قرار دارد كه روي آن يك خط سياه بنام شاخص تعبيه شده . اين خط درست در امتداد شكاف تيغه نشانه روي و تار موئي قرار دارد كه در موقع گرا گرفتن هر عددي زير شاخص باشد گراي آن امتداد است.
7 – صفحه مدرّج : صفحه ايست لغزنده كه عقربه مغناطيسي روي آن نقش بسته است .بر روي اين صفحه دو گونه تقسيم بندي وجود دارد.
الف : تقسيم بندي داخلي كه برحسب درجه صورت گرفته و به رنگ قرمز ميباشد كه به ازاي هر 5 درجه علامت گذاري وهر 20 درجه عددگذاري شده است.(محيط دايره به 360 قسمت مساوي تقسيم شده و زاويه بين دو شعاع دايره كه يك قسمت را فرا گرفته است ، يك درجه نام دارد).
ب : تقسيم بندي خارجي كه برحسب ميليم غربي و برنگ سياه است كه به ازاي هر 20 ميليم علامت گذاري و هر هر 200 ميليم عددگذاري شده است ولي دو صفر سمت راست آن اعداد بمنظور اختصار حذف شده است.(در اين تقسيم بندي محيط دايره به 6400 قسمت تقسيم شده كه هر قسمت آنرا يك ميليم گويند).
شمال
شُمال (شِمال هم تلفظ شده) یا آپا یا اَپاختَر، یکی از چهار جهت اصلی است.
در نقشهها جهت شمال را همیشه به سوی بالای نقشه نشان میدهند.
پیرامون واژه
شمال واژهای عربی و فارسی آن آپا یا اَپاختَر است.در زبان پارسی میانه، خشکیهای شمال غربی کره زمین را وُروبَرشت و خشکیهای شمال شرقی را وُروژَرشت مینامیدند.در بُندَهِش آمده که برای هر جهت اصلی یک سپاهبد گمارده شده و سپاهبد شمال، ستاره هفتاورنگ (محتملاً نگهبان شمال) است.
در زبان
در سند املاک از شمال قیدی ساخته میشود به صورت «شمالاً». (نمونه: این مکان شمالاً به زمین فروشنده محدود است.) به افراد و چیزهای منسوب به شمال، شمالی یا شمالیه (نمونه: بلاد شمالیه) گفته میشود. در ادبیات شمالیپیکران به معنی ستارگانی است که از شمال طلوع میکنند.به منطقه بالای مدار قطب شمال در فارسی شمالگان گفته میشود.
باختر
باختر یا غَرب یکی از چهار جهت اصلی در جغرافیا است که در نقشهها معمولاً در سمت چپ نقشه است. باختر محل فروشدن یا غروب خورشید و بنابراین جهت مخالف گردش زمین است. به هنگام ناوبری برای رفتن به سوی باختر باید سمت قطبنما را روی °۲۷۰ قرار داد.
کاربرد امروزی
لغتنامههایی که مشخصاً به فارسی امروز میپردازند دربارهٔ واژهٔ «باختر» چنین آوردهاند:
فرهنگ معاصر فارسی (صدری افشار و دیگران:۱۳۸۱) «باختر» را ادبی میداند و به مدخل غرب (که مفصلتر است) ارجاع میدهد.
فرهنگ روز سخن (انوری:۱۳۸۳) «باختر» را «مغرب» (که باز مدخل مفصلتری است) معنی میکند.
با توجه به این که هر دوی این فرهنگها مدخل مفصلتری تحت «مغرب» یا «غرب» دارند، به نظر میرسد که باید فرض کرد واژهٔ «باختر» به نظر این فرهنگنویسان از واژههای «غرب» و «مغرب» مهجورتر است.
کاربرد قدیمیتر
«باختر» در ادبیات فارسی به معنی شمال و شرق هم استفاده میشده است.
در لغتنامه دهخدا دو مدخل برای «باختر» وجود دارد: یکی به عنوان جهت جغرافیایی و دیگری به عنوان سرزمین باکتریا (بلخ). در مورد مدخل اول (که موضوع این صفحه است)، برای معنی شمال (برای این کلمه)، تنها به اوستا اشاره شده است (و برای آن نیز باختر را با واژهٔ اوستایی «اپاختر» - apãxtar - یعنی آنطرفتر یکی گرفته است).
در بعضی از مثالهایی که از متون قدیمی فارسی برای این کلمه آورده شده است، باختر متضاد خاور است. همچنین در جایی (به نقل از شرفنامهٔ منیری) اشاره شده است:
«تحقیق آنست که باختر مخفف با اختر است و اختر ماه و آفتاب هر دو را گویند پس باختر مشرق و مغرب را توان گفت ازین جهت متقدمین بر هر دو معنی این لفظ را استعمال کردهاند لیکن خوار به معنی خور بیشتر آمده از این جهت خاور به معنی مشرق بیشتر استفاده میشود ...»
در یکی از پاورقیهای مربوط به این کلمه نیز آمده است:
«شاید اختلافاتیکه در معنی باختر روی داده از باختریان (بلخ) باشد که مردم در همسایگی جنوب او، او را شمال و در شمال جنوب، و در مغرب مشرق و در مشرق مغرب مینامیدهاند.»
در نمونههایی از اشعار شاعران فارسیزبان (از فردوسی و ناصرخسرو گرفته تا خاقانی و نظامی و سعدی)، باختر به معنای مغرب بهکار رفته است
. البته مثالهایی نیز از کاربرد عکس آن وجود دارد (در اشعار فرخی و عنصری و سوزنی و دو بیت در بعضی از نسخ شاهنامه).
خاور
خاوَر واژهای پارسی برابر با شرق عربی است. در جغرافیا، خاور امروزه به معنی شرق، یکی از چهار جهت اصلی، است.
کاربردهای قدیمی
البته در اصل خاور در زبان پارسی بازماندهٔ واژهٔ خوربران یا «خوروران» (جای بردن خورشید، جای غروب خورشید) یعنی غرب است.
در پارسی به شرق «خوراسان» (که همین نام را روی استان خراسان گذاشتند زیرا شرق ایران بزرگ بود) و به شمال «اپاختر» (واژهٔ امروزی باختر نیز که به غرب گویند بازماندهٔ اپاختر است) گویند.
فرهنگ فارسی عمید و لغتنامه دهخدا این را تایید میکند. مثلاً در بیتی از رودکی، «مهر دیدم بامدادان چون بتافت، از خراسان سوی خاور میشتافت» یا در بیتی از خاقانی «چون پخت نان زرین اندر تنور مشرق، افتاد قرص سیمین اندر دهان خاور» به معنی اصیلش آمدهاست.
خاور در بعضی از لغتنامههای قدیمیتر، از جمله برهان قاطع و آنندراج، به هر دو معنی ذکر شده است.
جنوب
«نیمروز» تغییر مسیری به این صفحه است. برای کاربردهای دیگر نیمروز (ابهامزدایی) را ببینید.جنوب یا نیمروز یکی از چهار جهت اصلی است. جنوب نقطه مقابل شمال است و ۹۰ درجه با خاور و باختر اختلاف جهت دارد. بطور قراردادی در نقشهها، نقطه یا جهت پایینی نقشه را جنوب مینامند.
جهتیابی
جهتیابی، یافتن جهتهای جغرافیایی است. جهتیابی در بسیاری از موارد کاربرد دارد. برای نمونه وقتی در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شدهباشید، با دانستن جهتهای جغرافیایی، میتوانید به مکان مورد نظرتان برسید. یکی از استفادههای مسلمانان از جهتیابی، یافتن قبله برای نماز خواندن و ذبح حیوانات است. کوهنوردان، نظامیان، جنگلبانان و... هم به دانستن روشهای جهتیابی نیازمندند.
هرچند امروزه با وسایلی مانند قطبنما یا سامانه موقعیتیاب جهانی (جیپیاس) میتوان به راحتی و با دقت بسیار زیاد جهت جغرافیایی را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روشهای دیگر جهتیابی مفید و کاراست.
جهتهای اصلی و فرعی
اگر رو به شمال بایستیم، سمت راست مشرق (شرق، خاور)، سمت چپ مغرب (غرب، باختر) و پشت سر جنوب است. این چهار جهت را جهتهای اصلی مینامند. بین هر دو جهت اصلی یک جهت فرعی وجود دارد. مثلاً نیمساز جهتهای شمال و شرق، جهت شمالِ شرقی (شمالِ شرق) را مشخص میکند.
با دانستن یکی از جهتها، بقیهٔ جهتها را میتوان به سادگی مشخص نمود. مثلاً اگر به سوی شمال ایستاده باشید، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.
روشهای جهتیابی
برخی روشهای جهتیابی مخصوص روز، و برخی ویژهٔ شب اند. برخی روشها هم در همهٔ مواقع کارا هستند. توجه شود که:
بسیاری از این روشها کاملاً دقیق نیستند و صرفاً جهتهای اصلی را به صورت تقریبی مشخص میکنند. برای جهتهای دقیق باید از قطبنما استفاده کرد، و میل مغناطیسی و انحراف مغناطیسی آن را هم در نظر داشت.
آنچه گفته میشود اکثراً مربوط به نیمکره شمالی است؛ به طور دقیقتر، بالای ۲۳٫۵ درجه (بالای مدار رأسالسرطان). در نیمکره جنوبی در برخی روشها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آنچه گفته میشود باشد.
ساعت : 7:40 am | نویسنده : admin
|
مطلب بعدی








